دکتر عباس احدی: فرسایشی‌شدن جنگ، فشار را از میدان به سیاست داخلی آمریکا کشانده است
دکتر عباس احدی: فرسایشی‌شدن جنگ، فشار را از میدان به سیاست داخلی آمریکا کشانده است
کمتر از دو ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا باقی مانده و هم‌زمان، ادامه درگیری با ایران، اختلال در تنگه هرمز و افزایش قیمت انرژی، فشار بر دولت ترامپ را بیشتر کرده است. دکتر عباس احدی، دبیرکل قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، در گفت‌وگو با خبرنگار ما از تأثیر متقابل میدان جنگ، اقتصاد انرژی و تحولات سیاسی آمریکا می‌گوید.

خبرنگار: آقای دکتر، در برخی تحلیل‌های رسانه‌ای آمریکا گفته می‌شود ایران از نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور آگاه است و ادامه فشار در تنگه هرمز می‌تواند موقعیت ترامپ و جمهوری‌خواهان را دشوارتر کند. ارزیابی شما چیست؟

دکتر عباس احدی: طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران در یک رویارویی در این سطح، فقط صحنه نظامی را نبیند. آمریکا نیز وقتی وارد منازعه می‌شود، صرفاً با ناو و هواپیما وارد نمی‌شود؛ تحریم، اقتصاد، رسانه، دیپلماسی و عملیات روانی را هم‌زمان به کار می‌گیرد. بنابراین ایران هم باید مجموعه نقاط قوت و آسیب‌پذیری طرف مقابل را در محاسبات خود ببیند.

یکی از این نقاط، سیاست داخلی آمریکاست. انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر برگزار می‌شود و تمام کرسی‌های مجلس نمایندگان و بخشی از کرسی‌های سنا در معرض رأی قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، افزایش هزینه‌های اقتصادی و طولانی‌شدن یک جنگ خارجی طبیعتاً برای دولت آمریکا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

ترامپ بخش مهمی از سرمایه سیاسی خود را بر این ادعا بنا کرد که آمریکا را از جنگ‌های طولانی و پرهزینه دور می‌کند. هرچه درگیری با ایران طولانی‌تر شود، منتقدان او راحت‌تر می‌توانند این سؤال را مطرح کنند که چگونه رئیس‌جمهوری که منتقد «جنگ‌های بی‌پایان» بود، اکنون درگیر یک منازعه فرسایشی شده است.

البته من معتقد نیستم که همه اقدامات ایران را باید به انتخابات آمریکا تقلیل داد. انتخابات آمریکا متغیرهای متعدد داخلی دارد و جمهوری اسلامی نیز اهداف و ملاحظات امنیتی و ملی خود را دنبال می‌کند. اما اینکه تهران تقویم سیاسی واشنگتن را نادیده بگیرد، منطقی نیست.

خبرنگار: یعنی تنگه هرمز دیگر فقط یک موضوع نظامی و دریایی نیست؟

دکتر عباس احدی: دقیقاً. اهمیت تنگه هرمز فقط به چند کیلومتر آب یا تعداد ناوهایی که از آن عبور می‌کنند محدود نمی‌شود. هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه ناامنی در آن می‌تواند به‌سرعت روی تجارت و قیمت انرژی اثر بگذارد.

براساس اطلاعات شرکت «کپلر»، یکی از مؤسسات بین‌المللی که رفت‌وآمد کشتی‌ها و بازار جهانی انرژی را رصد می‌کند، میانگین عبور روزانه کشتی‌های حامل کالا از تنگه هرمز در ده روز اخیر به حدود ۱۰ فروند کاهش یافته است؛ رقمی که پایین‌ترین سطح از ماه مه محسوب می‌شود.

هم‌زمان نفت خام برنت، که یکی از شاخص‌های اصلی تعیین قیمت نفت در بازار جهانی است، در هفتم سپتامبر به حدود ۹۷ دلار در هر بشکه رسید.

وقتی عبور کشتی‌ها کم می‌شود، بیمه حمل‌ونقل گران‌تر می‌شود، نگرانی درباره عرضه نفت بالا می‌رود و بازار انرژی واکنش نشان می‌دهد. در نهایت بخشی از این فشار می‌تواند خودش را در هزینه سوخت و زندگی شهروند آمریکایی نشان دهد.

