از تصویر دولتِ دلسوز تا ضرورتِ انسجام اجتماعی و نوآوریِ اقتصادی
در شرایط حساس کنونی که کشور با ترکیبی از تهدیدات نظامی، اقتصادی و روانی مواجه است، محورهای کلیدی پیام رهبری، چارچوبی راهبردی برای حرکتِ جامعه ترسیم میکند. از تصویرِ دولتی که شایستهٔ تقدیر است تا تأکید بر انسجامِ اجتماعی بهعنوان یک خطِّ قرمز، و از ضرورتِ روایتِ قوت و قدرت تا نگاهِ فراراهبردی به تعلیم و تربیت، همه در یک منظومهٔ فکریِ منسجم قرار گرفتهاند. این گزارش، پنج محورِ اصلیِ این پیامِ راهبردی را واکاوی میکند و نشان میدهد که چگونه این اصول میتواند مسیرِ حرکتِ جامعه را در برابرِ فشارهایِ بیرونی تعیین کند.
شهید مهدی صابری؛ فرمانده جوان فاطمیون که عشق به حضرت علیاکبر(ع) را به میدان جهاد برد
او افغانستانی بود، اما مرزهای جغرافیایی برایش معنایی نداشت. مهدی صابری، جوان ۲۵ سالهٔ لشکر فاطمیون، عشق به حضرت علیاکبر(ع) را چنان در دل داشت که نام آن حضرت را بر سرِ گروهانِ خود نهاد و در میدانِ نبرد با تروریستهای تکفیری، هم فرمانده بود، هم رزمنده، هم امدادگر. او در ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ در سوریه به شهادت رسید؛ اما پیش از آن، وصیتی از خود به جای گذاشت که با عبارت «یا علیاکبر لیلا» آغاز میشد. این گزارش، روایتِ زندگیِ فرماندهای است که با وجودِ سنِ کم، چنان در میدان رشد کرد که پس از شهادتش، جای خالیاش برای یک مجموعهٔ بزرگِ نظامی و اعتقادی احساس شد.
از ماشیح تا مهدی؛ روایتی از انتظار نجاتبخش در اسلام، مسیحیت و یهودیت
تاریخ، افقی روشن دارد و وعدهٔ غلبهٔ خیر و حق بر شر، در اشکال گوناگون در متون و اندیشههای دینی بازتاب یافته است. در اسلام، این امید در مفهوم «مهدویت» به صورتی روشن و منسجمتر بیان شده و حضرت ولیعصر(عج) به عنوان منجی موعود و برپاکنندهٔ عدالت جهانی شناخته میشود. در مسیحیت، بازگشت حضرت عیسی(ع) و تحقق نهایی ملکوت خداوند، و در یهودیت، ظهور ماشیح و عصر موعود، هر یک روایتهایی از این امید مشترک هستند. این گزارش، ابعادِ این باورِ عمیق را در سه سنتِ ابراهیمی واکاوی میکند.
شهید مهدی نوروزی؛ «شیر سامرا» که از کرمانشاه تا میدانِ دفاع از حرم، خطِّ مقدم را رها نکرد
۲۰ دی ۱۳۹۳، در منطقهٔ العویناتِ حومهٔ سامرا، تکتیراندازِ داعش، گلولهای را به سینهٔ مردی نشانه گرفت که روزها پیش، لقبِ «شیر سامرا» را برای خودش به ارمغان آورده بود. مهدی نوروزی، فرماندهٔ عملیاتِ ویژهٔ سامرا، در همان لحظه به آرزویش رسید؛ اما پیش از آن، بهقدری در میدان درخشیده بود که پس از شهادتش، نیروهایِ مقاومت، او را با همان لقب صدا میزدند. از کرمانشاه تا سامرا، از نوجوانیِ بسیجی تا فرماندهیِ عملیاتهایِ حساس، او روایتِ مردی است که جهاد را از زندگیِ روزمره جدا نمیدانست و در واپسین لحظات، ذکرِ «یا حسین(ع)» و «یا زهرا(س)» بر لب داشت.
مستضعفین در مکتب انقلاب
در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، عدالت زمانی از یک مفهوم نظری به یک واقعیت اجتماعی تبدیل میشود که اثر آن در زندگی کسانی دیده شود که کمترین برخورداری را از امکانات و فرصتها دارند. از همین منظر، «مستضعفین» را نمیتوان یک موضوع فرعی در سیاستگذاری دانست؛ بلکه نحوه مواجهه یک جامعه با محرومان، یکی از مهمترین معیارهای سنجش میزان عدالت آن جامعه است. این گزارش، لایههای این مفهوم راهبردی را از منظر بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی واکاوی میکند و نشان میدهد که چگونه مستضعفین، از یک گروه نیازمند به معیاری برای سنجش کارآمدی نظام اسلامی تبدیل میشوند.
