مرصاد؛ روزی که توهم «فتح ۳۳ ساعته» در تنگه چهارزبر دفن شد
مرصاد؛ روزی که توهم «فتح ۳۳ ساعته» در تنگه چهارزبر دفن شد
مرداد ۱۳۶۷، ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته بود و امید به پایان جنگ در دل‌ها جوانه زده بود. اما در پشت مرزهای غربی، توهمی خطرناک در حال شکل‌گیری بود. سازمان مجاهدین خلق، با پشتیبانی تمام‌قدیر صدام حسین، نقشه‌ای کشیده بود تا در یک عملیات ۳۳ ساعته، از غرب کشور به تهران برسد. آن‌ها تصور می‌کردند که ملت ایران از انقلاب رویگردان شده و با آغوش باز از آن‌ها استقبال خواهد کرد. اما در تنگه چهارزبر، در ۳۰ کیلومتری کرمانشاه,رزمندگان اسلام با عملیات «مرصاد» (به معنای کمینگاه)، این توهم را برای همیشه دفن کردند. مرصاد، نه فقط یک عملیات نظامی، که نقطه‌ی عطفی در تاریخ سیاسی ایران بود؛ جایی که ماهیت واقعی «منافقین» برای همیشه در حافظه تاریخی ملت ایران نقش بست.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، عملیات مرصاد را باید فراتر از یک پیروزی نظامی دید؛ مرصاد نقطه‌ای بود که در آن، یک ملت پرده از چهره واقعی کسانی برداشت که برای رسیدن به قدرت، حاضر شدند دست در دست دشمن خارجی بگذارند و با سلاح بیگانه به سرزمین خود بازگردند. در روزهای پایانی جنگ تحمیلی، سازمان مجاهدین خلق با حمایت مستقیم رژیم بعث عراق، عملیات «فروغ جاویدان» را آغاز کرد. منافقین با این تصور که ایران در اثر سال‌ها جنگ فرسوده شده و مردم از جمهوری اسلامی رویگردان شده‌اند، به سمت داخل کشور حرکت کردند. آنان یک اشتباه بزرگ تاریخی مرتکب شده بودند: ملت ایران را نشناخته بودند.

🔍 زمینه‌های شکل‌گیری یک توهم بزرگ

پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران در تیرماه ۱۳۶۷، ضربه‌ای سنگین به امیدهای سازمان مجاهدین خلق وارد کرد. آن‌ها که همه‌ی هستی خود را در گرو ادامه جنگ نهاده بودند، در بن‌بستی راهبردی قرار گرفتند. صدام حسین نیز که از پذیرش قطعنامه توسط ایران ناراضی بود، در یک نطق تلویزیونی اعلام کرد: «بعد از مدتی خواهید دید که چگونه مجاهدین خلق به اعماق خاک خودشان نفوذ خواهند کرد و همینطور پیوستن مردم ایران به صفوف آنها را خواهید دید». به این ترتیب، شش روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، نیروهای عراقی توافقات را نقض کرده و در جنوب حملات خود را آغاز کردند تا راه نفوذ برای منافقین باز شود.

سازمان مجاهدین خلق با ۲۵ تیپ و به فرماندهی مستقیم مسعود رجوی، عملیات «فروغ جاویدان» را در ۳ مرداد ۱۳۶۷ آغاز کرد. نقشه‌ی آن‌ها تصرف پنج شهر کلیدی یعنی سرپل‌ذهاب، اسلام‌آباد غرب، کرمانشاه، همدان و قزوین و سپس ورود به تهران در کمتر از ۴۸ ساعت بود. مسعود رجوی در شب آغاز عملیات، با لحنی مملو از غرور و توهم، به نیروهای خود وعده‌هایی بر اساس پشتیبانی هوایی و نظامی عراق داد: «کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند».

اهمیت این واقعه در این است که منافقین در اوج جنگ تحمیلی و در حالی که دشمن متجاوز (عراق) هنوز بر بخش‌هایی از خاک ایران مسلط بود، به‌عنوان «هموطنان خودی» با پشتیبانی کامل صدام، به خاک کشورشان حمله کردند. این اقدام، ماهیت واقعی آن‌ها را برای همیشه آشکار ساخت؛ جریانی که با شعار مبارزه سیاسی وارد میدان شده بود، در لحظه‌ی حساس، در کنار دشمن متجاوز ایستاد و سلاح خود را علیه مردم ایران به کار گرفت.