خبرنگار: قیمت بنزین در آمریکا در این معادله چقدر اهمیت دارد؟

دکتر عباس احدی: بسیار مهم است؛ چون بنزین برای مردم آمریکا یک شاخص روزمره و ملموس اقتصادی است. مردم ممکن است گزارش‌های پیچیده درباره بازار جهانی نفت را دنبال نکنند، اما قیمت روی تابلوی جایگاه سوخت را هر روز می‌بینند.

«انجمن اتومبیل آمریکا»، نهادی که قیمت سوخت در سراسر این کشور را به‌صورت روزانه رصد می‌کند، میانگین قیمت بنزین معمولی در هفتم سپتامبر را حدود ۴ دلار و ۱۵ سنت برای هر گالن اعلام کرده است. این نهاد چند روز قبل نیز اعلام کرده بود قیمت بنزین در تعطیلات روز کارگر آمریکا به بالاترین سطح ثبت‌شده برای این مقطع از سال رسیده و نوسانات تنگه هرمز یکی از عوامل فشار بر بازار انرژی بوده است.

البته نمی‌توان از نظر اقتصادی گفت تمام افزایش قیمت بنزین آمریکا فقط ناشی از جنگ ایران است. قیمت نفت، پالایشگاه‌ها، تقاضا، ذخایر و عوامل دیگر هم مؤثرند. اما از نظر سیاسی، ادراک مردم اهمیت زیادی دارد. وقتی شهروند آمریکایی هم‌زمان اخبار جنگ و افزایش قیمت بنزین را می‌بیند، طبیعی است که میان این دو ارتباط برقرار کند.

خبرنگار: آیا همین مسئله می‌تواند بر موقعیت ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای اثر بگذارد؟

دکتر عباس احدی: می‌تواند یکی از عوامل اثرگذار باشد، اما نباید در این زمینه اغراق کرد. انتخابات آمریکا فقط درباره ایران نیست. اقتصاد، تورم، مهاجرت، مسائل اجتماعی و رقابت نامزدها نیز تأثیر دارند.

با این حال، نظرسنجی مشترک خبرگزاری رویترز و مؤسسه افکارسنجی «ایپسوس» در پایان ماه اوت نشان داده که میزان تأیید عملکرد ترامپ به ۳۳ درصد رسیده است. در همان نظرسنجی، نارضایتی از هزینه زندگی و جنگ با ایران از مسائل مهم افکار عمومی بوده و تنها ۳۶ درصد پاسخ‌دهندگان از جنگ حمایت کرده‌اند.

این آمار را نباید به این معنا گرفت که ایران نتیجه انتخابات را تعیین می‌کند. اما می‌توان گفت طولانی‌شدن منازعه و بالا رفتن هزینه‌های آن، بار سیاسی بیشتری برای دولت ترامپ ایجاد کرده است.

خبرنگار: شما از جنگ فرسایشی صحبت می‌کنید. چرا تصور می‌کنید این نوع جنگ برای دولت ترامپ دشوار است؟

دکتر عباس احدی: چون در جنگ فرسایشی، مسئله فقط قدرت آتش نیست؛ مسئله توان تحمل هزینه در طول زمان است.

آمریکا قدرت نظامی بسیار بزرگی دارد، اما به همان اندازه افکار عمومی، هزینه اقتصادی و محاسبات سیاسی داخلی هم برایش اهمیت دارد. اگر یک عملیات کوتاه باشد و واشنگتن بتواند نتیجه روشنی از آن ارائه کند، مدیریت سیاسی آن آسان‌تر است. اما وقتی جنگ ماه‌ها طول بکشد، هزینه مالی بالا برود، قیمت انرژی افزایش پیدا کند و نتیجه نهایی هم روشن نباشد، دولت باید دائماً توضیح دهد چرا این وضعیت ادامه دارد.

از نگاه من، یکی از عناصر راهبرد ایران این است که اجازه ندهد طرف آمریکایی تصور کند می‌تواند با چند ضربه نظامی به اهداف خود برسد و بدون پرداخت هزینه از میدان خارج شود.

خبرنگار: اما این فرسایش فقط آمریکا را تحت فشار نمی‌گذارد. ایران هم در حوزه اقتصادی، به‌ویژه صادرات نفت، آسیب جدی دیده است.

