شهید مجید قربانخانی؛ «فرشته‌ای که از جنوب تهران به خان‌طومان رسید»
شهید مجید قربانخانی؛ «فرشته‌ای که از جنوب تهران به خان‌طومان رسید»
روزی یک جوان معمولی در جنوب تهران بود؛ پرانرژی، جسور و شوخ‌طبع. اما یک تحولِ درونی، مسیرِ زندگی‌اش را یک‌باره تغییر داد و او را از یک زندگیِ عادی به میدانِ جنگ در سوریه کشاند. مجید قربانخانی، جوانی که عاشقِ حضرت سیدالشهدا(ع) شده بود، در ۲۱ دیِ ۱۳۹۴ در منطقهٔ خان‌طومان به شهادت رسید و نامش در میانِ شهدایِ مدافعِ حرم، برایِ همیشه ماندگار شد. او که به لشکرِ فاطمیون پیوسته بود، پس از نزدیکِ پنج سال، پیکرش به تهران بازگشت و داستانِ زندگی‌اش - از یک جوانِ معمولی تا یک شهیدِ مدافعِ حرم - الگویی شد برایِ نسلی که جنگ را ندیده بود، اما در برابرِ تروریسمِ تکفیری، احساسِ مسئولیت کرد. این گزارش، روایتِ این تحولِ شگفت‌انگیز است.

۱. از یافت‌آباد تا میدانِ مقاومت؛ ریشه‌های یک تحول

مجید قربانخانی متولدِ ۲۹ مردادِ ۱۳۶۹ در تهران بود. او در محلهٔ یافت‌آبادِ تهران بزرگ شده بود و به دلیلِ علاقه‌اش به کار و فعالیت، مدتی در کارگاه و مجموعه‌هایِ مختلف مشغول بود. دوستانش او را جوانی پرانرژی، جسور، اهلِ رفاقت و شوخ‌طبع می‌شناختند. شخصیتِ او در آن سال‌ها با تصویری که بعدها از یک شهیدِ مدافعِ حرم در ذهنِ مردم شکل گرفت، تفاوتِ زیادی داشت. او مانندِ بسیاری از جوانانِ هم‌سن‌وسالش، دغدغه‌هایِ دنیایی و روزمره داشت و زندگیِ عادی خود را می‌گذراند. اما نقطهٔ عطفِ زندگیِ مجید، تحولِ تدریجیِ روحی و اعتقادیِ او بود.

۲. تحول درونی؛ از زندگیِ عادی تا عشق به سیدالشهدا(ع)

آشناییِ بیشتر با فضایِ هیئت، مجالسِ اهل‌بیت(ع) و به‌خصوص زیارت و فرهنگِ عاشورا، مسیرِ زندگیِ او را تغییر داد. مجید که روزگاری مانندِ بسیاری از جوانان دغدغه‌هایِ دنیایی داشت، کم‌کم به این نتیجه رسید که باید زندگیِ خود را در مسیرِ دیگری قرار دهد. یکی از ویژگی‌هایِ مهمِ شهیدِ قربانخانی، علاقهٔ شدیدِ او به حضرتِ سیدالشهدا(ع) بود. کربلا و امامِ حسین(ع) در زندگیِ او جایگاهِ ویژه‌ای پیدا کرده بود و همین دلبستگی، در تصمیمِ او برایِ حضور در جبههٔ مقاومت، نقشِ مهمی ایفا کرد. روایتِ دوستان و نزدیکانش از تغییرِ رفتار و سبکِ زندگیِ او در سال‌هایِ پایانیِ عمر، نشان می‌دهد که این تحول، یک تغییرِ سطحی نبود، بلکه یک دگرگونیِ عمیقِ درونی بود که تمامِ ابعادِ زندگیِ او را تحتِ تأثیر قرار داد.

