سه شنبه, ۳۱ شهریور , ۱۴۰۵
نوجوانان ایران؛ قربانیان خاموشِ فرسایش فرهنگی ـ اجتماعی 17 شهریور 1405
چهار بحران به‌هم‌پیوسته که یک نسل را نشانه گرفته‌اند

نوجوانان ایران؛ قربانیان خاموشِ فرسایش فرهنگی ـ اجتماعی

نوجوان ایرانی امروز در میان دو جهان زندگی می‌کند؛ از یک سو، خانواده، مدرسه و سنت‌هایی که از هویت ایرانی ـ اسلامی سخن می‌گویند و از سوی دیگر، فضای مجازی که هر لحظه الگوهای تازه‌ای از سبک زندگی، موفقیت، رابطه و «خودِ مطلوب» را پیش روی او می‌گذارد. این نوجوان نه فقط با بحران هویت، بلکه با زنجیره‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته مواجه است؛ زنجیره‌ای که از هویت آغاز می‌شود، به سبک زندگی و فضای مجازی می‌رسد و در نهایت، خانواده و مدرسه را نیز درگیر می‌کند.

مهدویت و گفت‌وگوی ادیان؛ از عدالت تا امید، روایتی از پرسش‌های مشترک بشر 17 شهریور 1405
از اختلاف تا اشتراک؛ ظرفیت‌های مهدویت برای گفت‌وگوی ادیان

مهدویت و گفت‌وگوی ادیان؛ از عدالت تا امید، روایتی از پرسش‌های مشترک بشر

مهدویت تنها یک آموزه درون‌دینی در مکتب تشیع نیست، بلکه از ظرفیت بالایی برای گفت‌وگو با دیگر ادیان و اندیشه‌های دینی درباره آینده بشر، عدالت، نجات و پایان رنج‌های انسان برخوردار است. اگرچه ادیان مختلف درباره شخصیت منجی، زمان ظهور او و چگونگی تحقق وعده الهی دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما در بسیاری از سنت‌های دینی می‌توان یک دغدغه مشترک را مشاهده کرد: باور به اینکه تاریخ بشر در نهایت به سوی وضعیتی بهتر، عادلانه‌تر و معنوی‌تر حرکت خواهد کرد.

زندگی و زمانه شهید مدافع حرم، مهدی عزیزی 16 شهریور 1405
از کوچه‌های محله اتابک تا حریم حضرت زینب(س)

زندگی و زمانه شهید مدافع حرم، مهدی عزیزی

او از نسل نخست مدافعان حرم بود؛ روزهایی که هنوز عنوان «مدافع حرم» برای افکار عمومی آشنا نشده بود و رزمندگان در سکوت و بی‌ادعا، راهی سوریه می‌شدند. مهدی عزیزی، جوانی از محله اتابک تهران، که سال‌ها در مسجد و هیئت بزرگ شده بود، در ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ در جریان دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید. او در ۳۰ سالگی، در روزهایی که هنوز شمار شهدای ایرانی مدافع حرم اندک بود، نام خود را در میان نخستین شهیدان این مسیر ثبت کرد.

روایتی از بشارت ظهور در سه سنت ابراهیمی 14 شهریور 1405
از «ماشیح» تا «مهدی»

روایتی از بشارت ظهور در سه سنت ابراهیمی

باور به آینده‌ای نجات‌بخش و غلبه نهایی حق و عدالت، در سه سنت بزرگ ابراهیمی سابقه‌ای دیرینه دارد. در تورات، انتظار «ماشیح» و تحقق وعده‌های الهی؛ در انجیل، بازگشت مسیح و تحقق ملکوت خداوند؛ و در قرآن، وعده حاکمیت صالحان و غلبه نهایی حق، همگی روایت‌هایی از یک حقیقتِ واحدند: آینده جهان، آینده‌ای نیست که در آن ظلم برای همیشه باقی بماند. این گزارش، بشارت ظهور را در سه کتاب آسمانی واکاوی می‌کند و نقاط اشتراک و افتراق این باورِ عمیق را به تصویر می‌کشد.

آینده جهان از نگاه کتاب‌های آسمانی؛ وعده‌ای مشترک در افقِ عدالت و نجات 13 شهریور 1405
از تورات تا قرآن؛ روایتی از آینده مشترک در کتاب‌های آسمانی

آینده جهان از نگاه کتاب‌های آسمانی؛ وعده‌ای مشترک در افقِ عدالت و نجات

آینده جهان در نگاه کتاب‌های آسمانی، صرفاً ادامه بی‌پایان وضعیت موجود نیست. در متون ادیان ابراهیمی، تاریخ بشر افقی دارد که در آن حق، عدالت و نجات بر ظلم، فساد و تباهی غلبه خواهد کرد. هر یک از این کتاب‌ها این آینده را با زبان و چارچوب اعتقادی خاص خود ترسیم کرده‌اند، اما در کنار تفاوت‌های مهم، یک پیام مشترک دیده می‌شود: ظلم سرنوشت نهایی انسان نیست. از قرآن و وعده حاکمیت صالحان تا تورات و تصویر صلح‌آمیز اشعیا، و از انجیل و بازگشت مسیح تا کتاب مکاشفه و «آسمانی جدید و زمینی جدید»، همگی روایت‌هایی از یک حقیقتِ واحدند: تاریخ، پایانِ تاریکی نیست.

