به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در روزهایی که بحث از تفاهمنامه و جنگ و صلح است، یک مسئلهی مهم اما مغفولمانده، وضعیت اسفناک حجاب و عفاف در سطح شهرهاست. گزارشهای میدانی از تهران و جزیره کیش، حکایت از وضعیتی دارد که نه تنها با قوانین کشور، که با عرف و فرهنگ عمومی نیز فاصلهای چشمگیر پیدا کرده است.
🏃♀️ کیش؛ وقتی ماراتن، به «ماراتن ابتذال» تبدیل میشود
در روزهای اخیر، برگزاری ماراتن ۵ هزار نفری در جزیره کیش، جنجال بزرگی به پا کرده است. آنچه این رویداد را از یک مسابقهی ورزشی به یک «رویداد جنجالی» تبدیل کرد، نه حضور ورزشکاران، که پوششهای کاملاً نامتعارف و بدون کوچکترین نظارتی بود که در آن به نمایش گذاشته شد.
تسنیم، خبرگزاری نزدیک به سپاه، در واکنش به این رویداد نوشت: «این دیگر غفلت نیست، مسئولان مربوطه باید فوراً تنبیه شوند!» این خبرگزاری با اشاره به فیلمهای منتشرشده از این مسابقه، تأکید کرده که «بسیاری از زنان شرکتکننده، نهتنها برخلاف فرهنگ ایرانی اسلامی عمل کردهاند، بلکه حتی کوچکترین التزامی به پوششِ بهظاهر تعریفشدهی مسابقه نیز نداشتهاند؛ تا جایی که اسکارف موجود در پک استارتی که از سوی برگزارکننده ارائه شده بود، بهطور گسترده عملاً بیاعتبار و بلااستفاده رها شده است.»
نکتهی تأملبرانگیزتر، عدم وجود حتی یک تذکر ساده در خط آغاز مسابقه است. بهگونهای عمل شده که گویی «هیچ الزام و ضابطهای وجود ندارد» و شرکتکنندگان با پوششهای کاملاً نامناسب، بدون کوچکترین اخطاری وارد مسیر شدهاند . این در حالی است که بنرها و استندهایی درباره ضوابط پوششی نصب شده بود، اما این اقدامات «تنها برای رفع تکلیف و ظاهرسازی بوده است و هیچ نظارتی هنگام برگزاری بر اجرای آن وجود نداشته است» .
خبرگزاری مهر نیز در مطلبی تحت عنوان «ماراتن ابتذال در جزیره کیش؛ ضرورت جلوگیری از عادیسازی هنجارشکنیها»، این رویداد را مصداقِ «تصمیمهای نسنجیده» و «گشودن فضا برای نمایشهای خارج از چارچوب» دانسته که «لطمههای جدی به باورهای عمومی وارد میسازد» .
🏙️ تهران؛ از ونک تا ستارخان، روایتِ «عادیشدن» بیحجابی
اما کیش، فقط نوک کوه یخ است. گزارشهای میدانی از خیابانهای تهران نشان میدهد که وضعیت حجاب در پایتخت نیز به نقطهی هشداردهندهای رسیده است.
یک گزارش میدانی در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ از میدان ونک، میدان ولیعصر و محدودهی تئاتر شهر تا میدان انقلاب، نشان میدهد که «برخوردها با مسئله حجاب مثل پارسال نیست و کسی به خاطر نوع حجابش دستگیر نمیشود» .
مشاهدات میدانی نشان میدهد که نسبت خانمهایی که شالشان افتاده، به شکل محسوسی افزایش یافته است. یک دهههشتادی در میدان ونک میگوید: «پارسال تابستان کافی بود شالت بیافتد یا شلوار کوتاه پوشیده باشی. هم بد برخورد میکردند هم کسانی را میبردند. اما الآن ظاهراً کسی نیست.»
یک دستفروش در میدان ونک نیز تأیید میکند که «حدود ۱۰ روز است کسی را برای تذکر حجاب ندیده است» و یک راننده تاکید میکند: «شکمها گرسنهاند خانم. برای ما چیزهای دیگر مهم هستند.»
خانمی چادری وضعیت حجاب را با عبارت «خیلی بده» توصیف میکند و میگوید: «چرا کسی باید لباسی بپوشد که شکمش معلوم باشد؟ خواهر شهید هستم و برادرم برای حفظ حجاب و مملکت شهید شد.»
یک خانم محجبهی ۴۵ ساله در تهران، وضعیت را «افتضاح» توصیف میکند و میگوید: «حجاب باید طوری باشد که حدود الهی شکسته نشود.»
همچنین گزارشها نشان میدهد که پوشش مانتو خیلی کمرنگ شده و تعداد زنانی که تیشرت میپوشند، افزایش یافته است. تاپهای کوتاه (کراپ تاپ) نیز در میان نوجوانان رواج پیدا کرده است .
⚖️ نهادهای نظارتی کجا هستند؟
با وجود این وضعیت، گزارشها حکایت از غیاب نظارت مؤثر دارد. یک مامور در میدان ونک میگوید که موظف هستند تذکر بدهند و «در صورت پوششهای بسیار خاص، برخورد میشود»، اما در عمل، خبری از آن برخوردها نیست .
تسنیم نیز در گزارش خود به صراحت اعلام کرده که «در فضاهای عمومی و ورزشی مانند باشگاه انقلاب، فاز شمالی بوستان یاس فاطمی، پارک پردیسان و برخی نقاط مشابه، بارها شاهد حضور افرادی با پوششهای بهشدت نامتعارف هستیم و در اغلب موارد هیچگونه نظارت مؤثر یا برخورد بازدارندهای مشاهده نمیشود» .
این بیعملی، در حالی است که شورای عالی امنیت ملی، بالاترین نهاد امنیتی کشور، اجرای قانون حجاب و عفاف را «متوقف» کرده است و برخی استانها مانند اصفهان، بهصورت خودمختار اقدام به ارسال پیامک حجاب برای زنان میکنند .
💎 حرف آخر؛ نظارت، نه «عادیسازی» هنجارشکنی
واقعیت تلخ این است که بیحجابی و بدحجابی، از یک پدیدهی حاشیهای به یک «وضعیت عادی» در خیابانهای تهران و برخی شهرهای دیگر تبدیل شده است. ماراتن کیش نیز نشان داد که این بینظارتی، به رویدادهای سازمانیافتهای کشیده شده است که با پوششهای کاملاً نامتعارف و بدون هیچ تذکری برگزار میشوند .
این وضعیت، نه تنها با قوانین کشور که با عرف و فرهنگ عمومی نیز در تضاد است. اگر این روندِ بینظارتی و «عادیسازیِ هنجارشکنی» ادامه یابد، باید منتظر پیامدهای جبرانناپذیر آن در سطح جامعه باشیم. هرچند برخی بر این باورند که «هرچه بیشتر کار داشته باشند، مردم هم بیشتر لج میکنند» ، اما این بهانهای برای رها کردن یک اصل قانونی و شرعی نیست. چاره، بازگشت به نظارت هوشمندانه و قانونمدارانه است؛ نظارتی که با اخلاق و کرامت انسانی همراه باشد، اما در عین حال، اجازهی بیحجابیِ آشکار را نیز ندهد.















