دکتر عباس احدی: حتماً همین‌طور است و اگر فقط درباره هزینه آمریکا حرف بزنیم، تحلیلمان ناقص خواهد بود.

داده‌های منتشرشده از سوی دو مؤسسه بین‌المللی رصد بازار نفت، یعنی «کپلر» و «ورتکسا»، نشان می‌دهد بارگیری نفت خام و میعانات ایران در ماه اوت به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز کاهش یافته است. این در حالی است که در ماه مارس این رقم نزدیک دو میلیون بشکه در روز بود. بنابراین فشار بر درآمدهای نفتی ایران واقعی و جدی است.

اما جنگ را نمی‌توان فقط با یک عدد درباره صادرات نفت سنجید. باید دید هر طرف چه میزان توان اقتصادی، نظامی، سیاسی و اجتماعی برای مدیریت فشار دارد.

جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته با تحریم‌های سنگین روبه‌رو بوده و تجربه قابل توجهی در مدیریت شرایط فشار دارد، هرچند این به معنای کوچک شمردن مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم نیست.

به اعتقاد من، اگر قرار است کشور در برابر فشار خارجی ایستادگی کند، توجه به معیشت مردم باید جزو ارکان اصلی این مقاومت باشد. قدرت ملی فقط توان نظامی نیست؛ اقتصاد و رضایت و همراهی مردم نیز بخش مهم قدرت ملی است.

خبرنگار: یعنی نمی‌توان گفت جنگ فرسایشی به‌طور خودکار به نفع ایران است؟

دکتر عباس احدی: خیر. هیچ جنگ فرسایشی به‌خودی‌خود مزیت نیست. طولانی‌شدن جنگ برای ایران هم هزینه دارد.

آنچه می‌تواند یک راهبرد را موفق کند این است که کشور بتواند هزینه‌ها را مدیریت کند و در نهایت ایستادگی خود را به یک دستاورد سیاسی، امنیتی یا دیپلماتیک تبدیل کند.

اگر دو طرف ماه‌ها هزینه بدهند ولی هیچ‌کدام نتواند شرایط را به نفع منافع خود تغییر دهد، با یک بن‌بست فرسایشی روبه‌رو هستیم.

بنابراین ایران باید هم قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند، هم اقتصاد داخلی را مدیریت کند و هم از ظرفیت دیپلماسی غافل نشود.

خبرنگار: برخی معتقدند آمریکا تلاش می‌کند با فشار اقتصادی و محدودکردن صادرات نفت، ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. آیا این سیاست می‌تواند موفق شود؟

دکتر عباس احدی: آمریکا سال‌هاست از اقتصاد و تحریم به‌عنوان ابزار فشار علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کند. الان این فشار با محدودیت‌های دریایی و افزایش فشار بر صادرات نفت ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است.

اما تجربه چند دهه گذشته نشان داده فشار اقتصادی لزوماً به معنای تغییر رفتار جمهوری اسلامی مطابق خواسته واشنگتن نیست.

در عین حال نباید تصور کنیم مقاومت یعنی نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی. دقیقاً برعکس؛ هرچه فشار خارجی بیشتر می‌شود، مدیریت اقتصادی، مقابله با فساد، حمایت از تولید، کنترل بازار و کاهش فشار بر اقشار مختلف جامعه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اگر مردم احساس کنند هزینه‌های مقاومت عادلانه توزیع می‌شود و مدیران نیز بار شرایط سخت را می‌پذیرند، سرمایه اجتماعی کشور حفظ خواهد شد.

خبرنگار: برخی رسانه‌ها وضعیت امروز ترامپ را با یک «تله» مقایسه می‌کنند. تله مورد نظر چیست؟

دکتر عباس احدی: مسئله این است که گزینه‌های پیش روی آمریکا هرکدام هزینه‌ای دارند.

اگر واشنگتن درگیری را گسترش دهد، ممکن است هزینه نظامی و اقتصادی بیشتر شود و خطر سرایت جنگ به دیگر نقاط منطقه افزایش یابد.

اگر عقب‌نشینی کند، منتقدان ترامپ خواهند پرسید حاصل این جنگ چه بوده و آیا اهداف اعلام‌شده آمریکا محقق شده است.

