روایت رهبر انقلاب از رسالت تازه اهالی قلم
روایت رهبر انقلاب از رسالت تازه اهالی قلم
در میانه اردیبهشتی که بوی حماسه می‌دهد، پیام رهبر انقلاب به مناسبت بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، فراتر از یک تجلیل مرسوم، نقشه راهی تازه برای اهالی فرهنگ و ادب ترسیم کرد. پیامی که در آن، فردوسی نه به‌عنوان یک شاعر محصور در تاریخ، که به‌مثابه یک «الگوی زنده» برای کنشگران امروز عرصه فرهنگ معرفی شد؛ الگویی که می‌تواند و باید «بعثت هنرمندان» را در امتداد «بعثت مردم» رقم بزند.

 این یادداشت، واکاوی محورهای این پیام و نسبت آن با زمانه‌ای است که رهبر انقلاب از آن با عنوان «دفاع مقدس سوم» یاد کرده‌اند.

فردوسی؛ آیینه‌ای که ملت خود را در آن دید

نخستین ضلع پیام، پیوند دادن اسطوره با واقعیت است. رهبر انقلاب با اشاره به حماسه‌آفرینی ملت در سه «دفاع مقدس»، تصریح کردند: «ملت عزیز ایران ثابت کردند که داستان‌های اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانه آنان بوده است». این جمله، کلیدی‌ترین مفهوم پیام را در خود دارد: شاهنامه، فقط یک متن ادبی نیست؛ روایتی است که روح یک ملت در آن دمیده شده و امروز، آن روح در میدان‌های واقعی، از جنگ تحمیلی تا مقاومت در برابر فشارهای همه‌جانبه، تجلی یافته است.

ارجاع به «ضحّاک‌وشان متجاوز» نیز دقیقاً در همین راستا معنا می‌یابد. فردوسی، ضحاک را نماد شری می‌سازد که باید در برابرش ایستاد؛ امروز نیز ملت ایران، ضحاک‌های مدرن را بازشناخته و در برابرشان صف‌آرایی کرده است. نکته ظریف پیام اینجاست که این بازشناسی، حاصل «مفاهیم انسان‌ساز، سلحشورانه و قرآنی شاهنامه» است؛ مفاهیمی که به‌گفته رهبری، «همه اقوام و اقشار ایران را همدل و همراه و همساز می‌کند».

زبان فارسی؛ رشته اتصال هویت و مرزهای تمدنی

دومین محور اساسی، تأکید بر جایگاه زبان فارسی به‌عنوان ستون فقرات هویت ملی و تمدنی است. رهبر انقلاب در فرازی که نقل قولی از «رهبر حکیم و شهیدمان» را نیز در خود دارد، زبان فارسی را «قالب شناخت و رشته اتصال اندیشه و مرزهای هویتی ایرانیان» خواندند. این تعبیر، زبان را از یک ابزار صرف ارتباطی فراتر می‌برد و آن را به شالوده‌ای برای «شناخت» و پیونددهنده «مرزهای هویتی» بدل می‌کند.

ارجاع به توصیه شهید سلیمانی مبنی بر «قدرتمند شدن زبان فارسی» نیز جهت‌گیری راهبردی این پیام را روشن می‌کند: زبان فارسی، «چراغ راه اقتدار تمدن ایرانی-اسلامی» است. به‌بیان دیگر، هرگونه کوتاهی در پاسداشت و گسترش این زبان، نه یک غفلت فرهنگی ساده، که تضعیف یکی از ارکان اصلی اقتدار تمدنی است. پیام رهبری، این رسالت را «بزرگترین ظرفیت برای ترویج فرهنگ و تمدن غنی ایران اسلامی در گستره جهانی» توصیف می‌کند.

«بعثت هنرمندان»؛ تکلیفی بر دوش اهالی فرهنگ

اما شاید تازه‌ترین و مأموریت‌گرایانه‌ترین بخش پیام، فراخوان به «بعثت هنرمندان» باشد. رهبر انقلاب با صراحت، حماسه‌آفرینی ملت در «دفاع مقدس سوم» را «تکلیف بزرگی بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر» می‌خوانند و از آنان می‌خواهند «همچون فردوسی برخیزند». این قیام فرهنگی، یک مأموریت سه‌بخشی دارد: «فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند» و «روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ ماندگار کنند».

این فراخوان، پاسخی است به یک خلأ تاریخی: اگر فردوسی نبود، چه‌بسا بخش عظیمی از هویت و تاریخ ایران باستان در غبار زمان گم می‌شد. امروز نیز اگر هنرمند متعهد وارد میدان نشود، حماسه‌های معاصر در هیاهوی رسانه‌ای جهان گم خواهند شد. «بعثت هنرمندان»، تعبیری است که دقیقاً رسالت پیامبرگونه هنرمند متعهد را تداعی می‌کند: برانگیختن، روایت‌گری و ماندگارسازی.

پدافند زبانی و گفتمانی؛ مرحله نهایی پیروزی

چهارمین محور پیام، به آینده و مراحل باقی‌مانده تا «پیروزی نهایی» معطوف است. رهبر انقلاب با اشاره به «تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان»، مقاومت ملت را زمینه‌ساز «آمادگی برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی و سبک زندگی امریکایی» می‌دانند. در این میدان، سلاح، «ابتکار و نوآوری فعالان عرصه فرهنگی» است و میدان نبرد، «پدافند زبانی و گفتمانی».

تأکید ویژه پیام بر «رشد و بالندگی کودکان، نوجوانان و جوانان» نیز نقطه‌ای راهبردی است. نبرد تمدنی امروز، پیش از آنکه بر سر خاک یا منابع باشد، بر سر ذهن و زبان نسل آینده است. اگر زبان و هویت در این نسل ریشه بدواند، «مراحل باقی‌مانده تا پیروزی نهایی» با «استواری بیشتر» پیموده خواهد شد.

از اسطوره تا تکلیف؛ مسیری که فردوسی نشان داد

پیام رهبر انقلاب در بزرگداشت فردوسی ۱۴۰۵، در نهایت یک الگوی کامل از «هنر متعهد» ترسیم می‌کند: فردوسی، شاعری بود که اسطوره را به خدمت هویت درآورد، زبان را به دژ تمدنی بدل ساخت، و روایت ملتش را جاودانه کرد. امروز، رهبری از اهالی فرهنگ می‌خواهند که در میانه «دفاع مقدس سوم»، همان مسیر را با ابزارها و زبان زمانه بپیمایند.

پرسش پایانی این است: آیا فردوسی‌های زمانه ما برخاسته‌اند؟ پاسخ را باید در قلم‌هایی جست که امروز، حماسه این ملک و ملت را بر صحیفه روزگار حک می‌کنند.