🗺️ میدان نبرد؛ از اسلام‌آباد تا تنگه مرصاد

عملیات فروغ جاویدان در ۳ مرداد ۱۳۶۷ از مرزهای غربی آغاز شد. منافقین با عبور از مرز خسروی، به سرعت شهرهای باختران، گیلانغرب، ثلاث باباجانی و سرپل‌ذهاب را تصرف کردند و سپس به سمت اسلام‌آباد غرب پیشروی کردند. آن‌ها با پشتیبانی تانک‌ها و نفربرهای عراقی، پیشروی سریعی داشتند و تصور می‌کردند که راه تا تهران باز است.

اما در ۳۰ کیلومتری کرمانشاه، در منطقه‌ای به نام «چهارزبر» (که بعدها به «تنگه مرصاد» تغییر نام یافت)، نیروهای ایرانی در کمین نشسته بودند. آنچه منافقین نمی‌دانستند این بود که با وجود خروج بخش بزرگی از نیروهای نظامی به جبهه‌های جنوب، رزمندگان باقی‌مانده در غرب، با تمام توان در این نقطه مستقر شده‌اند. تنگه چهارزبر، با دیواره‌های مرتفع و مسیر باریک خود، به یک دامگاه کامل برای نیروهای مهاجم تبدیل شد.

🎖️ فرماندهی صیاد شیرازی؛ مردی که آسمان را به روی منافقین بست

در این میان، نقش شهید صیاد شیرازی بسیار مهم بود. او که تجربه سال‌ها فرماندهی در جنگ تحمیلی را در کارنامه داشت، در شرایطی وارد صحنه شد که نیروهای مهاجم در محورهای غرب کشور پیشروی کرده بودند. صیاد شیرازی با شناخت دقیق از منطقه و توانایی‌های نیروهای مسلح، در طراحی عملیات مقابله با منافقین نقش برجسته‌ای ایفا کرد.

شهید صیاد شیرازی که در آن زمان به عنوان نماینده امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع فعالیت می‌کرد، در روز چهارم مردادماه ۱۳۶۷ شبانه وارد کرمانشاه شد و فرماندهی بخشی از بالگردهای هوانیروز را بر عهده گرفت. او با تلاش شبانه‌روزی و فعال کردن هوانیروز، منافقین کوردل را در مسیر اسلام‌آباد زمین‌گیر کرد.

یکی از نقاط برجسته عملیات مرصاد، استفاده مؤثر از قدرت هوایی و بالگردی بود. هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران با هدایت و نقش‌آفرینی فرماندهانی همچون شهید صیاد شیرازی، ضربات سنگینی به ستون‌های منافقین وارد کرد. در نخستین ساعات بامداد پنجم مرداد، اولین ضربات سنگین هوانیروز بر پیکره نیروهای منافقین در محور حسن‌آباد گردنه چهارزبر وارد شد. خلبانان بالگردهای کبرا با هدایت شهید صیاد شیرازی به سوی نیروهای منافقین به پرواز درآمدند.

بالگردهای کبرا که در سه تیم آتش سازماندهی شده بودند، در دو محور اسلام‌آباد ـ چهارزبر و اسلام‌آباد ـ کرند و ارتفاعات مشرف به این محورها، نیروهای منافقین را با راکت و گلوله‌های توپ ۲۰ میلیمتری خود هدف قرار دادند و تعداد بسیاری از خودروهای زرهی، سوخت، مهمات و تجهیزات آنها را منهدم کردند. آتش سنگین بالگردهای کبرا و هواپیماهای نیروی هوایی که مسیر حرکت نیروهای منافقین را به جهنمی از آتش تبدیل کرده بودند، هرگونه حرکتی را از آنها سلب کرد.

شهید صیاد شیرازی در کنار فرماندهان سپاه و ارتش، عملیات مقابله را به گونه‌ای هدایت کرد که نیروهای منافقین در منطقه محاصره و زمین‌گیر شدند. در واقع، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مرصاد، هم‌افزایی ارتش و سپاه بود؛ همان وحدتی که در بسیاری از مقاطع دفاع مقدس، معادلات دشمن را بر هم زده بود.

⚔️ عملیات مرصاد؛ کمینگاه مرگ

عملیات مرصاد در صبحگاه ۵ مرداد ۱۳۶۷ با رمز «یا صاحب الزمان (عج‌) ادرکنی» آغاز شد. این عملیات با فرماندهی سپاه پاسداران و پشتیبانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اجرا شد. رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلام‌آباد-پل‌دختر وارد عمل شدند. در این عملیات، نقش شهید علی صیاد شیرازی و سایر فرماندهان ارتش و سپاه بسیار پررنگ بود.