اگر وضعیت فعلی را ادامه دهد، هزینه‌های یک جنگ طولانی روی هم انباشته می‌شود.

این همان وضعیتی است که می‌تواند دست سیاستمدار را محدود کند. البته اینکه نهایتاً ترامپ چه تصمیمی خواهد گرفت یا نتیجه سیاسی آن چه خواهد بود، قابل پیش‌بینی قطعی نیست.

خبرنگار: آیا به نظر شما ایران می‌تواند مستقیماً بر نتیجه انتخابات آمریکا اثر بگذارد؟

دکتر عباس احدی: من از تعبیر «اثر مستقیم» استفاده نمی‌کنم. جمهوری اسلامی قرار نیست وارد انتخابات آمریکا شود.

اما تحولات ایران می‌تواند بر محیط سیاسی آمریکا اثر بگذارد. همان‌طور که جنگ اوکراین یا بحران‌های انرژی می‌توانند به موضوع سیاست داخلی کشورهای اروپایی تبدیل شوند، جنگ با ایران هم می‌تواند روی بحث اقتصاد و سیاست خارجی آمریکا اثر بگذارد.

گزارش رویترز در هفتم سپتامبر نیز نشان می‌دهد اقتصاد و جنگ ایران از جمله مشکلاتی هستند که جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای با آن مواجه‌اند. با این حال، نتیجه رقابت‌ها همچنان قطعی نیست و عوامل متعدد داخلی بر آن اثر می‌گذارند.

بنابراین تأثیر ایران غیرمستقیم است؛ یعنی از مسیر هزینه جنگ، انرژی و افکار عمومی، نه از مسیر دخالت انتخاباتی.

خبرنگار: آیا جمهوری اسلامی باید امیدوار به پیروزی دموکرات‌ها باشد؟

دکتر عباس احدی: خیر. سیاست خارجی ایران نباید به جمهوری‌خواه یا دموکرات گره بخورد.

ایران در دوره هر دو حزب تجربه فشار، تحریم و اختلاف با آمریکا داشته است. ممکن است روش‌ها و ادبیات متفاوت باشند، اما نباید تصور کرد تغییر حزب حاکم، به‌طور خودکار اختلافات اساسی دو کشور را حل می‌کند.

مبنای تصمیم جمهوری اسلامی باید منافع ملی خودش باشد، نه اینکه کدام حزب در واشنگتن پیروز می‌شود.

اگر تحولات داخلی آمریکا فرصت دیپلماتیکی ایجاد کرد، طبیعی است که کشور از آن استفاده کند؛ اما راهبرد ایران باید برای هر دو وضعیت آمادگی داشته باشد.

خبرنگار: اگر دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای اکثریت کنگره را به دست آورند، آیا می‌توانند جلوی ادامه جنگ را بگیرند؟

دکتر عباس احدی: کنگره آمریکا ابزارهای مهمی در اختیار دارد، اما موضوع به این سادگی نیست.

اگر مخالفان ترامپ اکثریت مجلس نمایندگان را بگیرند، می‌توانند تحقیقات گسترده‌تری درباره عملکرد دولت انجام دهند، مقام‌های دولت را برای پاسخ‌گویی فرا بخوانند و در موضوع بودجه و برخی قوانین فشار بیشتری وارد کنند.

سنا هم در تصویب بسیاری از قوانین و انتصاب‌های مهم نقش دارد.

اما حتی تغییر اکثریت کنگره به این معنا نیست که سیاست خارجی آمریکا یک‌شبه تغییر خواهد کرد. ساختار قدرت در آمریکا پیچیده است و رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی اختیارات مهمی دارد.

پس انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند آزادی عمل سیاسی ترامپ را کاهش یا منازعه داخلی را افزایش دهد، ولی به‌تنهایی تعیین‌کننده پایان جنگ نیست.

خبرنگار: وضعیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در این میان چیست؟

دکتر عباس احدی: کشورهای منطقه در موقعیت دشواری قرار دارند. از یک طرف، برخی از آنها وابستگی امنیتی طولانی‌مدتی به آمریکا دارند و از طرف دیگر، اقتصادشان بیش از هر بازیگر دیگری از گسترش جنگ آسیب می‌بیند.

