۱. وعدههای شکسته و محبوبیتِ سقوطکرده
دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴، دو وعدهٔ محوری به رأیدهندگانِ آمریکایی داد: مهارِ تورم و محدودکردنِ مداخلاتِ نظامیِ آمریکا در خارج از کشور. اما امروز، هر دو وعده، درست در آستانهٔ انتخاباتِ میاندورهای، به پاشنهی آشیلِ او تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجیِ شبکهٔ انبیسی که روز یکشنبه منتشر شد، ۶۹ درصدِ آمریکاییها با عملکردِ ترامپ در مهارِ تورم و مدیریتِ اقتصاد مخالفاند و تنها ۳۱ درصد از سیاستهایِ او حمایت میکنند. همچنین، هزینههایِ سرسامآورِ جنگ در غرب آسیا——که در تضادِ کامل با وعدهٔ «پایانِ جنگهایِ بیپایان» است——باعث شده رأیدهندگانِ میانهرو، فاصلهٔ خود را با او بیشتر کنند. نتیجهٔ این نارضایتیِ انباشته، سقوطِ محبوبیتِ ترامپ به پایینترین سطحِ دورانِ ریاستجمهوریاش است؛ رقمی که تحلیلگرانِ انتخاباتی را به این نتیجه رسانده که دموکراتها نه تنها کنترلِ مجلسِ نمایندگان را به دست خواهند گرفت، بلکه حتی شانسِ کسبِ اکثریت در سنا را نیز دارند.
۲. جنگ غرب آسیا؛ قمارِ بزرگی که باخت داشت
ترامپ در حالی جنگی تمامعیار را در غرب آسیا آغاز کرده که وعده داده بود مداخلاتِ نظامیِ آمریکا در خارج از کشور را محدود کند. این تناقضِ آشکار، نه تنها رأیدهندگانِ صلحطلب را از او دور کرده، بلکه حتی در میانِ جمهوریخواهانِ سنتی نیز شکاف ایجاد کرده است. گزارشِ فایننشالتایمز نشان میدهد که برخی از قانونگذارانِ جمهوریخواه، از حضور در کنوانسیونِ دو روزهٔ حزب در دالاسِ تگزاس خودداری کردهاند، چراکه نگراناند همراهی با ترامپ به موقعیتِ انتخاباتیِ آنها آسیب بزند. آنها بهخوبی میدانند که رأیدهندگانِ ایالتهایِ کلیدی، هزینههایِ سرسامآورِ جنگ و افزایشِ قیمتِ بنزین را با نامِ ترامپ گره زدهاند و هرگونه همراهی با او، میتواند بهمعنایِ ازدستدادنِ کرسیهایِ حیاتیِ کنگره باشد.
۳. نارضایتی از هوش مصنوعی؛ تقابلِ ترامپ با آرایِ محلی
در نظرسنجیِ انبیسی، یک یافتهٔ جالبِ دیگر نیز به چشم میخورد: ۶۹ درصدِ آمریکاییها با احداثِ مراکزِ دادهٔ هوش مصنوعی در منطقهٔ محلِ زندگیِ خود مخالفاند و تنها ۳۱ درصد از ساختِ آنها حمایت میکنند. این مخالفتِ گسترده، اگرچه مستقیماً به ترامپ مربوط نمیشود، اما نشاندهندهٔ یک موجِ عمومی از نارضایتی و بیاعتمادی به سیاستهایِ اقتصادیِ دولت است. در شرایطی که ترامپ برایِ جلبِ حمایتِ رأیدهندگان به وعدههایِ اشتغالزایی و توسعهٔ فناوری پناه برده، این حجم از مخالفت با پروژههایِ نوینِ فناورانه، معادله را برایِ او پیچیدهتر از همیشه کرده است.
۴. هزینههایِ سیاسیِ بیسابقه؛ از کلینتون تا ترامپ
شاید مهمترین هشدار برایِ ترامپ و جمهوریخواهان، تحلیلِ «چارلی کوک»، تحلیلگرِ باسابقهٔ سیاسی، باشد. او هفتهٔ گذشته در یادداشتی نوشت که «مجموع و اثرِ انباشتهٔ مشکلات و هزینههایِ سیاسیِ دورهٔ دومِ ریاستجمهوریِ ترامپ، اکنون به نظر میرسد با مشکلاتِ دورهٔ ریاستجمهوریِ بیل کلینتون، جورج دبلیو بوش و باراک اوباما برابری میکند یا حتی از آنها فراتر رفته است.» این مقایسه، برایِ ترامپی که همواره خود را «برنده» و «بینظیر» معرفی کرده، یک فاجعهٔ تمامعیار است. کلینتون با بحرانِ لوینسکی، بوش با جنگِ عراق و اوباما با بحرانِ اقتصادیِ ۲۰۰۸ مواجه بودند، اما ترامپ بهطورِ همزمان با سه بحرانِ بزرگِ سیاسی، اقتصادی و نظامی دستوپنجه نرم میکند.
جمعبندی: «ترامپ، سنگِ آسیابِ جمهوریخواهان»
آنچه امروز در حزبِ جمهوریخواه میگذرد، یک بحرانِ زودگذر نیست. جمهوریخواهانی که روزی ترامپ را «ابزارِ پیروزی» میدانستند، اکنون او را «سنگِ آسیابِ» خود میبینند؛ سنگآسیابی که نه تنها آردِ پیروزی نمیسازد، بلکه خودِ آنها را نیز خرد میکند. وعدههایِ شکسته، جنگِ بینتیجه، تورمِ افسارگسیخته و محبوبیتِ سقوطکرده، همگی نشانههایی از یک فروپاشیِ قریبالوقوع در اردوگاهِ جمهوریخواهان است. انتخاباتِ نوامبر، نه تنها سرنوشتِ کنگره، که سرنوشتِ آیندهٔ سیاسیِ ترامپ و حزبِ او را نیز تعیین خواهد کرد. اما آنچه مسلم است، این است که حتی اگر جمهوریخواهان بتوانند از این بحران عبور کنند، هزینهٔ آن را در سالهایِ آینده، با ازدستدادنِ اعتمادِ عمومی و شکافهایِ عمیقِ درونحزبی، خواهند پرداخت.















































