در تورات؛ انتظار ماشیح و تصویر صلح پایدار
در تورات و کتابهای عبری، یکی از مهمترین محورهای آیندهنگرانه، انتظار «ماشیح» یا مسیح موعود است. در سنت یهودی، ماشیح شخصیتی است که آمدن او با تحقق وعدههای الهی، برقراری صلح و احیای وضعیت مطلوب دینی و تاریخی پیوند پیدا کرده است. البته باید توجه داشت که مفهوم ماشیح در یهودیت یک برداشت واحد و ثابت ندارد و تفسیر آن در دورههای مختلف و میان جریانهای گوناگون یهودی متفاوت بوده است. در کتاب اشعیا، تصویری بسیار مشهور از آیندهای صلحآمیز دیده میشود که در آن «قومها شمشیرهای خود را به گاوآهن تبدیل خواهند کرد و دیگر جنگ را نخواهند آموخت.» این تصویر، یکی از برجستهترین نمادهای آینده صلح در کتاب مقدس است. در بخشهای دیگری از کتابهای عبری نیز از آمدن پادشاهی عادل سخن گفته میشود. در کتاب ارمیا، از «شاخهای عادل» از نسل داوود سخن به میان میآید که به عنوان پادشاه حکومت خواهد کرد و عدالت را برقرار خواهد ساخت.
در انجیل؛ بازگشت مسیح و تحقق ملکوت خداوند
انجیل افق متفاوتی را پیش روی ما قرار میدهد. در مسیحیت، محور انتظار آخرالزمانی، بازگشت حضرت عیسی مسیح(ع) است. در اناجیل، عیسی(ع) درباره آمدن دوباره خود سخن میگوید و مؤمنان را به آمادگی و بیداری فرا میخواند. در انجیل متی، این مضمون با تأکید بر اینکه زمان دقیق آمدن مشخص نیست، بیان شده است. پیام اصلی آن است که مؤمن نباید گرفتار تعیین زمان و پیشگوییهای بیپایه شود؛ بلکه باید همواره آماده و هوشیار باشد. در مکاشفه یوحنا نیز تصاویر گستردهای از نبرد نهایی خیر و شر، داوری الهی و تحقق جهانی جدید ارائه شده است. در پایان این کتاب، تصویری از «آسمانی جدید و زمینی جدید» مطرح میشود و از جهانی سخن میرود که در آن مرگ، سوگ، گریه و درد جایگاه پیشین خود را از دست میدهند. بنابراین، در مسیحیت، بشارت آینده بیش از آنکه درباره آمدن یک شخصیت ناشناخته باشد، درباره بازگشت مسیح و تحقق نهایی ملکوت خداوند است.
در قرآن؛ وعده حاکمیت صالحان و غلبه نهایی حق
در قرآن کریم، مسئله آینده صالحان و غلبه نهایی حق، با صراحت بیشتری مطرح میشود. قرآن میفرماید: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ یعنی زمین را بندگان صالح خدا به میراث خواهند برد. همچنین در سوره قصص میخوانیم: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ». این آیه از آیندهای سخن میگوید که در آن مستضعفان به جایگاه شایسته خود میرسند و وارثان زمین میشوند. در روایات شیعه، این آیات با ظهور حضرت مهدی(عج) و تحقق حکومت صالحان ارتباط داده شدهاند. قرآن همچنین میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ». این آیه نیز در تفاسیر اسلامی مورد توجه قرار گرفته و تحقق کامل مضمون آن به عصر ظهور ارتباط داده شده است.
نقاط اشتراک و تفاوت؛ سه روایت از یک امید
در مجموع، میان تورات، انجیل و قرآن یک رشته مفهومی مشترک آشکار میشود. در سنت یهودی، انتظار ماشیح با تحقق وعدههای الهی و صلح پیوند دارد؛ در مسیحیت، بازگشت مسیح و تحقق ملکوت خداوند محور انتظار است؛ و در اسلام، ظهور مهدی(عج) با عدالت جهانی و حاکمیت حق ارتباط دارد. البته نباید این سه باور را کاملاً یکسان معرفی کرد. ماشیح یهودی، مسیح در الهیات مسیحی و مهدی در اعتقاد اسلامی سه مفهوم کاملاً همسان نیستند. هر یک در چارچوب الهیات خاص خود معنا دارند. اشتراک آنها بیشتر در امید به آیندهای نجاتبخش و غلبه نهایی اراده الهی بر ظلم و فساد است. در نگاه اسلامی، مسئله بشارت ادیان پیشین به پیامبر اسلام(ص) و آینده وعده دادهشده اهمیت دارد. قرآن از وجود نشانههایی درباره پیامبر اکرم(ص) در متون پیشین سخن میگوید، اما تطبیق دقیق این موارد، بحثی تخصصی در حوزه تفسیر و مطالعات تطبیقی ادیان است.
جمعبندی: بشارت ظهور، پیامی برای امروز
با وجود تفاوتهای مهم، یک حقیقت باقی میماند: سه سنت ابراهیمی، انسان را به آیندهای فراتر از جهان آکنده از ظلم دعوت میکنند. در فرهنگ مهدوی، این امید به صورت ویژهای صورتبندی شده است. ظهور حضرت مهدی(عج) در باور شیعه، پایان تاریخ نیست، بلکه آغاز مرحلهای از تاریخ بشر است که عدالت و معنویت در مقیاسی جهانی تحقق پیدا میکند. از این منظر، بشارت ظهور فقط خبر یک حادثه آینده نیست؛ بلکه یک پیام برای انسان امروز است. کسی که به آینده عدالت ایمان دارد، نباید در برابر ظلم امروز بیتفاوت باشد. کسی که منتظر حاکمیت حق است، باید خود نیز دروغ و ظلم را از زندگیاش دور کند. تورات، انجیل و قرآن، با زبانها و الهیات متفاوت، از آیندهای سخن میگویند که در آن وعده الهی بر تاریکی غلبه میکند. و در نگاه مهدوی، این بشارت در یک افق روشن خلاصه میشود: جهان برای همیشه در اختیار ظلم نخواهد ماند؛ وعده الهی درباره حاکمیت حق و عدالت، سرانجام تحقق خواهد یافت.

















































