چرا تنگه هرمز در قلب معادلات امنیتی و مذاکرات منطقه‌ای قرار دارد؟
چرا تنگه هرمز در قلب معادلات امنیتی و مذاکرات منطقه‌ای قرار دارد؟
هرگاه تنش میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده افزایش می‌یابد، نام یک منطقه بیش از هر نقطه دیگری بر سر زبان‌ها می‌افتد؛ تنگه هرمز. آبراهی باریک که در نگاه نخست تنها یک مسیر کشتیرانی به نظر می‌رسد، اما در واقع یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی جهان است. اهمیت این تنگه تنها به عبور نفتکش‌ها محدود نمی‌شود، بلکه به نقطه تلاقی «قدرت»، «امنیت» و «اقتصاد» در منطقه غرب آسیا تبدیل شده است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، تنگه هرمز، این آبراهِ باریک به عرض ۳۴ کیلومتر، نه یک گذرگاهِ دریاییِ صرف، که کلیدِ امنیتِ انرژیِ جهان و مهم‌ترین اهرمِ ژئوپلیتیکیِ ایران است. در هر نبردی بر سرِ قدرت در منطقه، این تنگه، به‌عنوان نقطه‌ی کانونیِ تقابل و هم‌چنین راهبردِ بازدارندگی، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. بحران‌های اخیر در این آبراه، بار دیگر این حقیقت را آشکار کرد که هرمز، نه فقط یک گلوگاهِ نفتی، که نمادِ عمقِ راهبردیِ ایران و گره‌گاهِ محاسباتِ واشنگتن است .

هرمز؛ مرکز ثقل معادلات قدرت

در روزهای نخستِ جنگ، سپاه پاسداران با هشدارهایی فوری، تردد در تنگه را ممنوع اعلام کرد و این اقدام، به‌سرعت به بسته‌شدنِ مؤثرِ این آبراه انجامید . این اقدامِ قاطع، که در پاسخ به حملاتِ هماهنگِ آمریکا و اسرائیل صورت گرفت , نشان داد که تهران، در همان دقایقِ نخستِ تقابل، اهرمِ راهبردیِ خود را به کار گرفته است.

اطلاعاتِ مربوط به نسخه‌ی غیررسمیِ تفاهمِ اسلام‌آباد نیز نشان می‌دهد که مدیریتِ تنگه هرمز، در مرکزِ دیپلماسیِ ایران قرار داشته است. بر اساسِ این اسناد، ایران به‌عنوان «مرجع انحصاری» برای تعیینِ ماهیتِ کشتی‌های عبوری، تعیینِ مسیر حرکت، هزینه‌های خدماتِ کشتیرانی، تأمین امنیت و جبرانِ خساراتِ زیست‌محیطی مطرح بوده است . این یعنی ایران در تلاش بوده تا قدرتِ حاکمیتیِ خود بر هرمز را، نه فقط در میدان، که در میزِ مذاکره نیز نهادینه کند .

نقطه‌ی فشار یا بازدارندگی؟

از نگاهِ آمریکا، هرمز نقطه‌ی فشاری برای اعمالِ اراده بر ایران است؛ چراکه هرگونه اخلال در آن، بازارهای انرژیِ جهان و متحدانِ واشنگتن را با شوک مواجه می‌کند. به‌همین دلیل، واشنگتن با عملیاتی مانند «پروژهٔ آزادی» برای اسکورتِ کشتی‌ها، سعی در کاهشِ تأثیرِ قدرتِ ایران در این آبراه داشت .

اما از نگاهِ ایران، هرمز، یک «نقطهٔ فشار» نیست؛ بلکه ابزاری برای «بازدارندگی» و مؤلفه‌ای از «قدرتِ ملی» است. تجربهٔ بحران‌ها نشان داده که درحالی‌که ایران با بستنِ تنگه، قیمتِ نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار رساند و بزرگ‌ترین اختلالِ عرضهٔ انرژی از دههٔ ۱۹۷۰ را رقم زد، این اقدام نه به‌عنوانِ یک «تهدیدِ تحریم‌شده»، که به‌عنوان «یک مزیتِ ژئوپلیتیکیِ غیرقابلِ انکار» در محاسباتِ راهبردیِ ایران تثبیت شده است .


جمع‌بندی؛ هرمز، نمادِ اقتدارِ یک ملت

تنگه هرمز، فراتر از یک آبراه، گذرگاهِ اقتدارِ ایران است. کشوری که بر یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژیِ جهان اشراف دارد، نمی‌تواند در معادلاتِ جهانی نادیده گرفته شود. تجربهٔ سال‌های اخیر نشان داده که مذاکره برای طرفِ مقابل، زمانی معنا پیدا می‌کند که ایران از مؤلفه‌هایِ قدرتِ خود، از جمله موقعیتِ ژئوپلیتیکی، برخوردار باشد. هرگونه تحلیلِ آیندهٔ روابطِ ایران و آمریکا، بدون در نظر گرفتنِ جایگاهِ تنگه هرمز، تحلیلی ناقص خواهد بود. این آبراه، یادآور این حقیقت است که امنیتِ خلیج فارس، بدونِ نقش‌آفرینیِ جمهوری اسلامی ایران، نه پایدار خواهد بود و نه قابلِ تضمین.