به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، «وحدت» در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، نه یک توصیه اخلاقیِ گذرا، که یک «اصل قرآنی» و «راهبرد تمدنی» برای تغییر موازنه قدرت در جهان بود. ایشان بارها بر این حقیقت تأکید میکردند که قدرتهای سلطهگر، بیش از آنکه از توان نظامی کشورهای اسلامی هراس داشته باشند، از «اتحاد» آنان بیم دارند. در ادامه، به پنج جمله استنباطی از اندیشه ایشان درباره وحدت و اتحاد اشاره میشود.
یکم: وحدت، راهبردی دائمی، نه تاکتیکی مقطعی
وحدت در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، یک تاکتیک برای عبور از بحرانها نیست؛ یک راهبرد دائمی برای افزایش قدرت امت اسلامی و ملتهای مستقل جهان است.
دوم: دشمنشناسی، بخشی از جهاد در برابر نظام سلطه
از منظر ایشان، دشمنان زمانی بیشترین موفقیت را به دست میآورند که اختلافهای طبیعی میان ملتها را به شکافهای عمیق اجتماعی، مذهبی و سیاسی تبدیل کنند؛ بنابراین مقابله با تفرقه، بخشی از جهاد در برابر نظام سلطه است.
سوم: وحدت، به معنای حذف تفاوتها نیست
منطق وحدت در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی، حذف تفاوتها نیست؛ بلکه تبدیل تفاوتها به ظرفیت همکاری برای رسیدن به اهداف مشترک و مقابله با دشمنان مشترک است. ایشان تأکید داشتند که مراد از وحدت، یکی شدن عقاید و مذاهب نیست، بلکه «همکاری، همدلی و قرار گرفتن در کنار یکدیگر در مقابل دشمنان اسلام» است.
چهارم: وحدت، شرط شکلگیری قدرت جهانی
در نگاه ایشان، وحدت مسلمانان تنها یک ضرورت مذهبی نیست؛ بلکه شرط شکلگیری یک قدرت جهانی جدید در برابر ساختارهای سلطهگر و ناعادلانه حاکم بر جهان است. ایشان بارها هشدار میدادند که اگر مسلمانان متحد شوند، هیچ قدرتی در دنیا نمیتواند بر آنها غلبه کند.
پنجم: آینده، از آنِ ملتهای متحد
رهبر شهید انقلاب اسلامی باور داشتند که آینده جهان متعلق به ملتهایی است که از مرزهای مصنوعی اختلاف عبور کنند و بر محور عدالت، استقلال و کرامت انسانی در کنار یکدیگر قرار گیرند. این همان افقی است که در اندیشه ایشان، «تمدن نوین اسلامی» را از دلِ وحدتِ امت، متولد میسازد.
جمعبندی؛ وحدت، میراث ماندگارِ قائدِ شهید
این پنج جمله، اگرچه بهصورت استنباطی از منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی استخراج شدهاند، اما بهخوبی نشان میدهند که «وحدت» در نگاه ایشان چه جایگاه رفیعی دارد. از «راهبرد دائمی» تا «جهاد در برابر سلطه»، از «تبدیل تفاوتها به ظرفیت همکاری» تا «شرط شکلگیری قدرت جهانی»، و در نهایت، «آینده از آنِ ملتهای متحد»، همه و همه، گویای آن است که «وحدت» برای رهبر شهید، نه یک شعور، که یک «جهانبینی» و «تمدنسازی» بود. امروز که دشمنانِ اسلام، با تمامِ توان، بر «اختلافافکنی» و «شکافآفرینی» متمرکز شدهاند، بازخوانیِ این اندیشه، میتواند «نقشهی راهی» برای «امتِ اسلامی» باشد تا با «اتحاد» و «همدلی»، در برابرِ «طوفانِ فتنهها»، ایستادگی کند و «تمدنِ نوینِ اسلامی» را از دلِ این وحدت، متولد سازد.







































