افول محبوبیت، اعتراضات و شکاف در اجماع سیاسی واشنگتن
افول محبوبیت، اعتراضات و شکاف در اجماع سیاسی واشنگتن
شش ماه پس از آغاز جنگ با ایران، نشانه‌های فرسایش سیاسی و اجتماعی دولت دونالد ترامپ بیش از گذشته در فضای داخلی آمریکا نمایان شده است. مجموعه‌ای از اظهارات سیاستمداران، نتایج نظرسنجی‌ها و گزارش رسانه‌های این کشور نشان می‌دهد که جنگ، برخلاف محاسبات اولیه طراحان آن، صرفاً یک پرونده خارجی باقی نمانده و اکنون به موضوعی اثرگذار بر امنیت، اقتصاد و محبوبیت سیاسی دولت تبدیل شده است. از انتقادهای صریح سناتورها گرفته تا کاهش محبوبیت ترامپ به ۳۲ درصد و استفاده گسترده از تصاویر جعلیِ هوش مصنوعی، همگی روایتی از یک جنگِ فرسایشی را ترسیم می‌کنند که هزینه‌های آن، دیر یا زود، به داخل آمریکا بازگشته است.

ابراز نگرانی سناتورها از هزینه‌های انسانی و اقتصادی

مارک کلی، سناتور آمریکایی، با انتقاد از عملکرد ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، مدعی شده است که در شش ماه نخست جنگ، ۱۸ آمریکایی کشته شده‌اند، قیمت‌ها افزایش یافته و امنیت شهروندان نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. فارغ از صحت و کامل بودن این آمار، اهمیت سخنان او در جای دیگری است: جنگ خارجی زمانی برای دولت‌ها به بحران سیاسی تبدیل می‌شود که هزینه‌های آن برای افکار عمومی ملموس شود. افزایش قیمت‌ها، کشته شدن نیروهای نظامی و احساس ناامنی، مفاهیمی انتزاعی نیستند که بتوان آنها را صرفاً با ادبیات سیاست خارجی توضیح داد. شهروند آمریکایی زمانی که آثار یک تصمیم خارجی را در اقتصاد خانواده یا امنیت جامعه خود احساس کند، درباره اصل تصمیم نیز پرسش خواهد کرد.

شکاف در اجماع سیاسی؛ وقتی اختلاف به سطوح نظامی می‌رسد

این فشار تنها از سوی مخالفان جمهوری‌خواه یا دموکرات نیست. چاک شومر، سناتور ارشد دموکرات، از هشدار فرماندهان نظامی درباره پیامدهای بلندمدت ادامه جنگ سخن گفته و خواستار پایان آن شده است. این مسئله قابل توجه است؛ زیرا وقتی اختلاف بر سر ادامه جنگ به سطوح سیاسی و نظامی برسد، نشان‌دهنده آن است که اجماع درباره هزینه و فایده ادامه عملیات دیگر مانند گذشته وجود ندارد. در چنین فضایی، نتایج نظرسنجی مشترک دانشگاه ماساچوست و YouGov نیز برای کاخ سفید خبر خوشایندی نیست. بر اساس داده‌های منتشرشده، میزان تأیید عملکرد ترامپ به ۳۲ درصد رسیده است. اگرچه هر نظرسنجی تصویری مقطعی از افکار عمومی ارائه می‌دهد، اما کاهش قابل‌توجه حمایت عمومی، در کنار فشارهای اقتصادی و جنگی، می‌تواند برای دولت ترامپ هشداری جدی باشد.

کارزار روایت‌پردازی؛ وقتی تصاویر جعلی جای واقعیت را می‌گیرند

رولینگ استون در گزارشی به استفاده گسترده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی در شبکه اجتماعی ترامپ پرداخته است. این رسانه مدعی شده بخشی از محتوای منتشرشده، تصویری بسیار موفقیت‌آمیزتر از واقعیت میدان ارائه می‌کند. فارغ از داوری درباره تک‌تک این تصاویر، پدیده مهم‌تر، جنگ روایت‌هاست. در عصر شبکه‌های اجتماعی، دولت‌ها تلاش می‌کنند علاوه بر میدان واقعی، میدان ادراک عمومی را نیز مدیریت کنند. اما هرچه فاصله میان روایت رسمی و تجربه واقعی جامعه افزایش پیدا کند، اعتبار آن روایت نیز بیشتر در معرض آزمون قرار می‌گیرد. اگر مردم افزایش قیمت‌ها، تلفات و پیامدهای جنگ را تجربه کنند، انتشار تصاویر پیروزی در فضای مجازی به‌تنهایی نمی‌تواند این تجربه را حذف کند.

اعتراضات در اسرائیل؛ نشانه‌ای از شکاف در جامعه صهیونیستی

در سوی دیگر میدان، گزارش هاآرتص درباره اعتراض فعالان دانش‌آموزی در سرزمین‌های اشغالی علیه خدمت نظامی و عملیات اسرائیل در غزه، کرانه باختری و لبنان، از شکاف‌هایی در جامعه اسرائیل حکایت دارد. این اعتراض‌ها هرچند لزوماً نماینده کل جامعه اسرائیل نیستند، اما نشان می‌دهند استمرار جنگ می‌تواند حتی در میان نسل جوان نیز پرسش‌هایی درباره هزینه‌ها و اهداف آن ایجاد کند. این شکاف‌ها، هرچند کوچک، می‌توانند در بلندمدت به چالش‌هایی جدی‌تر برای ساختار سیاسی اسرائیل تبدیل شوند.

جمع‌بندی: جنگ، سرمایه سیاسی را هم مصرف می‌کند

آنچه اکنون در آمریکا و اسرائیل دیده می‌شود را باید در چارچوب یک واقعیت مهم‌تر تحلیل کرد: جنگ طولانی، فقط تجهیزات نظامی را مصرف نمی‌کند؛ سرمایه سیاسی، اعتماد عمومی و توان اقتصادی دولت‌ها را نیز فرسوده می‌کند. ترامپ ممکن است همچنان از قدرت نظامی گسترده آمریکا برخوردار باشد، اما مسئله اصلی در جنگ‌های طولانی صرفاً توانایی شلیک نیست؛ مسئله، توانایی ادامه دادن و پرداخت هزینه‌های آن است. اگر جنگ نتواند در زمان قابل‌قبول به اهداف روشن سیاسی منجر شود، هزینه‌های آن افزایش یابد و افکار عمومی نیز بیش از گذشته نسبت به آن موضع منفی بگیرد، آنچه در ابتدا قرار بود نمایش قدرت باشد، می‌تواند به آزمونی برای محدودیت قدرت تبدیل شود. قدرت نظامی می‌تواند جنگ را آغاز کند، اما این قدرت سیاسی، اقتصاد و افکار عمومی هستند که تعیین می‌کنند یک کشور تا کجا می‌تواند آن را ادامه دهد.