به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، «تکبر در برابر متکبر»، برگرفته از آموزههای ناب علوی، یک استراتژی هوشمندانه است که ریشه در عمق باورهای دینی و عقلانیت سیاسی دارد. این اصل، که در ادبیات رهبری انقلاب نیز همواره بر آن تأکید شده، در حقیقت، «منطق عزت» را به مثابه یک ضرورت حیاتی برای بقای یک ملت در برابر نظام سلطه، ترسیم میکند.
قاعده طلایی سیاست خارجی
این آموزه، تنها یک دستور اخلاقی فردی نیست؛ بلکه یکی از قواعد مهم سیاست نیز به شمار میرود. در روابط بینالملل، قدرتهای سلطهگر معمولاً بر اساس منطق فشار عمل میکنند. اگر احساس کنند که با تهدید، تحریم، فشار اقتصادی یا عملیات روانی میتوانند طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کنند، فشار را افزایش خواهند داد. «تکبر در برابر متکبر» دقیقاً در همین نقطه، به کمک یک ملت میآید.
از این منظر، مقاومت و ایستادگی، صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک راهبرد عقلانی برای بازدارندگی است. اقتدار، هزینه سلطهگری را بالا میبرد و طرف مقابل را وادار میکند که به جای زبان زور، زبان احترام و مذاکره برابر را انتخاب کند. در این نگاه، «صلح پایدار»، محصول «اقتدار و عزت» است، نه نتیجه «تسلیم در برابر زور».
تجربه چهار دهه؛ مقاومت، تنها راه فهماندن به آمریکا
نسبت این اصل با آمریکا، روشنکنندهترین وجه آن است. در چهار دهه گذشته، تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که هرجا آمریکا احساس کرده میتواند با فشار، تهدید، تحریم یا نمایش قدرت امتیاز بیشتری بگیرد، دامنه مطالبات خود را گسترش داده است. در مقابل، هرجا با مقاومت و اقتدار مواجه شده، ناچار به تجدیدنظر در رفتار خود شده است. این، یک قاعدهی تغییرناپذیر در مناسبات ایران و آمریکاست.
بر همین اساس، ایستادگی در برابر آمریکا، به معنای دشمنی با یک ملت یا مخالفت با اصل گفتوگو نیست؛ بلکه مخالفت با منطق استکبار است؛ منطقی که میخواهد اراده خود را بر دیگر ملتها تحمیل کند. گفتوگو زمانی ارزشمند است که بر پایه احترام متقابل، عدالت و برابری باشد، نه بر مبنای زور و تهدید. هرگونه عقبنشینی در برابر متکبر، نه تنها او را سیراب نمیکند، که اشتهای او را برای زیادهخواهی بیشتر، تحریک میکند.
جمعبندی؛ عزت، تنها راه معامله با قلدرهاست
«تکبر در برابر متکبر» در حقیقت، منطق عزت است؛ منطقی که انسان را از ذلت حفظ میکند، متکبر را از توسعه سلطه بازمیدارد و زمینه شکلگیری روابط عادلانه را فراهم میآورد. از همین رو، مقاومت در برابر استکبار، نه نشانه جنگطلبی، بلکه راهبردی برای جلوگیری از جنگ، سلطه و تحقیر است. صلح پایدار، محصول اقتدار و عزت است، نه نتیجه تسلیم در برابر زور. از این منظر، این روایت، هم یک دستور اخلاقی است و هم یک قاعده ماندگار برای حکمرانی و سیاستورزی در برابر قدرتهای سلطهگر. این همان منطقی است که در قرآن با آیات «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» و «فَلَا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنفُسَکُمْ» به آن اشاره شده و امروز، بیش از هر زمان دیگری، به عنوان یک «ضرورتِ ملی»، خود را نمایان میسازد.












































