شهید باکری؛ از فرماندهی لشکر عاشورا تا شهادت در آب‌های دجله
شهید باکری؛ از فرماندهی لشکر عاشورا تا شهادت در آب‌های دجله
۲۵ اسفند ۱۳۶۳، شرق دجله. در میان رگبار آتش و گرد و غبار نبرد، فرمانده‌ای که با چفیه‌اش سنگرها را قدم می‌زد و با دلش برای نیروهایش پدری می‌کرد، برای همیشه به دیدار معبود شتافت. مهدی باکری، آن مهندسِ جهادگری که از شهرداری ارومیه به خاکریزهای دفاع مقدس آمد و لشکر ۳۱ عاشورا را به یکی از موفق‌ترین یگان‌های رزمی تبدیل کرد، در ۳۱ سالگی به آرزوی دیرینه‌اش رسید. اما پیکر او در آب‌های دجله ماند تا نشان دهد که فرماندهانِ مکتبِ عاشورا، حتی در شهادت نیز، مسیری متفاوت از دیگران می‌پیمایند.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، سردار شهید حاج مهدی باکری، از برجسته‌ترین فرماندهان دوران دفاع مقدس و از اسطوره‌های ماندگار ایثار و مقاومت در تاریخ انقلاب اسلامی است. او در ۳۰ فروردین ۱۳۳۳ در شهر میاندوآب، در خانواده‌ای متدین و انقلابی دیده به جهان گشود و عمر کوتاه اما پربار خود را در مسیر دفاع از اسلام و انقلاب سپری کرد.

از کلاس درس دانشگاه تا سنگرهای جبهه

شهید باکری پس از پایان تحصیلات متوسطه، در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه تبریز پذیرفته شد. دوران دانشجویی او با اوج‌گیری نهضت اسلامی هم‌زمان بود و از همین رو، با حضور در فعالیت‌های انقلابی، مبارزه با رژیم پهلوی را آغاز کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در مقابله با غائله ضدانقلاب در آذربایجان غربی و کردستان حضوری فعال داشت.

او در سال‌های نخست انقلاب، مدتی شهردار ارومیه بود، اما با آغاز جنگ تحمیلی، خدمت در پشت میز را رها کرد و راهی جبهه‌های نبرد شد. روحیه جهادی، مدیریت میدانی، قدرت تصمیم‌گیری و شجاعت کم‌نظیر او سبب شد در مدت کوتاهی به فرماندهی لشکر ۳۱ عاشورا منصوب شود. این لشکر تحت فرماندهی او، در شمار موفق‌ترین یگان‌های رزمی سپاه پاسداران قرار گرفت و در بسیاری از عملیات‌های سرنوشت‌ساز دفاع مقدس، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد.

فرمانده‌ای در خط مقدم

شهید باکری در عملیات‌های مهمی همچون فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر ۴، خیبر، بدر و چندین عملیات بزرگ دیگر، حضوری مؤثر داشت. او فرمانده‌ای بود که همواره در خط مقدم حضور می‌یافت و هرگز خود را از نیروهایش جدا نمی‌دانست. رزمندگان لشکر عاشورا از او به عنوان فرمانده‌ای یاد می‌کنند که پیش از صدور هر دستور، خود در سخت‌ترین نقاط میدان حاضر می‌شد و با رفتار و عمل، نیروهایش را به مقاومت و ایثار فرا می‌خواند.

اخلاص و عدالت؛ دو بال پرواز

یکی از ویژگی‌های برجسته شهید باکری، اخلاص، تواضع، ساده‌زیستی و توجه عمیق به نیروهای تحت فرماندهی بود. او همواره خود را خدمتگزار رزمندگان می‌دانست و نسبت به خانواده‌های شهدا و مجروحان حساسیت ویژه‌ای داشت. پس از شهادت برادرش شهید حمید باکری نیز هیچ امتیاز ویژه‌ای برای خود قائل نشد و اجازه نداد پیکر برادرش به پشت جبهه منتقل شود تا همه شهدا یکسان مورد احترام قرار گیرند؛ اقدامی که جلوه‌ای از روحیه عدالت‌خواهی و اخلاص او بود.

او در وصیت‌نامه خود، به روشنی این مسیر را ترسیم کرده است: «بار خدایا! تو را به بزرگیت سوگند می‌دهم که مرا با حسین بن علی(ع) محشور کنی و به من توفیقی عطا کنی که جانم را در راه حسین(ع) فدا کنم و کوچک‌ترین چیزی که از دنیا می‌خواهم، شهادت است».

شهادت در آب‌های دجله

سرانجام این فرمانده بزرگ در ۲۵ اسفند ۱۳۶۳، در جریان عملیات بدر و هنگام هدایت نیروهای لشکر ۳۱ عاشورا در شرق دجله، بر اثر اصابت گلوله دشمن به شهادت رسید. هنگام انتقال پیکر مطهرش با قایق، قایق هدف آتش دشمن قرار گرفت و پیکر شهید در آب‌های رودخانه دجله ماند و هرگز به میهن بازنگشت. از این رو، مزار او، دل‌های عاشقانش و یادمان‌های دفاع مقدس است؛ فرمانده‌ای که پیکرش در میدان جهاد جاودانه شد.


جمع‌بندی؛ شهیدی که در دل‌ها جاودانه شد

امروز نام سردار شهید حاج مهدی باکری، نماد مدیریت جهادی، شجاعت، اخلاص و ولایت‌مداری است. او که از مهندسی در دانشگاه به فرماندهی در سخت‌ترین میادین نبرد رسید، با زندگی و شهادت خود، نشان داد که ماندگاری در تاریخ، نه با مقام و عنوان، بلکه با ایمان، خدمت خالصانه و فداکاری در راه خدا رقم می‌خورد. سیره عملی و اندیشه‌های او همچنان الهام‌بخش فرماندهان، مدیران و نسل جوان ایران اسلامی است و یادش، همواره در دل‌های عاشقان راهِ ولایت، جاری و ساری خواهد بود.