امارات، عربستان، قطر و دیگر کشورهای منطقه به صادرات انرژی، بنادر، تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی وابسته‌اند. یک جنگ طولانی در خلیج فارس مستقیماً به منافع اقتصادی آنها لطمه می‌زند.

به همین دلیل حتی کشورهایی که روابط نزدیکی با آمریکا دارند، الزاماً خواهان ادامه یا گسترش جنگ نیستند.

از طرف ایران نیز سیاست درست این است که میان اختلاف با آمریکا و روابط با همسایگان تفکیک قائل شود. هرچه همکاری و اعتماد میان ایران و کشورهای منطقه بیشتر باشد، امکان ایجاد یک جبهه منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی کمتر می‌شود.

خبرنگار: امارات و برخی کشورهای منطقه در حال توسعه مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت هستند. آیا این مسئله اهرم تنگه هرمز را در آینده ضعیف نمی‌کند؟

دکتر عباس احدی: هر اهرم قدرتی اگر برای مدت طولانی تحت فشار قرار گیرد، دیگران برای کاهش وابستگی خود به آن تلاش می‌کنند.

امارات اعلام کرده که پس از تحولات اخیر، توسعه مسیرهای جایگزین تجارت و صادرات انرژی را دنبال می‌کند تا آسیب‌پذیری خود را در برابر اختلال در هرمز کاهش دهد.

این مسئله برای ایران نیز درس دارد. تنگه هرمز یک ظرفیت راهبردی بسیار مهم است، اما نباید تصور کرد این ظرفیت بدون محدودیت و برای همیشه یکسان باقی می‌ماند.

استفاده از هر اهرم ژئوپلیتیکی باید حساب‌شده باشد؛ چون استفاده طولانی و حداکثری از یک ابزار، طرف مقابل را به سمت ایجاد جایگزین سوق می‌دهد.

با این حال، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و حجم انرژی عبوری، جایگزینی کامل تنگه هرمز در کوتاه‌مدت بسیار دشوار است.

خبرنگار: در متن‌های قبلی از «جنگ نیابتی» صحبت شده بود. با توجه به درگیری مستقیم ایران و آمریکا، این تعبیر هنوز درست است؟

دکتر عباس احدی: امروز دیگر نمی‌توان کل این منازعه را جنگ نیابتی دانست، چون درگیری مستقیم میان دو طرف هم رخ داده است.

با این حال، نکته مهم این است که هنوز هر دو طرف تلاش می‌کنند سطح درگیری را مدیریت کنند و از حرکت سریع به سمت یک جنگ تمام‌عیار جلوگیری شود.

خطر اصلی در چنین وضعیتی خطای محاسباتی است. ممکن است یک طرف تصور کند حمله‌ای محدود انجام داده، اما طرف مقابل آن را عبور از خط قرمز بداند. تکرار چنین چرخه‌ای می‌تواند ناخواسته سطح جنگ را بالا ببرد.

به همین دلیل قدرت نظامی باید در کنار دیپلماسی قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران باید توان بازدارندگی خود را حفظ کند، اما بازبودن مسیر سیاسی و دیپلماتیک نیز بخشی از قدرت کشور است.

خبرنگار: در این شرایط نقش دیپلماسی را چگونه می‌بینید؟

دکتر عباس احدی: هیچ جنگی تا ابد در میدان نظامی باقی نمی‌ماند. در نهایت باید یک نتیجه سیاسی حاصل شود.

قدرت نظامی می‌تواند طرف مقابل را از تحمیل خواسته‌هایش باز دارد و هزینه فشار را بالا ببرد، اما تبدیل این قدرت به نتیجه پایدار معمولاً نیازمند دیپلماسی است.

ایران باید بتواند در هر مذاکره‌ای از موضع عزت، استقلال و منافع ملی وارد شود. مذاکره‌ای که بر مبنای فشار یک‌طرفه باشد، نمی‌تواند پایدار باشد.

در مقابل، اگر طرف آمریکایی به این نتیجه برسد که با فشار نظامی و اقتصادی نمی‌تواند ایران را وادار به تسلیم کند، فضای بیشتری برای یک راه‌حل متوازن ایجاد خواهد شد.

