به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، در روزهایی که بحث از بازسازیِ بنیادهای فرهنگی و تربیتی در کشور، بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت بدل شده است، انتشار کتابی با محوریت «تربیت معنوی و اخلاقیِ جوانان» از سوی یک چهرهی شناختهشده در عرصهی مدیریت جهادی، میتواند نشانهای از یک تحولِ گفتمانی باشد. کتاب «عطر باران در کوچه پس کوچههای جوانی» نوشتهی محسن امرایی، که با ویراستاری سید محمدکاظم بهبهانی و توسط نشر زمزمه جاوید در تابستان ۱۴۰۵ به چاپ رسیده، از جمله آثاری است که در عین اختصار، دامنهای وسیع از مباحث تربیتی را در بر میگیرد.
🔹 ساختار کتاب؛ از خانواده تا امامت
کتاب با فصلی تحت عنوان «سخن نخست» آغاز میشود و در ادامه، در بیست و چهار بخشِ مجزا، به موضوعاتی چون «نقش مادر و پدر در تربیت فرزند»، «جایگاه معلم»، «ضرورت رفاقت با جوانان»، «آسیبهای تربیت در دوران نوجوانی»، «آزادی و محبوبیت در تربیت» و «استواری در برابر سختیها» میپردازد.
آنچه این کتاب را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند، پیوندِ ارگانیکِ مباحث تربیتی با مسئلهی «امامت» است. نویسنده در پیشگفتار کتاب، با صراحت اعلام میکند که «امامت، خورشید حیاتبخشی است که شیعه با اعتقاد به آن گره خورده و راه خویش را در تاریخ آغاز کرده است». او بر این باور است که امروز، بسیاری از ما «امامت را پذیرفتهایم، ولی هنوز برای بسیاری از ما، مسئله امامت و بحث امام زمان(عج) گنگ و مبهم است و به صورت میراثی از آن پاسداری میشود».
«اگر جایگاه امامت را شناخته و ضرورتش را لمس کرده، بر اساس همان ضرورت وجود امام زمان(عج) را احساس خواهیم کرد.»
این نگاه، کتاب را از یک اثرِ صرفاً روانشناختی یا جامعهشناختی، به یک اثرِ «هویتبخش» و «معناگرا» تبدیل میکند که در آن، تربیتِ جوان، نه در خلأ، که در نسبت با «امام» و «انتظار» معنا پیدا میکند.
🔹 تربیت در میدان؛ بازتابی از گفتمانِ امام شهید
نکتهی قابلتأمل در این کتاب، همسوییِ آن با الگویِ تربیتیِ امام شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(ره) است. در سالهای اخیر، بحث از «فناوریِ حجاب در میدان» و تأثیرِ هویتسازیِ جهادی بر اصلاحِ رفتارهای فردی و اجتماعی، بهعنوان یکی از مهمترین دستاوردهایِ میدانِ مقاومت مطرح شده است. کتاب «عطر باران» نیز، با تأکید بر مفاهیمی چون «مبارزه»، «هویت» و «امامت»، در همین مسیر گام برداشته و آن را بهعنوان یک «الگوی تربیتیِ کلان» معرفی میکند.
«با امام بودن آثاری دارد و پشت کرده به او غرامتی، کسی که با امام نور نباشد، گرفتار امام نار میشود و این، سنتی است.»
این جملهی کلیدی از پیشگفتار کتاب، نشان میدهد که نویسنده، «تربیت» را نه یک فرایندِ فنی، که یک «نسبتگیریِ وجودی» با «امام» میداند. نسبتی که اگر درست شکل بگیرد، رفتارهای فرد، خودبهخود در مسیرِ درست تنظیم میشود.
🔹 جایگاه کتاب در فضای فرهنگیِ امروز
انتشار این کتاب در شرایطی صورت میگیرد که فضای فرهنگیِ کشور، بیش از هر زمان دیگری به «روایتهای تازه» و «الگوهایِ عملیاتی» برای مواجهه با چالشهای تربیتی نیاز دارد. از یک سو، نهادهای فرهنگی با ناکارآمدیِ رویکردهایِ صرفاً سلبی و بخشنامهای مواجهاند و از سوی دیگر، میدانِ مقاومت، نشان داده است که «هویتسازی» و «معناگرایی»، میتواند مسیریِ مؤثرتر و پایدارتر باشد.
کتاب «عطر باران در کوچه پس کوچههای جوانی»، در این فضا، میتواند بهعنوان یک «راهنما» برای مربیان، والدین و فعالانِ فرهنگی عمل کند که به دنبالِ الگویی فراتر از «باید و نباید»هایِ خشک و اداری هستند. نویسنده، با تکیه بر «سیره و سخن بزرگان و عالمان دینی»، تلاش کرده است تا یک «چارچوبِ نظریِ منسجم» برایِ تربیتِ نسلِ جوان ارائه دهد؛ چارچوبی که در آن، «خانواده»، «معلم»، «دوستان» و «جامعه»، هر یک نقشی تعیینکننده دارند و در نهایت، همهی این نقشها در نسبت با «امامت» معنا پیدا میکنند.
جمعبندی؛ اثری که میتواند آغازگر یک گفتوگویِ تازه باشد
«عطر باران در کوچه پس کوچههای جوانی»، اگرچه با شمارگانِ هزار نسخهای و در نوبتِ چاپِ اول منتشر شده، اما از حیثِ محتوا و رویکرد، میتواند تأثیری فراتر از شمارگانِ خود داشته باشد. این کتاب، نه یک پاسخِ نهایی، که آغازگرِ یک گفتوگویِ تازه دربارهی «نسبتِ جوانِ امروز با امامت و تربیتِ معنوی» است. اثری که در آن، «عطر باران» را باید در «کوچه پس کوچههای جوانی» جست؛ همان کوچههایی که اگر با «نورِ امامت» روشن شوند، میتوانند مسیرِ یک نسل را برای همیشه تغییر دهند.
















