۳. پیوستن به فاطمیون؛ مرزهایِ فراملیتیِ مقاومت

مجید در نهایت تصمیم گرفت برایِ دفاع از حرمِ حضرتِ زینب(س) و مقابله با گروه‌هایِ تروریستیِ تکفیری، راهیِ سوریه شود. برایِ خانواده و دوستانش، این تصمیم ساده نبود. جوانی که تا مدتِ کوتاهی قبل، زندگیِ عادی خود را داشت، حالا عازمِ سرزمینی شده بود که جنگ در آن جریان داشت. او به لشکرِ فاطمیون پیوست و در کنارِ رزمندگانِ افغانستانیِ این لشکر قرار گرفت. انتخابِ فاطمیون نیز از جلوه‌هایِ خاصِ زندگیِ او بود. مجید در میدانِ جنگ، مرزهایِ ملی و قومیتی را در برابرِ آرمانِ مشترکِ دفاع از حرم و مقابله با داعش، کم‌رنگ می‌دید. او به نسلِ خاصی تعلق داشت؛ نسلی که جنگِ تحمیلی را ندیده بود، اما در دههٔ ۱۳۹۰ با پدیده‌ای جدید یعنی ظهورِ داعش و گروه‌هایِ تکفیری مواجه شد و احساسِ مسئولیت کرد.

۴. خان‌طومان؛ کربلایِ مدافعانِ حرم

اما حضورِ او در سوریه کوتاه بود. مجید در یکی از حساس‌ترین مقاطعِ نبردِ خان‌طومان حضور داشت. خان‌طومان در جنوبِ غربِ حلب قرار داشت و درگیری‌هایِ شدیدِ این منطقه، یکی از سخت‌ترین صحنه‌هایِ نبردِ نیروهایِ مقاومت در سوریه بود. در ۲۱ دیِ ۱۳۹۴، نبردیِ سخت در خان‌طومان شکل گرفت. تعدادی از رزمندگانِ مقاومت در جریانِ این درگیری به شهادت رسیدند و تعدادی نیز مفقود شدند. مجید قربانخانی یکی از همان رزمندگانی بود که در آن روز، به آرزویِ دیرینهٔ خود رسید و در همان منطقه، به شهادت پیوست.

۵. پنج سال انتظار؛ بازگشتِ پیکر پس از تفحّص

پس از شهادت، پیکرِ مجید در منطقه باقی ماند و خانواده‌اش سال‌ها چشم‌انتظارِ بازگشتِ او بودند. این انتظار نزدیک به پنج سال طول کشید. سرانجام با انجامِ عملیاتِ تفحّص و آزمایش‌هایِ شناسایی، هویتِ پیکرِ او مشخص شد. بازگشتِ پیکرِ مجید قربانخانی به تهران، یکی از اتفاقاتِ مهمِ مرتبط با شهدایِ خان‌طومان بود. مردم و خانوادهٔ شهید پس از سال‌ها انتظار، سرانجام توانستند با پیکرِ او وداع کنند و او را در خاکِ وطن، آرام نمایند.

جمع‌بندی: «از یک زندگیِ معمولی تا یک زندگیِ ماندگار»

شهیدِ مجیدِ قربانخانی را می‌توان به‌عنوان «شهیدِ دههٔ هفتادی» و نمادِ تحولِ یک جوانِ معمولی به رزمندهٔ مدافعِ حرم شناخت. روایتِ زندگیِ او برایِ بسیاری از جوانان، نه از کودکیِ عجیب و خارق‌العاده، بلکه از یک تغییرِ درونی آغاز می‌شود. او نشان داد که مفهومِ دفاع از حرم برایِ مدافعان، صرفاً دفاع از یک ساختمان یا مکانِ مذهبی نبود؛ آنان این حضور را بخشی از مقابله با جریانِ تروریستیِ داعش و دفاع از مردم و اماکنِ مذهبی در منطقه می‌دانستند. مجید قربانخانی از تهران به سوریه رفت و در خان‌طومان ماندگار شد. شاید مهم‌ترین پیامِ زندگیِ او همین باشد: گاهی فاصلهٔ میانِ یک زندگیِ معمولی و یک زندگیِ ماندگار، فقط یک انتخاب است. مجید انتخاب کرد در روزی که حرمِ اهل‌بیت(ع) و امنیتِ مردمِ منطقه در معرضِ تهدیدِ داعش بود، در میدان بایستد؛ و نامش در شمارِ شهدایِ خان‌طومان ثبت شد. امروز، نامِ او در میانِ شهدایِ مدافعِ حرم، یادآورِ جوانی است که از جنوبِ تهران برخاست، عاشقِ حسین(ع) شد، به فاطمیون پیوست و در نهایت، در کربلایِ خان‌طومان، به آرزویِ دیرینهٔ خود رسید.