نه قربانی تاریخ، که «ائمه و پیشوایان بالقوه عالم بشریت»
«مستضعف» در ادبیات سیاسی و اجتماعی امروز، اغلب با مفاهیمی مانند محروم، فقیر، فرودست و قشر آسیبپذیر شناخته میشود؛ اما در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، این واژه معنایی فراتر از یک تعریف اقتصادی یا اجتماعی دارد. در نگاه ایشان، مستضعف تنها کسی نیست که امکانات کمتری در اختیار دارد؛ بلکه مفهومی قرآنی است که با قدرت، اراده، آیندهسازی و وراثت زمین پیوند خورده است. این گزارش، لایههای این مفهوم راهبردی را از منظر بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی واکاوی میکند و نشان میدهد که چگونه مستضعف، از یک «قشر آسیبپذیر» به «وارثان زمین» و «پیشوایان بالقوه عالم بشریت» تبدیل میشود.
روایتی از حکومت جهانی مهدوی در اندیشهٔ علامه طباطبایی، مطهری و شهید صدر
در اندیشهٔ اسلامی، حکومت جهانی مهدوی، صرفاً تغییر یک نظام سیاسی یا جابهجاییِ قدرت نیست؛ بلکه تحققِ الگویی جهانی از عدالت، توحید، کرامتِ انسان و حاکمیتِ حق است. متفکرانِ اسلامی، هرکدام با روش و زبانِ خاص خود، مسئلهٔ مهدویت را در پیوند با آیندهٔ انسان، عدالتِ اجتماعی، رسالتِ انبیا و سرنوشتِ تاریخ بررسی کردهاند. از قرآن و آیاتِ وعدهٔ الهی تا میراثِ گرانبارِ شیعه و اندیشهٔ معاصر، همگی بر یک حقیقتِ مشترک تأکید دارند: حکومتِ مهدوی، افقِ نهاییِ عدالت است و انتظار، تمرینِ امروزِ آن عدالت در زندگیِ فردی و اجتماعیِ منتظران.
روایتی از پیوندِ قلبیِ عالمانِ شیعه با امامِ عصر(عج)
دعا برای فرجِ حضرتِ ولیعصر(عج)، یکی از جلوههایِ عمیقِ فرهنگِ مهدویت در میانِ شیعیان است؛ دعایی که در طولِ قرنها، در کنارِ عبادت، تهذیبِ نفس، تعلیم و تبلیغِ معارفِ اهلبیت(ع)، در زندگیِ عالمانِ شیعه جایگاهی ویژه داشته است. برایِ عالمان و فقهایِ شیعه، دعا برایِ فرج، صرفاً تکرارِ یک عبارت نبود، بلکه نشانهی پیوندِ قلبی با امامِ عصر(عج)، امید به تحقّقِ وعدهی الهی و احساسِ مسئولیت در دورانِ غیبت بود. این گزارش، لایههایِ معنوی و عملیِ این سنتِ دیرینه را از منظرِ سیرهٔ عالمان و آموزههایِ روایی واکاوی میکند.
شهید عباس آسمیه
او کتابِ شهدا را میخواند تا از آنان درس بگیرد؛ و سرانجام خودش به صفحهای از همان کتاب تبدیل شد. شهید عباس آسمیه، جوانی ۲۶ ساله از دیارِ البرز، که زندگیاش با مسجد، هیئت، مطالعهٔ معارف اسلامی و خدمت در سپاه پیوند خورده بود، در ۲۱ دیماه ۱۳۹۴ در منطقهٔ خانطومانِ سوریه، در نبرد با تروریستهای تکفیری، به کاروانِ شهدا پیوست. پیکرِ مطهرش اما سالها در آن سرزمین باقی ماند و پس از حدود هفت سال تفحّص و شناسایی، به آغوشِ وطن بازگشت. او که پیش از شهادت، زندگیِ شهدا را میخواند و از آنان الهام میگرفت، خود نیز روایتی شد از ایمان، مسئولیتپذیری و ایثارِ نسلِ جوان؛ نسلی که از دفاعِ مقدس فقط شنیده بود، اما فرهنگِ آن را در جبههای دیگر، بهدرستی ادامه داد.






































