نیروهای ایرانی با یک کمین حساب‌شده، منافقین را در یک تله کامل گرفتار کردند. تنگه چهارزبر به «جاده مرگ» منافقین تبدیل شد. در این عملیات، بیش از ۲۵۰۰ نفر از نیروهای منافقین به هلاکت رسیدند و بیش از چهارصد دستگاه خودرو، نفربر و تانک آن‌ها منهدم شد. عملیات مرصاد در ۸ مرداد ۱۳۶۷ با پیروزی قاطع نیروهای ایرانی پایان یافت.

🔥 پیامدهای راهبردی؛ رسوایی تاریخی منافقین

مرصاد، پایان یک عملیات نبود؛ آغاز یک رسوایی تاریخی بود. این عملیات، ماهیت واقعی سازمان مجاهدین خلق را برای همیشه آشکار کرد. جریانی که زمانی با شعار مبارزه سیاسی وارد میدان شده بود، در بزنگاه جنگ تحمیلی در کنار دشمن متجاوز ایستاد و سلاح خود را علیه مردم ایران به کار گرفت. به‌همین دلیل، نام «منافقین» در حافظه تاریخی ملت ایران با مفهوم خیانت و همدستی با دشمن گره خورده است.

شکست در عملیات فروغ جاویدان، باعث شکسته شدن شخصیت مسعود رجوی در ذهن تعداد زیادی از نیروها و ریزش گسترده در سازمان شد؛ به‌گونه‌ای که تعداد زیادی از اعضا و هواداران سازمان جدا شدند. رجوی در توجیه شکست، به‌صراحت اذعان کرد: «تمام اتکاء ما به ارتش و ایدئولوژیمان بود و روی عناصر سیاسی کار جدی صورت ندادیم». این اعتراف تلخ، نشان‌دهنده‌ی عمق فاجعه‌ای بود که خود ساخته بودند.

🎯 از مرصاد تا ترور؛ خط تاریخی انتقام

شهید صیاد شیرازی بعدها نیز بهای ایستادگی در برابر دشمن و جریان‌های وابسته را پرداخت و سرانجام در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ به دست منافقین ترور شد. گویی سازمانی که در مرصاد شکست خورده بود، سال‌ها بعد انتقام شکست خود را از فرمانده‌ای گرفت که در آن عملیات نقشی تعیین‌کننده داشت. از این منظر، میان مرصاد و شهادت صیاد شیرازی یک خط تاریخی روشن وجود دارد؛ فرمانده‌ای که در میدان نبرد، نقشه نظامی منافقین را شکست داد و سال‌ها بعد، همان جریان تروریستی با ترور او تلاش کرد انتقام آن شکست را بگیرد.

📌 مرصاد؛ هشداری برای تاریخ

امروز، پس از گذشت سال‌ها از عملیات مرصاد، بازخوانی این واقعه همچنان اهمیت دارد. مرصاد یک هشدار تاریخی است برای کسانی که تصور می‌کنند می‌توان با اتکا به بیگانگان، سرنوشت یک ملت را تغییر داد. از تنگه چهارزبر تا امروز، یک پیام روشن باقی مانده است: ایران با فشار خارجی، تهدید نظامی و خیانت داخلی تسلیم نمی‌شود.

ملت ایران بارها ثابت کرده است که ممکن است درباره مسائل مختلف اختلاف نظر داشته باشد، اما در برابر دشمنی که استقلال و تمامیت ارضی کشور را هدف گرفته است، متحد خواهد ایستاد. سرنوشت ایران را نه آمریکا تعیین می‌کند، نه صدام و نه هیچ قدرت خارجی؛ این ملت ایران است که درباره آینده کشورش تصمیم می‌گیرد.

💎 جمع‌بندی؛ فرمانده‌ای که در مرصاد ایستاد و در ترور ماندگار شد

مرصاد، آزمون وطن‌دوستی بود؛ و منافقین در این آزمون مردود شدند. آنان گمان می‌کردند با قدرت نظامی صدام و پشتیبانی بیگانگان می‌توانند چند روزه به تهران برسند، اما در همان روزها دریافتند که میان «ایران» و «مردم ایران» فاصله‌ای نیست که بتوان با عملیات نظامی آن را شکست. ملت ایران نشان داد ممکن است در مسائل سیاسی اختلاف داشته باشد، اما در برابر متجاوز خارجی و مزدور داخلی، از سرزمین خود دفاع خواهد کرد.

و در قلب این روایت، نام مردی می‌درخشد که سال‌ها بعد، تروریست‌ها از او انتقام گرفتند؛ شهید علی صیاد شیرازی، فرمانده‌ای که در مرصاد ایستاد تا منافقین به تهران نرسند و سرانجام به دست همان منافقین به شهادت رسید. مرصاد، شکست «فروغ جاویدان» بود؛ و صیاد شیرازی، یکی از معماران این شکست تاریخی.