به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، آنچه در روزهای اخیر میان «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور وقت آمریکا، و «مایک هاکبی»، سفیر این کشور در رژیم صهیونیستی، رخ داده است، بیش از آنکه یک «اختلافِ نظر» ساده باشد، نمایشی از ماهیتِ درونیِ جبههٔ استکبار و وابستگیِ متقابلِ دو رژیمِ آمریکا و اسرائیل به یکدیگر برای تداومِ جنایتهایشان است.
📜 روایتِ استکبار؛ از «منِ ناجی» تا «مای یهودی»
این نمایشِ حقیرانه، در دو پرده به صحنه رفته است:
پردهٔ اول: ترامپ و روایت «منِ ناجی»
در حاشیه نشست سران گروه هفت (G7) در فرانسه، ترامپ با لحنی مملو از تکبر و خودبزرگبینی، ادعا کرد که بدون حمایتهای او، رژیم صهیونیستی «منفجر میشد» و «هیچ رئیسجمهوری دیگری حاضر نبود کارهایی را که من انجام دادم، انجام دهد». او با این سخنان، موجودیتِ اسرائیل را بهطور کامل وابسته به خود و دولتهای آمریکا دانست و آن را از یک «متحدِ مقدس» به یک «بازیگرِ وابسته» تنزل داد.
پردهٔ دوم: هاکبی و روایت «ماِ یهودی»
اما هاکبی، که در «کنفرانس بینالمللی میراث اسرائیل» در کرانه باختری اشغالی سخن میگفت,با صراحت بیشتری ادعا کرد که «اگر اسرائیل نبود، آمریکا نیز وجود نداشت». او با اشاره به «میراث مشترکِ یهودی»، گفت که آمریکاییها «موجودیت خود را مدیون آنچه در این سرزمین رخ داده است» میدانند. این سخنان، عملاً در تضادِ کامل با روایتِ ترامپ بود و نشان داد که در پایتختِ استکبار، بر سر این که «ارباب» کیست و «نوکر» کیست، اختلافِ نظر وجود دارد.
💥 برخاسته از یک دروغ؛ هر دو ساقطاند
اما آنچه این منازعه را برای ناظرِ انقلابی جذاب میکند، نه متنِ آن، که بسترِ شکلگیریِ آن است:
۱. نزاع بر سرِ «اسباببازی»: این دو، بر سر موجودیتِ یک رژیمِ جعلی و غاصب با یکدیگر مجادله میکنند که نه تنها در برابر وجدانِ بشری، که در برابر تاریخ نیز محکوم است. اسرائیل، نه «علتِ وجودی» آمریکاست و نه «معلولِ» آن؛ بلکه هر دو، رژیمهایی هستند که بر پایهٔ ظلم، اشغال و نسلکشی بنا شدهاند. این نزاع، اوجِ سقوطِ اخلاقیِ غرب را به نمایش میگذارد.
۲. سکوتِ معنادار در برابرِ جنایتها: در این میان، نه ترامپ و نه هاکبی، هیچ اشارهای به جنایتهایِ وحشیانهٔ رژیم صهیونیستی در غزه، کرانه باختری و لبنان نکردند. آنها بر سرِ «بقا» و «هویت» یک رژیمِ آپارتاید سخن میگویند؛ در حالی که فلسطینیهای مظلوم، هر روز با جنایتهایِ این رژیم مواجه هستند.
۳. فروپاشیِ «امریکایِ اول»: اظهاراتِ هاکبی، در واقع، پاسخی بود به سیاستِ «امریکایِ اول» ترامپ. او نشان داد که در ساختارِ قدرتِ آمریکا، لابیِ صهیونیستها چنان نفوذی دارد که حتی یک رئیسجمهور نیز نمیتواند بهراحتی از چارچوبِ تعریفشدهٔ آن خارج شود. این، شکستی دیگر برایِ پروژهٔ «ناسیونالیسمِ آمریکایی» ترامپ بود.
🔥 نمایشِ استیصال؛ پایانِ یک توهم
این منازعه، در شرایطی رخ میدهد که مقاومتِ اسلامی در منطقه، روزبهروز قدرتمندتر میشود و خوابِ «اسرائیلِ بزرگ» و «آمریکایِ مقتدر» را به کابوس تبدیل کرده است. این نزاعِ داخلی، نشان از استیصالِ جبههٔ استکبار و فروپاشیِ وحدتِ دروغینِ آنها دارد. آنها که روزی با تمامِ قدرت، بر جهان سلطه داشتند، امروز بر سرِ «علتِ وجودیِ» یکدیگر، با هم میجنگند.
💎 جمعبندی؛ عبرتآموزی از سقوط
این نزاعِ حقیرانه، برای ملتهای مسلمان، بهویژه مردمِ شریفِ ایران، چند پیامِ روشن دارد:
۱. دشمن را بشناسیم: این منازعه، ماهیتِ واقعیِ آمریکا و اسرائیل را آشکار کرد. آنها هیچگاه به فکرِ منافعِ ملتها نیستند؛ بلکه تنها به دنبالِ سلطه و غارت هستند.
۲. به وعدهٔ الهی ایمان داشته باشیم: این سردرگمیِ دشمنان، نشان از تحققِ وعدهٔ الهی در سستیِ ارادهٔ آنها دارد. همانگونه که قرآن میفرماید: «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ».
۳. راهِ مقاومت را ادامه دهیم: تنها راهِ مقابله با این جبههٔ استکبار، ادامهٔ راهِ مقاومت، ایستادگی و اتکا به خداوندِ متعال است. فلسطین، از نیل تا فرات، متعلق به فلسطینیهایِ مظلوم است و این رژیمِ جعلی، هرچند امروز بر سرِ «بقایِ» خود با اربابانش مجادله میکند، سرانجام، محو خواهد شد.















































