از بن‌بست جنگ با ایران تا بحران سیاسی در داخل
از بن‌بست جنگ با ایران تا بحران سیاسی در داخل
در روزهایی که جنگ با ایران به هفته‌های بیست‌ویکم خود نزدیک می‌شود، واشنگتن و تل‌آویو هر دو درگیر مجموعه‌ای از فشارهای همزمان هستند. از یک سو، اختلاف‌نظرهای عمیق میان ترامپ و نتانیاهو بر سر آینده جنگ، اتحاد استراتژیک دو طرف را به چالش کشیده است. از سوی دیگر، نتانیاهو با موجی از فشارهای سیاسی داخلی در آستانه انتخابات سراسری اسرائیل مواجه است. در آمریکا نیز ترامپ برای مدیریت پیامدهای سیاسی یک جنگ فرسایشی و حفظ جایگاه خود در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶، با معادله‌ای دشوار روبه‌روست. این گزارش، روایتی است از بحران‌های همزمانی که دو متحد راهبردی را در تنگنای انتخاب‌های دشوار قرار داده است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، مجموعه گزارش‌ها و تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی، تصویری قابل تأمل از شرایط کنونی آمریکا و رژیم صهیونیستی ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن، دو متحد اصلی در منطقه با مجموعه‌ای از فشارهای نظامی، سیاسی و داخلی مواجه‌اند و هرچه بحران ایران طولانی‌تر می‌شود، هزینه تصمیمات گذشته برای آنها آشکارتر خواهد شد.


 اختلاف راهبردی ترامپ و نتانیاهو؛ دو متحد در مسیر رویارویی

سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و دیدار با دونالد ترامپ، بیش از یک دیدار دیپلماتیک معمولی بود. این دیدار در شرایطی انجام شد که اختلاف‌نظرهای جدی میان دو طرف درباره آینده جنگ با ایران به اوج خود رسیده است.

ترامپ؛ خواهان پایان جنگ
رئیس‌جمهور آمریکا بارها تأکید کرده که به دنبال پایان دادن به جنگ با ایران است. او در مصاحبه با شبکه ۱۲ اسرائیل، از نتانیاهو خواسته است به حملات موشکی ایران پاسخ ندهد و به او هشدار داده که ادامه تنش‌ها ممکن است به انزوای اسرائیل منجر شود. ترامپ در گفت‌وگو با فایننشال تایمز صراحتاً اعلام کرد: «من تصمیم‌گیرنده هستم. همه تصمیم‌ها را من می‌گیرم. او (نتانیاهو) تصمیم‌گیرنده نیست».

نتانیاهو؛ اصرار بر ادامه فشار
در مقابل، نتانیاهو که وعده یک پیروزی فراگیر بر جمهوری اسلامی را به شهروندان اسرائیل داده بود,بر حق اسرائیل برای دفاع از خود در هر زمان تأکید دارد. او یک روز پس از حملات اسرائیل به بیروت — که با وجود هشدارهای ترامپ انجام شد — در پیامی تلویزیونی گفت: «اسرائیل از حق کامل دفاع از خود برخوردار است و ما هر زمان که لازم باشد از این حق استفاده می‌کنیم».

شکاف در جبهه غرب
این اختلاف رویکرد، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های شکاف در جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی است. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز این دیدار را فرصتی برای ترمیم شکاف‌های ایجادشده توصیف کرده و از وجود اختلاف‌نظر درباره ادامه مسیر در قبال ایران و برخی مسائل منطقه‌ای خبر داده است. یک مقام ارشد اسرائیلی، توافق اولیه آمریکا و ایران را «بسیار بد برای اسرائیل» توصیف کرده و گفته است که «هیچ‌کس در رهبری اسرائیل، از نخست‌وزیر گرفته تا رئیس ستاد ارتش، دیدگاه مثبتی نسبت به آن ندارد».


 نتانیاهو در تنگنای سیاسی؛ از وعده‌های نافرجام تا کابوس انتخاباتی

اگر اختلاف با ترامپ، جبهه خارجی بحران نتانیاهو است، جبهه داخلی او وضعیتی به مراتب پیچیده‌تر دارد.

وعده‌های محقق‌نشده
نتانیاهو در آغاز جنگ، اهدافی حداکثری از جمله از بین بردن تهدید هسته‌ای و موشکی ایران و همچنین تضعیف پایدار و شاید حتی سرنگونی رهبری حکومت ایران را مطرح کرده بود. اما نزدیک به چهار ماه بعد، ارزیابی‌ها ناامیدکننده است. دنی سیترینوویچ، کارشناس شناخته‌شده مسائل ایران، حتی از «شکست اسرائیل در مقابل ایران» سخن می‌گوید. به گفته او، با وجود کشته شدن تقریباً تمام اعضای رده بالای رهبری، ساختار رهبری حکومت ایران از این درگیری، رادیکال‌تر و حتی قدرتمندتر بیرون آمده است.

فشار داخلی و اپوزیسیون
یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، وضعیت را چنین خلاصه کرده است: «یا رویارویی مستقیم و ویرانگر با بزرگ‌ترین متحدمان، یا به شکلی منفعلانه از منافع اسرائیل کوتاه بیاییم». ارزیابی تند ترامپ که گفته بود نتانیاهو هنگام صدور دستور حمله به بیروت «هیچ قضاوت درستی نداشته است»، به سرعت توسط رقبای سیاسی او و مفسران رسانه‌ای مورد توجه قرار گرفته است.

