از تهدید تا لغو حمله؛ چرا ترامپ ناچار به عقب‌نشینی شد؟
از تهدید تا لغو حمله؛ چرا ترامپ ناچار به عقب‌نشینی شد؟
اظهارات جدید رئیس‌جمهور آمریکا درباره لغو حملات برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران، یک پیام روشن دارد: سیاست تهدید و فشار علیه جمهوری اسلامی ایران بار دیگر به بن‌بست رسیده است. ترامپ ناچار شد آنچه را برای امشب وعده داده بود، بی‌آنکه شلیکی شده باشد، لغو کند.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین المللی سازندگی اباصالح (عج)، دونالد ترامپ در تازه‌ترین ادعای خود اعلام کرده است که به دلیل پیشرفت مذاکرات و تأیید آن از سوی طرف‌های مختلف، دستور توقف عملیات نظامی علیه ایران را صادر کرده است. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که طی ماه‌های اخیر، مقامات آمریکایی و صهیونیستی بارها از گزینه نظامی علیه ایران سخن گفته بودند و تلاش داشتند با فضاسازی رسانه‌ای و جنگ روانی، جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی کنند.

اما تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد هر زمان واشنگتن بر طبل تهدید کوبیده، در نهایت خود ناچار به تجدیدنظر در محاسباتش شده است. علت این مسئله روشن است: ایران امروز کشوری نیست که بتوان با تهدید نظامی یا فشار سیاسی، اراده آن را تغییر داد. توان بازدارندگی جمهوری اسلامی، ظرفیت‌های دفاعی کشور و آمادگی نیروهای مسلح، هزینه هرگونه اقدام خصمانه را برای دشمنان به شدت افزایش داده است.

ادعای ترامپ درباره لغو حمله، ناخواسته این واقعیت را آشکار می‌کند که گزینه نظامی مورد ادعای آمریکا با موانع جدی روبه‌رو بوده است. اگر واشنگتن از موفقیت یک عملیات نظامی اطمینان داشت، نیازی به اعلام لغو آن و توجیه این تصمیم در قالب مذاکرات و توافقات سیاسی نداشت. این مسئله نشان می‌دهد که محاسبات آمریکا در برابر قدرت ایران با شکست راهبردی مواجه شده است.

نکته قابل تأمل دیگر، سابقه ترامپ در طرح ادعاهای متناقض و بعضاً خلاف واقع است. از آغاز تحولات اخیر، رئیس‌جمهور آمریکا بارها مواضعی اتخاذ کرده که ساعاتی بعد تغییر کرده یا از سوی منابع رسمی مورد تردید قرار گرفته است. تحلیلگران معتقدند بخشی از این اظهارات را باید در چارچوب عملیات روانی و تلاش برای مدیریت افکار عمومی داخلی آمریکا و همچنین ترمیم وجهه آسیب‌دیده واشنگتن در منطقه ارزیابی کرد.

واقعیت میدانی اما چیز دیگری را روایت می‌کند. آنچه معادلات منطقه را تغییر داده، نه تهدیدهای رسانه‌ای آمریکا، بلکه قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و شکست راهبرد «فشار حداکثری» بوده است. امروز حتی دشمنان ایران نیز به خوبی می‌دانند که هرگونه ماجراجویی نظامی می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای آنها به همراه داشته باشد.

به همین دلیل، صرف‌نظر از ادعاهای مطرح‌شده، یک حقیقت غیرقابل انکار باقی می‌ماند: آمریکا بار دیگر دریافت که در برابر ایرانِ مقتدر، تهدید کارایی خود را از دست داده است و زبان زور نمی‌تواند جایگزین واقعیت‌های میدان شود. اظهارات اخیر ترامپ را می‌توان بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نشانه‌ای از محدودیت‌های قدرت آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران دانست.