به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در اندیشه شیعه، ولایت به معنای هدایت و سرپرستی جامعه، پس از پیامبر اکرم(ص)، به ائمه اطهار(ع) سپرده شده است. با آغاز غیبت امام دوازدهم(عج)، مسئله چگونگی اداره جامعه اسلامی به یکی از موضوعات مهم فقه شیعه تبدیل شد. بسیاری از فقهای شیعه، با استناد به قرآن، روایات و مبانی عقلی، برای فقیه جامعالشرایط، اختیاراتی در حوزه اداره امور عمومی جامعه قائل شدهاند؛ هرچند درباره حدود و گستره این اختیارات، دیدگاههای متفاوتی در میان فقها وجود داشته است.
مبانی نظریه ولایت فقیه؛ از قرآن تا روایات
نظریه ولایت فقیه بر مجموعهای از آیات قرآن، روایات معصومین(ع) و دلایل عقلی استوار است. آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (نساء، ۵۹) و روایاتی مانند «فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً» از امام صادق(ع)، از جمله مستندات روایی این نظریه به شمار میآیند.
فقیه جامعالشرایط، در این نظریه، جانشین امام معصوم(ع) نیست و از جایگاه عصمت برخوردار نیست، بلکه مسئولیت اداره جامعه بر پایه احکام اسلامی، عدالت، حفظ مصالح عمومی و صیانت از دین را در عصر غیبت بر عهده دارد. از این رو، ولایت فقیه در این نظریه، به معنای «امتداد نهاد رهبری دینی در حوزه اداره جامعه در دوران غیبت» است، نه همرتبه دانستن فقیه با مقام امامت.
ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
در جمهوری اسلامی ایران، این نظریه مبنای حقوقی و سیاسی نظام قرار گرفته و در قانون اساسی نیز تبیین شده است. بر اساس این چارچوب، رهبر باید دارای شرایطی همچون فقاهت، عدالت، تدبیر، آگاهی به مسائل زمان و توانایی مدیریت جامعه باشد. همچنین در ساختار حقوقی کشور، نهادهایی برای انتخاب، نظارت و تداوم این مسئولیت پیشبینی شدهاند که از جمله آنها میتوان به مجلس خبرگان رهبری اشاره کرد که وظیفه تعیین و نظارت بر رهبر را بر عهده دارد.
کارکردها و ضرورتهای ولایت فقیه در عصر غیبت
از منظر موافقان این نظریه، ولایت فقیه مانع از ایجاد خلأ رهبری در عصر غیبت است و زمینه حفظ هویت دینی، اجرای عدالت، دفاع از استقلال جامعه اسلامی و صیانت از منافع عمومی را فراهم میکند. آنان معتقدند که بدون وجود رهبری دینی، جامعه اسلامی در برابر بحرانها، اختلافات و نفوذ جریانهای انحرافی آسیبپذیرتر خواهد بود.
از جمله کارکردهای مهم ولایت فقیه در عصر غیبت میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
حفظ نظام اسلامی در برابر تهدیدات داخلی و خارجی
-
اجرای حدود و احکام الهی در جامعه
-
دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور
-
حفظ وحدت و انسجام ملی در برابر تفرقهافکنی دشمن
-
صیانت از حقوق محرومان و مستضعفان
-
هدایت جامعه در مسیر تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی
دیدگاههای فقهی متفاوت و پویایی اندیشه شیعه
در مقابل، برخی از اندیشمندان و فقهای شیعه، برداشتهای متفاوتی از حدود اختیارات فقیه در عصر غیبت ارائه کردهاند. این اختلافنظرها، بخشی از مباحث علمی و فقهی در تاریخ اندیشه شیعه است و نشاندهنده پویایی این حوزه در میان عالمان دینی است. دیدگاههایی همچون «ولایت انتصابی» و «ولایت انتخابی» یا رویکردهای مختلف در مورد گستره اختیارات، همگی در چارچوب فقه سیاسی شیعه قابل طرح و بررسی هستند.
پیوند ولایت فقیه و فرهنگ انتظار
آنچه در همه این دیدگاهها مشترک است، این حقیقت است که عصر غیبت، عصر تعطیلی مسئولیتهای دینی و اجتماعی نیست. جامعه اسلامی همچنان نیازمند عدالت، قانون، حفظ نظم، دفاع از حقوق مردم و پاسداری از ارزشهای دینی است. فرهنگ انتظار نیز بر همین مسئولیتپذیری تأکید دارد و انتظار را به معنای سکون و انفعال نمیداند.
در این نگاه، ولایت فقیه با فرهنگ انتظار پیوندی عمیق پیدا میکند. انتظار حقیقی، به معنای آمادهسازی جامعه برای پذیرش عدالت مهدوی است و این آمادگی، بدون تقویت ایمان، اخلاق، قانونمداری، مسئولیتپذیری، مشارکت اجتماعی و تلاش برای تحقق عدالت امکانپذیر نخواهد بود. به عبارت دیگر، ولایت فقیه در عصر غیبت، بستری است برای ادامه مسیر انبیا و ائمه(ع) و زمینهسازی برای تحقق وعده الهی در آینده.
جمعبندی؛ ولایت فقیه، امتداد مسئولیت دینی در دوران غیبت
هیچ نظام سیاسی یا هیچ شخصیت غیرمعصومی، جایگاه امام معصوم(ع) را ندارد. در باور شیعه، حکومت جهانی و کامل عدالت، تنها با ظهور حضرت ولیعصر(عج) تحقق خواهد یافت. از این رو، دوران غیبت، دوران تلاش برای نزدیک شدن به آرمانهای الهی است، نه ادعای تحقق کامل آنها.
نظریه ولایت فقیه، در چارچوب فقه سیاسی شیعه، کوششی برای پاسخ به این پرسش اساسی است که جامعه اسلامی در عصر غیبت چگونه باید اداره شود. بر اساس این دیدگاه، امتداد ولایت در عصر غیبت، به معنای استمرار مسئولیت هدایت و مدیریت جامعه بر پایه دین، عدالت و مصالح عمومی است تا جامعه، ضمن حفظ هویت اسلامی خود، برای استقبال از عصر ظهور و تحقق کامل عدالت الهی آمادهتر شود. این، همان پیوندی است که فرهنگ انتظار را از یک باور صرف به یک راهبرد عملی برای ساختن جامعهای شایسته تبدیل میکند.















