فشار از درون ائتلاف
نتانیاهو نه تنها از سوی اپوزیسیون، که از سوی جریان سیاسی خود و وزیران راست‌افراطی کابینه ائتلافی نیز تحت فشار است. ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی راست‌افراطی اسرائیل، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «توافق دونالد ترامپ ما را متعهد نمی‌کند. ما شریک توافقی نیستیم که امنیت ما را تضمین نمی‌کند».

انتخابات سراسری در پیش
انتخابات سراسری اسرائیل که باید پیش از پایان اکتبر امسال برگزار شود,همه این فشارها را به اوج خود رسانده است. نتانیاهو که زمانی خود را نماد امنیت اسرائیل معرفی می‌کرد، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هم از سوی متحد استراتژیک خود تحقیر شده و هم وعده‌هایش درباره ایران محقق نشده است.


 ترامپ و بحران داخلی آمریکا؛ از جنگ فرسایشی تا انتخابات میان‌دوره‌ای

در سوی دیگر، ترامپ نیز با فشارهای جدی روبه‌روست. جنگ با ایران که او وعده پایان «حداکثر شش هفته‌ای» آن را داده بود، اکنون وارد بیست‌ویکمین هفته خود شده است. هزینه‌های مالی جنگ — که به گفته پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، تاکنون به ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده — و مخالفت ۶۸ درصدی افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ,فشار فزاینده‌ای بر کاخ سفید وارد کرده است.

مناقشه انتخاباتی
در داخل آمریکا، بحران دیگری در حال شکل‌گیری است. گزارش‌های اخیر درباره تلاش دولت ترامپ برای محدود کردن رأی‌گیری پستی و درخواست از دیوان عالی برای اجازه اجرای برخی محدودیت‌ها، نشان می‌دهد مناقشه بر سر قواعد انتخابات پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ به مرحله تازه‌ای رسیده است. ترامپ وعده داده است که با صدور یک فرمان اجرایی، روند حذف رأی‌گیری پستی را آغاز کند. نیوزویک نیز نوشته است که نتایج نظرسنجی‌های جدید می‌تواند هشداری جدی برای ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ باشد.


 تحلیل عملیات زمینی؛ واقعیت یا سناریوی رسانه‌ای؟

در کنار این تحولات، ارزیابی‌های منتشرشده در نشریه فارین‌پالیسی درباره احتمال عملیات زمینی گسترده آمریکا در ایران نیز قابل توجه است. این نشریه در تحلیلی به قلم جان هالتی‌وانگر، ضمن بررسی سناریوی عملیات زمینی، تأکید کرده که کارشناسان نظامی وقوع یک تهاجم گسترده را بعید می‌دانند و در عین حال احتمال عملیات محدود را منتفی نمی‌دانند.

دلایل بعید بودن تهاجم گسترده
کارشناسان نظامی معتقدند که ایالات متحده ظاهراً به سوی یک عملیات بزرگ زمینی در ایران حرکت نمی‌کند؛ زیرا چنین اقدامی به نیروهای بسیار بیشتری نسبت به حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی که اکنون در منطقه مستقر هستند، نیاز خواهد داشت. با این حال، آنان گفتند که احتمال استفاده از نیروهای زمینی در عملیات‌های محدودتر وجود دارد؛ مانند تصرف جزایر مهمی مانند جزیره خارگ یا انجام حملات نیروهای ویژه علیه تأسیسات نظامی.


 جمع‌بندی؛ انتخابی دشوار برای دو متحد

در کنار هم گذاشتن این تحولات، یک تصویر کلی شکل می‌گیرد: ترامپ و نتانیاهو هر دو با مسئله «مدیریت بحران» مواجه‌اند، اما بحران‌هایی که از یکدیگر جدا نیستند. نتانیاهو برای حفظ موقعیت سیاسی خود به موفقیت در میدان و حمایت واشنگتن نیاز دارد و ترامپ نیز باید میان فشارهای جنگ خارجی، ملاحظات انتخاباتی داخلی و حفظ جایگاه آمریکا در رقابت‌های جهانی تعادل برقرار کند.

واقعیت این است که جنگ ممکن است با یک تصمیم آغاز شود، اما پایان دادن به آن همیشه در اختیار آغازکننده نیست. هرچه هزینه‌های یک درگیری افزایش یابد و اهداف اعلام‌شده دورتر شود، شکاف میان شعارهای سیاسی و واقعیت میدان نیز عمیق‌تر خواهد شد. آنچه امروز در واشنگتن و تل‌آویو دیده می‌شود، بیش از هر چیز نشان‌دهنده همین دشواری است: تصمیم‌گیرندگان باید میان ادامه مسیر تقابل و پذیرش یک راه‌حل سیاسی انتخاب کنند؛ انتخابی که پیامدهای آن می‌تواند نه فقط سرنوشت جنگ ایران، بلکه آینده سیاسی هر دو طرف را نیز تحت تأثیر قرار دهد.