به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در روزگاری که گردابِ فتنهها، مرزِ حق و باطل را درهم آمیخته است، پرسش از «چگونگی شکلگیری جبههی حق» بیش از هر زمانِ دیگری، حیاتی و راهبردی مینماید. این پرسش، پاسخهایی فراتر از کلیشههایِ رایج میطلبد و ما را به بازخوانیِ بنیادهایِ اعتقادی، اخلاقی و اجتماعیِ خود فرا میخواند.
نخستین پایگاه: ایمانِ آگاهانه؛ سلاحی در برابرِ جهل و تحریف
جبههی حق، بدون «ایمانِ آگاهانه» معنا ندارد. ایمانی که حاصلِ تقلیدِ کورکورانه باشد، در طوفانِ شبهات، دوام نمیآورد. امروز، دشمن با تمامِ توان، در پیِ تحریفِ معارفِ نابِ اسلامی و ایجادِ «جهلِ مرکب» در میانِ نسلهایِ جوان است. در چنین شرایطی، «تفقه در دین»، «پرسشگریِ مسئولانه» و «افزایشِ بصیرت»، نه یک انتخاب، که یک «تکلیفِ قطعی» است. کسی که در این میدان، سلاحِ علم و معرفت را بر زمین نهد، در سنگرِ نخستینِ دشمن، مغلوب خواهد شد. جبههی حق، محتاجِ انسانهایی است که «چراغِ بصیرت» را در دست گیرند و راه را از چاه، بازشناسند.
ستونِ دوم: خودسازی و تهذیب؛ جهادِ اکبرِ منتظران
نکتهای که برخی از مدعیانِ «انتظار» از آن غافلند، این است که هیچ جامعهی صالحی، بدون انسانهای صالح شکل نمیگیرد. جبههی حق، با انسانهایی ساخته میشود که پیش از هر چیز، به «جهاد با نفس» تن دادهاند. صداقت، امانتداری، عدالت، صبر و پرهیز از ظلم، تنها مفاهیمی انتزاعی نیستند؛ اینها «اسلحههایِ معنوی»ِ رزمندگانِ این جبهه هستند. اگر این ارزشها در خانه و کوچه و بازار، رنگ ببازند، اگر «اخلاق» قربانیِ «منافعِ شخصی» شود، آنگاه جبههی حق، به یک «سازمانِ توخالی» تبدیل خواهد شد که هر طوفانی، آن را از ریشه برمیکند.
سنگرِ خانواده؛ مهدِ تربیتِ نسلی که جهان را فتح خواهد کرد
خانواده، سنگرِ اصلیِ جبههی حق است. اینجاست که نسلِ آیندهی این جبهه، تربیت میشود. اگر خانوادهها، به جایِ انس با قرآن و ارزشهایِ اخلاقی، درگیرِ «زندگیِ مصرفی» و «تهاجمِ فرهنگیِ دشمن» شوند، چه انتظاری میتوان از آینده داشت؟ دشمن بهخوبی میداند که «نسلِ مؤمن و آگاه» در کجا شکل میگیرد و به همین دلیل، تمامِ تمرکزِ خود را بر فروپاشیِ بنیانِ خانواده معطوف کرده است. جبههی حق، برای بقا و پیروزی، به خانوادههایی نیازمند است که در آن، محبت، احترام، گفتوگو و «غیرتِ دینی» جریان داشته باشد. غفلت از این سنگر، یعنی واگذاریِ میدانِ نبرد به دشمن.
عدالتخواهی و خدمت به مردم؛ شاخصِ اصلیِ جبههی حق
جبههی حق، یک تشکلِ بسته و انحصاری نیست؛ بلکه جبههای است که در آن، دغدغهی «ظلمستیزی» و «خدمت به خلق» موج میزند. دفاع از حقوقِ مردم، یاریِ نیازمندان و مبارزه با فساد، در هر سطحی که باشد، از نشانههایِ بارزِ این جبهه است. کسی که در برابرِ ظلمی که بر مردم میرود، سکوت کند و خود را به «انتظارِ منفعلانه» بسپارد، نه تنها در جبههی حق نیست، که با سکوتِ خود، عملاً به جبههی باطل یاری رسانده است. انتظارِ حقیقی، یعنی «رنجِ دیگران را، رنجِ خود دانستن» و در حدِّ توان، برای بهبودِ آن، گام برداشتن.
وحدت و همبستگی؛ خطِ قرمزِ جبههی حق
دشمن، هیچگاه از «تفرقهافکنی» دست برنمیدارد. او بهخوبی میداند که اگر جبههی حق، یکپارچه و متحد بماند، شکستناپذیر است. از این رو، تمامِ تلاشِ خود را بر ایجادِ «شکافهایِ کاذب» میانِ نیروهایِ انقلابی و مؤمن، متمرکز کرده است. وحدت، یک شعارِ تشریفاتی نیست؛ یک «راهبردِ حیاتی» است. جبههی حق، امروز بیش از هر زمانِ دیگری، نیازمند «همدلی»، «گذشت» و «دوری از تندرویهایِ بیحاصل» است. اختلافِ سلیقه، نباید به «شکافِ راهبردی» تبدیل شود؛ چراکه دشمن، دقیقاً از همین شکافها، برای نفوذ و تخریب، استفاده میکند.
امید؛ موتورِ محرکِ حرکت در تاریکیِ غیبت
و اما «امید». عصرِ غیبت، با آزمونها و دشواریهایِ فراوانی همراه است. بسیاری از انسانها، در این مسیر، دچار یأس و ناامیدی میشوند و بساطِ «مبارزه» را برمیچینند. اما جبههی حق، جبههی «امید» است. امید به وعدههایِ الهی، امید به «فرج» و امید به این که «ظلم»، پایدار نیست. این امید، به انسان، نیرویی مضاعف میبخشد تا در برابرِ تاریکیها و طوفانها، استقامت ورزد و دست از «اصلاحِ خویش و جامعه» برندارد.
جمعبندی؛ جبههی حق، با «ما» ساخته میشود
جبههی حق در عصر غیبت، با انسانهایی ساخته میشود که «ایمانِ آگاهانه» را با «اخلاقِ عملی»، «عبادت» را با «مسئولیتِ اجتماعی» و «امید به آینده» را با «تلاش برای امروز» پیوند میدهند. این جبهه، به جایِ «قدرتِ ظاهری»، به «قدرتِ ایمان» و «عمقِ باور» تکیه دارد. هر گامی که در مسیرِ «افزایشِ آگاهی»، «عدالتخواهی»، «وحدت» و «خدمت به مردم» برداشته شود، جبههی حق را مستحکمتر و دشمن را در برابر آن، ناتوانتر میسازد. این جبهه، با «ما» شکل میگیرد و با «ما» به پیروزی خواهد رسید.













































