از عدالت نظری تا عدالت قابل مشاهده مستضعفین در مکتب انقلاب
وقتی ملت متحد میشود ذخیرهای راهبردی از منظر رهبر انقلاب که دشمن از آن میترسد
بازخوانی اندیشه وحدتمحور رهبر شهید انقلاب اسلامی
در روزگاری که دشمنان جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگری بر شکافآفرینی، دوقطبیسازی و جنگ شناختی سرمایهگذاری کردهاند، بازخوانی اندیشههای رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره «وحدت» نه یک مرور تاریخی، که یک ضرورت راهبردی است. در منظومه فکری ایشان، وحدت هرگز یک تاکتیک مقطعی برای عبور از بحرانها نبود؛ بلکه اصلی ثابت، برگرفته از قرآن کریم و ضامن اقتدار امت اسلامی و ملت ایران به شمار میرفت.
میراث رهبر شهید برای عبور از بحرانها
در میانه جنگهای ترکیبی، عملیات روانی و تلاش مستمر دشمن برای ایجاد شکاف در جامعه ایرانی، بازخوانی اندیشههای رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره «وحدت» ضرورتی فراتر از یک مناسبت سیاسی است. اگر بخواهیم تنها یک کلیدواژه را از منظومه فکری ایشان برای عبور از بحرانهای امروز انتخاب کنیم، بیتردید آن کلیدواژه «وحدت» خواهد بود؛ وحدتی که نه یک شعار سیاسی، بلکه یک اصل قرآنی، یک ضرورت ملی و یک راهبرد تمدنی برای ساختن ایران و امت اسلامی است.
چرا «وحدت» مهمترین راهبرد رهبر شهید انقلاب اسلامی برای آینده جهان بود؟
اگر قرار باشد تنها یک مفهوم را به عنوان ستون فقرات اندیشه سیاسی و تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(ره) معرفی کنیم، بیتردید آن مفهوم «وحدت» است. اما وحدت در منظومه فکری ایشان، نه یک توصیه اخلاقی برای کاهش اختلافات داخلی و نه صرفاً یک شعار مناسبتی در هفته وحدت، بلکه راهبردی برای تغییر موازنه قدرت در جهان بود. از نگاه ایشان، آینده جهان اسلام و حتی نظم آینده بینالملل، بیش از هر عامل دیگری به میزان همگرایی ملتها، دولتهای اسلامی و جریانهای آزادیخواه وابسته است.
از «سرمایهگذاری برای تولید» تا هشدار «جنگ منطقهای»
سال ۱۴۰۴، آخرین سال حیات پربرکت «قائد شهید امت»، در تاریخ انقلاب اسلامی به عنوان نقطهای عطف، ثبت خواهد شد. سالی که با شعار «سرمایهگذاری برای تولید» آغاز شد، در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه و چهلروزه، فتنههای داخلی و تهدیدات خارجی، به «وصیتنامهای راهبردی» برای یک ملت بدل گشت. در این سال، رهبر شهید، در هر نوبت، با بیاناتی صریح، هوشمندانه و راهبردی، نه تنها مواضع نظام را در برابر تهدیدات فزاینده تبیین کرد، بلکه نقشه راه آیندهی ملت ایران را نیز ترسیم نمود. مرور کلان این بیانات، نشان میدهد که آخرین سال رهبری ایشان، چگونه از «اقتصاد» و «وحدت» تا «هشیاری در برابر فتنه» و «هشدار به دشمن» را در بر میگیرد.
اراده یک ملت پلی نیست که با بمب و موشک فرو بریزد
سلسله حملات اخیر دشمن به زیرساختهای جنوب کشور از پلها و شبکه ریلی گرفته تا برج مراقبت و تأسیسات برق، نه یک حادثه منفصل، که برگ تازهای از کتاب قطور دشمنی استکبار با اصل «پیشرفت» و «ثبات» ایران است. پرسش اساسی افکار عمومی این است که آیا این تحرکات نشانه اوجگیری توان دشمن است یا نمودار استیصال او در میدانهای دیگر؟ آیا راهبرد جنگ زیرساختی میتواند اراده یک ملت زنده و بیدار را به زانو درآورد؟ برای تبیین ابعاد این نبرد پنهان و آشکار، با دکتر عباس احدی، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی و دفاعی، عضو پیشین کمیسیون مطالعات و کمیته فقهی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو پژوهشکده مدیریت راهبردی دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی به گفتوگو نشستیم که پیشنهاد میکنیم این مصاحبه خواندنی را از دست ندهید.
روایتی از جانفدایی ملت که قرنهاست تکرار میشود
تاریخ، هیچگاه ملتی را به این وسعت، در یک صف، برای دفاع از خاک خویش به صحنه ندیده است. ۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار «جانفدا»، نه یک آمار، که فریادی است از اعماق تاریخ؛ فریادی که از دلِ کویرها و کوهها، از جنوب و شمال و غرب و شرق، یکصدا برمیخیزد و به دشمن میگوید: «ما همان ملتی هستیم که قرنهاست، جان را نذرِ این خاک کردهایم». پویشِ «جانفدا»، بزرگترین لشکرِ مردمیِ جهان را رقم زد؛ لشکری که پیش از آنکه دشمن پا به خاکِ ایران بگذارد، در میدانِ حضور، صفآرایی کرده است.
نقش تمدنی مناطق ایران در میدان نبرد
در جنگی که دشمن برای تضعیف و تجزیه ایرانِ واحد به راه انداخته، جغرافیای مقاومت، نه در یک نقطه، که در تمامیِ پهنهی این سرزمین گسترده است. اما اینک، در روزهای آغازینِ دورِ جدیدِ درگیریها، مناطق جنوبِ کشور فرصتِ تازهای برای درخششِ تاریخی یافتهاند. این درخشش، نه یک پدیدهی محلی، که حلقهای از یک زنجیرهی سراسریِ مقاومت است که در آن، هر منطقه، متناسب با نقش خود، سهمی در یکپارچگیِ ایران ایفا میکند. حال که دشمن در پیِ آن است که از «تفاوت»، «شکاف» بسازد، پاسخِ ایران، «همزمانیِ حضور در همهی جبههها» و «وحدتِ جغرافیایی» در دفاع است.
چگونه از مسیر اصیل انتظار فاصله میگیریم؟
فرهنگ انتظار، یکی از ارزشمندترین آموزههای مکتب اهلبیت(ع) است که به انسان امید، مسئولیت و انگیزه حرکت میبخشد. انتظار حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف)، در منطق اسلام، تنها آرزوی ظهور نیست، بلکه سبک زندگی مؤمنی است که خود را برای تحقق ارزشهای الهی آماده میکند. با این حال، اگر این فرهنگ بهدرستی شناخته و تبیین نشود، ممکن است با برداشتهای نادرست همراه شود و از مسیر اصیل خود فاصله بگیرد. این گزارش، به بررسی مهمترین آسیبهای فرهنگ انتظار در جامعه امروز و راههای مقابله با آن میپردازد.
آیا جهانِ امروز، آینهی آخرالزمان است؟
با بروز هر بحران جهانی، جنگ، بیماری یا تحول بزرگ، این پرسش دوباره بر سر زبانها میافتد که آیا این رخدادها از نشانههای ظهور هستند؟ پاسخِ معارفِ شیعه به این پرسش، پاسخِ همراه با «دقت»، «احتیاط» و «پرهیز از شتابزدگی» است. این گزارش، با نگاهی به متونِ معتبرِ دینی و رویکردِ عالمانِ شیعه، به واکاویِ این موضوع میپردازد.







































