شهید محمدعلی رجایی 12 شهریور 1405
از کلاس معلمی تا کاخ ریاست‌جمهوری

شهید محمدعلی رجایی

در روزهایی که هنوز غبار انقلاب بر چهره کشور نشسته و جنگ تحمیلی تازه آغاز شده بود، مردی از جنس مردم، سکان ریاست‌جمهوری را در دست گرفت. محمدعلی رجایی، معلمی که از قزوین برخاسته بود، سال‌ها پیش از آنکه رئیس‌جمهور شود، مبارزه، زندان و شکنجه را تجربه کرده بود و پس از انقلاب نیز در سخت‌ترین شرایط تاریخی کشور، مسئولیت را پذیرفت. ساده‌زیستی او نه یک شعار، که سبک زندگی‌اش بود؛ و خدمت به مردم را نه یک وظیفه، که یک امانت می‌دانست.

شهید مجید قربانخانی؛ «فرشته‌ای که از جنوب تهران به خان‌طومان رسید» 12 شهریور 1405
روایتِ یک تحول آسمانی

شهید مجید قربانخانی؛ «فرشته‌ای که از جنوب تهران به خان‌طومان رسید»

روزی یک جوان معمولی در جنوب تهران بود؛ پرانرژی، جسور و شوخ‌طبع. اما یک تحولِ درونی، مسیرِ زندگی‌اش را یک‌باره تغییر داد و او را از یک زندگیِ عادی به میدانِ جنگ در سوریه کشاند. مجید قربانخانی، جوانی که عاشقِ حضرت سیدالشهدا(ع) شده بود، در ۲۱ دیِ ۱۳۹۴ در منطقهٔ خان‌طومان به شهادت رسید و نامش در میانِ شهدایِ مدافعِ حرم، برایِ همیشه ماندگار شد. او که به لشکرِ فاطمیون پیوسته بود، پس از نزدیکِ پنج سال، پیکرش به تهران بازگشت و داستانِ زندگی‌اش - از یک جوانِ معمولی تا یک شهیدِ مدافعِ حرم - الگویی شد برایِ نسلی که جنگ را ندیده بود، اما در برابرِ تروریسمِ تکفیری، احساسِ مسئولیت کرد. این گزارش، روایتِ این تحولِ شگفت‌انگیز است.

آیین تقدیر از نوجوانان بسیجی و رونمایی از کتاب‌های امام‌زمان‌شناسی برگزار شد 10 شهریور 1405
همایش «رد پای روشن»؛ روایتی از پیوند جهاد، فرهنگ و مهدویت در آستانه ظهور

آیین تقدیر از نوجوانان بسیجی و رونمایی از کتاب‌های امام‌زمان‌شناسی برگزار شد

در روزهایی که هنوز غبار «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان» از چهره منطقه برطرف نشده و ملت ایران با سربلندی از دو آزمون بزرگ دفاعی و هویتی بیرون آمده است، نوجوانانی که در کنار مردم و نیروهای مسلح نقش‌آفرینی کردند، شایسته تقدیرند. همایش «رد پای روشن» با هدف تجلیل از همین نسل پای‌کارِ جهاد، همراه با رونمایی از مجموعه کتاب‌های امام‌زمان‌شناسیِ ویژه کودکان و نوجوانان، توسط قرارگاه بین المللی سازندگی اباصالح (عج) و با همکاری بخش فرهنگی مسجد مقدس جمکران و شهرداری ناحیه یک منطقه یک تهران برگزار شد.

شهید محمودرضا بیضایی؛ «حیدر کرار» مدافعان حرم 10 شهریور 1405
از تبریز تا حریم حضرت زینب(س)

شهید محمودرضا بیضایی؛ «حیدر کرار» مدافعان حرم

او را «حیدر کرار» صدا می‌زدند؛ نامی که به‌خوبی نشان‌دهندهٔ روحیهٔ رزمی و شجاعتِ مثال‌زدنی‌اش در میدانِ نبرد بود. محمودرضا بیضایی، جوانی از تبریز که سال‌ها در مسیرِ دفاع، آموزشِ نظامی و فعالیت‌هایِ فرهنگی و اعتقادی گام برداشت، سرانجام در ۲۹ دیِ ۱۳۹۲، در منطقهٔ سیده‌زینب(س) در سوریه به شهادت رسید. او که در میانِ همرزمانش به تواضع، اخلاص و شجاعت شناخته می‌شد، نمونه‌ای از فرماندهانی بود که میانِ فرماندهی و رفاقت فاصله‌ای ایجاد نمی‌کردند و بی‌سروصدا، مسیرِ خود را تا شهادت پیمودند. این گزارش، روایتِ زندگیِ رزمنده‌ای است که نامش با سه واژه گره خورده: تبریز، حیدر کرار و حرمِ حضرت زینب(س).