به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در فرهنگ شیعه، پرسش مهم این است که جامعه منتظر در دوران غیبت چه وظیفهای دارد؟ آیا باید صرفاً چشمبهراه ظهور بماند یا میتواند و باید برای تحقق ارزشهایی که حکومت مهدوی بر آنها استوار است، از همین امروز تلاش کند؟ پاسخ فرهنگ انتظار، روشن است: انتظار حقیقی با مسئولیتپذیری، خودسازی و جامعهسازی همراه است.
انقلاب اسلامی؛ الگویی برای پیوند ایمان و سیاست
انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، با طرح شعارهایی همچون استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، تلاش کرد نظامی سیاسی و اجتماعی بر پایه ارزشهای اسلامی ایجاد کند. از منظر گفتمان انقلاب، این حرکت قرار نبود جایگزین حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) باشد، بلکه الگویی برای پیوند میان ایمان، سیاست، عدالت و مسئولیت اجتماعی در عصر غیبت ارائه میکرد. این انقلاب، فرهنگ انتظار را از انزوا خارج کرد و آن را به عرصههای مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پیوند زد.
عدالتخواهی؛ میراث مشترک انقلاب و مهدویت
یکی از مهمترین مفاهیمی که انقلاب اسلامی بر آن تأکید کرد، مبارزه با ظلم و سلطه بود. در فرهنگ مهدوی نیز عدالت، در نقطه مقابل ظلم و فساد قرار دارد. جامعهای که خود را منتظر عدالت جهانی میداند، نمیتواند نسبت به بیعدالتی بیتفاوت باشد. از همین رو، عدالتخواهی و دفاع از حقوق انسانها، بخشی از مسئولیت جامعه منتظر به شمار میآید. انقلاب اسلامی با تأکید بر حمایت از مستضعفان و مبارزه با نظام سلطه، گامی در این مسیر برداشته است.
زمینهسازی ظهور؛ از انسانسازی تا جامعهسازی
البته زمینهسازی ظهور را نباید با ادعای فراهم شدن قطعی شرایط ظهور یا تعیین زمان آن اشتباه گرفت. در آموزههای اسلامی، زمان ظهور از امور غیبی است و هیچکس نمیتواند با قطعیت درباره نزدیک بودن آن داوری کند. بنابراین، سخن گفتن از زمینهسازی، به معنای تلاش برای ساختن انسان و جامعهای نزدیکتر به ارزشهای مهدوی است، نه ادعای تحقق کامل آن ارزشها.
عرصههای مهم این زمینهسازی عبارتاند از:
-
اخلاق و مسئولیتپذیری: عدالت تنها در ساختارهای سیاسی تحقق پیدا نمیکند؛ بلکه از رفتار فردی انسانها آغاز میشود. صداقت، امانتداری، رعایت حقوق دیگران، مبارزه با فساد و احترام به کرامت انسانها، نمونههایی از ارزشهایی هستند که باید در زندگی روزمره جامعه منتظر جاری شوند.
-
علم و پیشرفت: حکومت جهانی عدل، جامعهای ایستا و عقبمانده نیست. جامعه منتظر باید در علم، فناوری، آموزش، اقتصاد و مدیریت پیشرفت کند و این پیشرفت را در خدمت انسان و عدالت قرار دهد.
-
وحدت و همبستگی اجتماعی: جامعهای که گرفتار اختلاف، خودخواهی و بیاعتمادی باشد، توان حرکت در مسیر آرمانهای بزرگ را نخواهد داشت. فرهنگ مهدویت، انسانها را حول محور حق و عدالت گرد میآورد و انقلاب اسلامی نیز بر اهمیت وحدت و انسجام اجتماعی در برابر مشکلات تأکید کرده است.
جوانان و خانواده؛ دو رکن اساسی جامعه منتظر
جوانان در این مسیر نقش ویژهای دارند. آینده هر جامعه در دست نسلی است که امروز در حال تربیت و رشد است. جوان منتظر، باید در کنار ایمان و معنویت، اهل علم، ابتکار، مسئولیتپذیری و خدمت باشد. انتظار زمانی از یک مفهوم ذهنی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل میشود که نسل جوان، ساختن آینده را وظیفه خود بداند.
در این میان، خانواده نیز نخستین پایگاه تربیت انسان منتظر است. اگر خانواده بتواند فرزندانی مؤمن، اخلاقمدار، عدالتخواه، آگاه و مسئول تربیت کند، یکی از مهمترین پایههای جامعه مهدوی را شکل داده است. زمینهسازی ظهور، از همین محیطهای کوچک آغاز میشود و به تدریج در ساختارهای بزرگ اجتماعی گسترش مییابد.
جمعبندی؛ انقلاب اسلامی، گامی در مسیر فرهنگ انتظار
انقلاب اسلامی، از این منظر، بیش از آنکه صرفاً یک حادثه سیاسی در تاریخ معاصر باشد، میتواند به عنوان تجربهای برای پیوند میان دین، جامعه، مسئولیت و عدالتخواهی مورد بررسی قرار گیرد. این تجربه، مانند هر پدیده انسانی، نیازمند نقد، اصلاح و تکامل است و نمیتوان هیچ عملکرد تاریخی را عین حکومت آرمانی مهدوی دانست.
بنابراین، زمینهسازی حکومت جهانی عدل، پیش از آنکه با شعارهای بزرگ آغاز شود، از انسانسازی، عدالتخواهی، علمآموزی، اخلاق، خدمت به مردم و اصلاح جامعه آغاز میشود. اگر منتظران بتوانند این ارزشها را در زندگی فردی و اجتماعی خود گسترش دهند، انتظار از یک آرزوی آیندهنگر به یک حرکت تمدنساز تبدیل خواهد شد. انقلاب اسلامی میتواند گامی در مسیر فرهنگ انتظار تلقی شود؛ اما مقصد نهایی، تحقق حکومت جهانی عدل به دست حجت خداست. وظیفه امروز ما، ساختن جامعهای است که از نظر ایمان، اخلاق، علم و عدالت، شایستگی بیشتری برای استقبال از آن آینده موعود داشته باشد.















































