وقتی تفسیر شخصی از قرآن در برابر ولایت فقیه می‌ایستد
وقتی تفسیر شخصی از قرآن در برابر ولایت فقیه می‌ایستد
در روزهایی که گفتمان وفاق و هم‌صدایی در رأس برنامه‌های دولت قرار دارد، یک پرسش اساسی در فضای سیاسی کشور مطرح شده است: اگر هر مسئولی به برداشت و فهم خود از کتاب الله عمل کند، مقام فقاهت و ولایت فقیه چه جایگاهی خواهد داشت؟ این پرسش، بار دیگر مرزهای اختیارات رئیس‌جمهور در نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشیده است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در هفته‌های اخیر، بحث‌های جدی درباره نسبت «فهم شخصی از دین» با «ولایت فقیه» در نظام جمهوری اسلامی، داغ شده است. این مناقشه، در حالی ابعاد تازه‌ای یافته که دولت وفاق بر هماهنگی با همه ارکان نظام تأکید دارد و در همین حال، برخی جریان‌های حامی ولایت فقیه نسبت به «استقلال رأی» دولت در تصمیم‌گیری‌های کلان ابراز نگرانی کرده‌اند.

📜 خط مقدم منازعه؛ فهم شخصی یا ولایت فقیه؟

پرسش کلیدی که این روزها در محافل سیاسی و مذهبی مطرح می‌شود، این است: «اگر بنا بود که هر شخص مسئولی به برداشت و فهم خود از کتاب الله عمل کند، پس مقام فقاهت و ولایت فقیه چه جایگاهی دارد؟» این پرسش، ریشه در یک اصل اساسی در فقه شیعه دارد که بر اساس آن، همه مسئولین حتی رئیس‌جمهور همانند سایر مردم هستند و برداشت و نظر و فهم آنان از کتاب مجید و روایات، از هیچ اعتباری برخوردار نیست و عمل طبق آن فهم و برداشت، خلاف شرع است.

این بحث در حالی داغ شده که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، پیش از این به عنوان شخصیتی با تسلط بر متون دینی شناخته شده است. او که خود نهج‌البلاغه تدریس کرده، بارها بر ضرورت بازخوانی مفاهیم دینی برای زندگی امروز تأکید داشته است. اما از منظر مخالفان این رویکرد، هرگونه تفسیر مستقل از متون دینی توسط مسئولان، نه تنها بی‌اعتبار، که «انحراف و استبداد رأی در مقابل ولی امر مسلمین» محسوب می‌شود.

⚖️ ولایت فقیه؛ محوریت یا انحصار در تصمیم‌گیری؟

در نگاه حامیان ولایت فقیه، مفهوم ولایت فقیه به این معناست که «محوریت صیانت از کیان نظام اسلامی و حفظ مصالح اسلام و مسلمین فقط و فقط با ولی امر مسلمین بوده و مبتنی بر فهم ایشان از شرع مقدس می‌باشد». آنان با استناد به فرمایش امام عصر(عج) که فرمودند: «فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله» و نیز فرمایش امام صادق(ع) که فرمودند: «فانی قد جعلته علیکم حاکما»، تأکید می‌کنند که در عصر غیبت، این فقیه جامع‌الشرایط است که حجت و حاکم شرعی بر مردم است و هیچ شخص دیگری، حتی رئیس‌جمهور، نمی‌تواند در این حوزه استقلال رأی داشته باشد.

بر اساس این دیدگاه، اگر هر شخصی در هر سمتی برای خود در مقابل حکم رهبری استقلال رأی قائل باشد، در حکم طاغوت است. این نگاه، رئیس‌جمهور را نیز همانند سایر مردم، ملزم به تبعیت کامل از ولی‌فقیه می‌داند و هرگونه تفسیر مستقل از متون دینی را خلاف شرع و مصداق انحراف از خط ولایت معرفی می‌کند.

🗣️ نظام اسلامی صاحب دارد؛ ولی‌الله اعظم

از منظر این جریان، «اسلام و مسلمین و نظام مقدس جمهوری اسلامی صاحب دارد» و آن صاحب، «ولی الله اعظم امام زمان(عج)» است و در دوران غیبت، فقیه جامع‌الشرایط، «ولی شرعی مردم و حافظ شریعت و مذهب تشیع و کیان اسلام و مسلمین» است. بنابراین، هیچ شخص دیگری، حتی رئیس‌جمهور، نمی‌تواند در مقابل ولی‌امر مسلمین، استقلال رأی داشته باشد و هرگونه فهم شخصی از کتاب مجید و نهج‌البلاغه و روایات ائمه معصومین(ع) که با نظر ولی‌فقیه مغایرت داشته باشد، مصداق «انحراف و استبداد رأی» است.


💎 جمع‌بندی؛ منازعه‌ای که با گفتمان وفاق گره خورده است

این مناقشه، در شرایطی ابعاد تازه‌ای یافته که دولت وفاق بر هم‌صدایی و هماهنگی با همه ارکان نظام تأکید دارد. با این حال، عمق اختلاف‌نظرها درباره نسبت «فهم شخصی از دین» و «ولایت فقیه» در نظام جمهوری اسلامی، نشان می‌دهد که این پرسش، فراتر از یک اختلاف‌نظر سیاسی، ریشه در مبانی فقهی و کلامی شیعه دارد. آنچه این مناقشه را به یکی از چالش‌های جدی روزهای اخیر تبدیل کرده، تلاقی دو رویکرد است؛ رویکردی که بر فهم شخصی از متون دینی و تطبیق آن با مقتضیات روز تأکید دارد و رویکردی که هرگونه تفسیر مستقل را در برابر ولی‌فقیه، مصداق انحراف و استبداد رأی می‌داند. این مناقشه، تازه‌ترین حلقه از یک سلسله منازعات تاریخی در نظام جمهوری اسلامی است که با آغاز به کار دولت چهاردهم، رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفته است.