جنگها تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشوند. گاهی مهمتر از تصرف یک شهر یا انهدام یک پایگاه نظامی، تحقق اهداف سیاسی و راهبردی طرفهای درگیر است. از همین منظر، بررسی نتیجه ۱۱۰ شب رویارویی همهجانبه ایران با ائتلاف دشمنانش، تصویری متفاوت از آنچه رسانههای غربی روایت میکنند، ارائه میدهد. در نخستین روزهای بحران، […]
جنگها تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشوند. گاهی مهمتر از تصرف یک شهر یا انهدام یک پایگاه نظامی، تحقق اهداف سیاسی و راهبردی طرفهای درگیر است. از همین منظر، بررسی نتیجه ۱۱۰ شب رویارویی همهجانبه ایران با ائتلاف دشمنانش، تصویری متفاوت از آنچه رسانههای غربی روایت میکنند، ارائه میدهد.
در نخستین روزهای بحران، مقامات آمریکایی و متحدانشان اهدافی را دنبال میکردند که از فشار حداکثری تا تغییر رفتار جمهوری اسلامی و حتی تغییر ساختار سیاسی کشور را در بر میگرفت. شبکه رسانهای وابسته به غرب نیز با بزرگنمایی تهدیدها تلاش داشت این گزاره را القا کند که ایران در آستانه فروپاشی اقتصادی، امنیتی و اجتماعی قرار گرفته است.
اما آنچه در عمل رخ داد، فاصلهای عمیق با این محاسبات داشت.
نخستین واقعیت آن است که ایران باقی ماند؛ نه تجزیهای رخ داد، نه ساختار حاکمیتی فروپاشید و نه آنچه از سوی برخی جریانهای معاند به عنوان «تسلیم بیقید و شرط» تبلیغ میشد، محقق شد. دشمنان جمهوری اسلامی با وجود بهرهگیری از فشارهای سیاسی، اقتصادی، رسانهای و امنیتی، نتوانستند اراده ملی ایرانیان را در هم بشکنند.
دومین واقعیت، ناکامی پروژه آشوبسازی بود. برخلاف تصور اتاقهای فکر غربی، مردم ایران در بزنگاه تاریخی کشور، میان اختلافات داخلی و منافع ملی تفکیک قائل شدند. جامعه ایران نشان داد که در برابر تهدید خارجی، از سرمایه ملی و هویت تاریخی خود دفاع میکند. همین مسئله سبب شد رؤیای تبدیل فشار خارجی به بحران داخلی، راه به جایی نبرد.
سومین مؤلفه، ایستادگی نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی کشور بود. در حالی که دشمن بر فروپاشی انسجام ملی حساب باز کرده بود، نیروهای نظامی و امنیتی با حفظ آمادگی و اقتدار، از منافع ملی دفاع کردند و دستگاه دیپلماسی نیز در میدان مذاکرات، از موضع ضعف وارد نشد. نتیجه آن بود که بسیاری از اهداف اعلامی طرف مقابل، بدون تحقق باقی ماند.
اما شاید مهمترین دستاورد این دوره، تغییر تصویر ایران در افکار عمومی جهان باشد. ملتهای مختلف مشاهده کردند که کشوری مستقل میتواند در برابر فشار قدرتهای بزرگ ایستادگی کند، هزینه بدهد اما تسلیم نشود. این همان الگویی است که طی دهههای گذشته الهامبخش جریانهای مقاومت بوده و اکنون ابعاد جدیدی از آن در برابر دیدگان جهانیان قرار گرفته است.
در این میان، نقش رهبری، انسجام ملی و روحیه مقاومت مردم ایران قابل انکار نیست. تاریخ نشان داده است که ملتها در روزهای سخت شناخته میشوند و ایران بار دیگر ثابت کرد که سرمایه اصلیاش نه نفت و نه منابع طبیعی، بلکه مردمی هستند که در لحظات سرنوشتساز از هویت و استقلال خود دفاع میکنند.
امروز، فارغ از روایتسازی رسانهها، یک واقعیت در برابر جهان قرار دارد؛ پروژه وادارسازی ایران به تسلیم شکست خورد. کشوری که قرار بود منزوی، متلاشی و تسلیم شود، همچنان ایستاده است و این ایستادگی، مهمترین پیام ۱۱۰ شب مقاومت ملت ایران برای آینده منطقه و جهان خواهد بود.
















