خبرنگار: برخی تحلیلگران می‌گویند اگر جنگ ادامه پیدا کند، اقتصاد آمریکا هم بیش از این تحت فشار قرار خواهد گرفت. این مسئله چقدر جدی است؟

دکتر عباس احدی: جنگ برای آمریکا رایگان نیست. قیمت نفت در هفتم سپتامبر به بالاترین سطح حدود شش هفته اخیر رسیده و اختلال در عرضه انرژی نگرانی درباره تورم را افزایش داده است.

آمریکا البته اقتصاد بزرگی دارد و یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان نفت دنیاست. بنابراین نباید در مورد آسیب‌پذیری آن اغراق کرد.

اما مسئله این است که حتی افزایش محدود در قیمت بنزین، حمل‌ونقل و کالاها می‌تواند برای شهروندان آمریکایی محسوس باشد و از همین مسیر فشار سیاسی ایجاد کند.

در یک انتخابات رقابتی، همین تغییر در ادراک اقتصادی مردم می‌تواند برای سیاستمداران اهمیت داشته باشد.

خبرنگار: آیا می‌توان گفت امروز نبرد فقط در خلیج فارس نیست و بخشی از آن به داخل جامعه آمریکا منتقل شده است؟

دکتر عباس احدی: به معنای نظامی نه، اما به معنای هزینه و پیامد سیاسی بله.

وقتی درگیری در خلیج فارس باعث افزایش نگرانی در بازار نفت می‌شود و مردم آمریکا درباره قیمت بنزین و هزینه زندگی صحبت می‌کنند، پیامد جنگ از جغرافیای منطقه فراتر رفته است.

به نظر من یکی از چالش‌های دولت ترامپ همین است که باید هم در میدان خارجی پاسخ بدهد و هم در داخل کشور درباره هزینه‌های سیاست خود توضیح دهد.

این فشار دوگانه برای هر دولتی دشوار است.

خبرنگار: پیش‌بینی شما از ماه‌های آینده چیست؟

دکتر عباس احدی: بهتر است از پیش‌بینی قطعی پرهیز کنیم. نتیجه به چند عامل بستگی دارد: توان ایران و آمریکا برای تحمل فشار، وضعیت تنگه هرمز، بازار انرژی، تحولات داخلی آمریکا و موفقیت یا شکست تلاش‌های دیپلماتیک.

اگر هیچ‌کدام از طرفین نتواند از مسیر نظامی به هدف نهایی خود برسد، احتمالاً وزن دیپلماسی بیشتر خواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران نیز باید هم‌زمان چند مسیر را دنبال کند؛ حفظ بازدارندگی، تقویت اقتصاد داخلی، کاهش فشار بر مردم، حفظ انسجام ملی، توسعه روابط با همسایگان و استفاده از ظرفیت دیپلماسی.

اتکا به یک مؤلفه به‌تنهایی کافی نیست.

خبرنگار: و سخن پایانی شما با مخاطبان؟

دکتر عباس احدی: آنچه امروز در تنگه هرمز، خلیج فارس و واشنگتن می‌گذرد، فقط یک تقابل نظامی نیست. بخشی از یک رقابت گسترده‌تر بر سر اراده، قدرت اقتصادی، بازدارندگی و آینده نظم منطقه‌ای است.

آمریکا تصور می‌کند می‌تواند با فشار نظامی و اقتصادی، هزینه ایستادگی جمهوری اسلامی را آن‌قدر بالا ببرد که ایران ناچار به عقب‌نشینی شود. در مقابل، ایران تلاش می‌کند نشان دهد فشار بر کشور بدون هزینه برای طرف مقابل نخواهد بود.

اما معتقدم مهم‌ترین پشتوانه جمهوری اسلامی در این رویارویی فقط توان موشکی، موقعیت تنگه هرمز یا ذخایر انرژی نیست؛ پشتوانه اصلی، مردم و توان داخلی کشور است.

هرچه اقتصاد مقاوم‌تر، تولید قوی‌تر، مدیریت کارآمدتر، عدالت بیشتر و فشار معیشتی بر مردم کمتر باشد، قدرت کشور در برابر فشار خارجی نیز بیشتر خواهد شد.

دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور با حفظ انسجام ملی پیوند دارد. جمهوری اسلامی زمانی در میدان خارجی دست بالاتر خواهد داشت که در داخل نیز بتواند اعتماد عمومی، عدالت و همراهی مردم را تقویت کند.