آمریکا در تنگه هرمز به بن‌بست رسیده/ تهدید زیرساختی، آخرین برگِ واشنگتن است
آمریکا در تنگه هرمز به بن‌بست رسیده/ تهدید زیرساختی، آخرین برگِ واشنگتن است
تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز، نشان از ورود تقابل ایران و آمریکا به فاز جدیدی دارد که در آن، «بازدارندگی متقابل زیرساختی» جایگزین منازعه‌های مرسوم شده است. تحلیل‌گران ارشد این وضعیت را «بن‌بست استراتژیک» توصیف می‌کنند که در آن، نه ابزار نظامی کارکرد نهایی خود را دارد و نه دیپلماسی قادر به گره‌گشایی است. برای واکاوی ابعاد این معادله پیچیده، با سید محسن امرایی، فرمانده قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

سؤال: آقای امرایی! تحرکات اخیر و تهدیدات ترامپ علیه زیرساخت‌های ایران را در چه چارچوبی باید تحلیل کرد؟

سید محسن امرایی: آنچه در روزهای اخیر شاهد آن هستیم، نتیجه منطقی یک «بحران مشروعیت» در سیاست خارجی آمریکاست. آنها در عمل نشان دادند که به تعهدات خود در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پایبند نیستند و حتی به امضای رئیس‌جمهور خود نیز اعتباری قائل نمی‌شوند. تهدید به بمباران زیرساخت‌ها، در واقع اعتراف به شکستِ راهبردهای قبلی فشار حداکثری است.

آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه یک عملیات نظامی معمول، که ورود به یک «جنگ زیرساختی تمام‌عیار» است که در آن صنایع کلیدی مانند فولاد، آلومینیوم، انرژی و حتی آب و داده، اهداف اصلی حملات قرار گرفته‌اند . اما نکته کلیدی اینجاست که در این الگو، ایران راهبرد «تقارنسازی در ضربه به زیرساختها» را در پیش گرفته است؛ یعنی هدف‌گیری زیرساخت‌های مشابه دشمن در خلیج فارس، که نه تنها هزینه‌های جنگ را متقابل می‌کند، بلکه معادلات امنیت انرژی را به نفع تهران بازتعریف می‌نماید.

در این چارچوب، آنچه از سوی آمریکا انجام می‌شود، عملاً نقض آشکار بند اول و بند پنج یادداشت تفاهم است. آنها به جای پایبندی به تعهدات خود در مدیریت تنگه هرمز، مسیر تقابل را انتخاب کرده‌اند. این رفتار، نه از سر قدرت، که نشان از استیصال و درماندگی واشنگتن در برابر اراده پولادین تهران دارد.

سؤال: برخی تحلیل‌ها از «بن‌بست استراتژیک» سخن می‌گویند. ارزیابی شما چیست؟

سید محسن امرایی: دقیقاً. امروز آمریکا و ارتشش در یک «بن‌بست کامل» قرار گرفته‌اند . واشنگتن با این تصور وارد فاز نظامی شد که فشار خردکننده، تهران را مجبور به عقب‌نشینی کامل خواهد کرد؛ اما پافشاری ایران بر حاکمیت خود بر آبراه‌های جنوبی، ثابت کرد که مدل‌های ریاضی تحریم و تهدید، در میدان عمل پاسخ‌های پیش‌بینی‌نشده تولید می‌کنند.

واقعیت این است که آمریکا عملاً فاقد گزینه‌های استراتژیک واضحی است که بتواند این جنگ را به یک پایان دائمی برساند. اگر آمریکا درگیری‌ها را از سر بگیرد، ایران ممکن است عملیات نظامی را از تنگه هرمز به اقیانوس هند، تنگه باب‌المندب، دریای سرخ و دریای مدیترانه گسترش دهد . از طرف دیگر، جریان‌های تصمیم‌ساز در تهران، «تنش‌زایی کنترل‌شده» را ابزاری کارآمدتر از «سازش بیدستاورد» می‌دانند. این، همان رمز بقای ایران در این میدان نابرابر است.

سؤال: تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و نقش تنگه هرمز در این معادله چیست؟

سید محسن امرایی: تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، یک نقطه عطف بود که ماهیت تقابل را شفاف‌تر کرد. بر اساس بند ۵ این تفاهم‌نامه، ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی ایران بود و آمریکا موظف به احترام به این حاکمیت بود. اما واشنگتن، با تحریک کشورهای منطقه و ایجاد مسیرهای موازی، عملاً این تفاهم را نقض کرد. نتیجه، نه باز شدن تنگه، که تبدیل آن به یکی از حساسترین نقاط فشار و بازدارندگی در منطقه شد.

امروز، تنگه هرمز به یک «ظرفیت کم‌بدیل» برای توسعه اقتصادی و تحکیم اقتدار منطقه‌ای ایران تبدیل شده است که بهره‌مندی از آن، مورد تأکید همه عقلای کشور است. ما بر این آبراه حاکمیت داریم و آن را به‌صورت مشترک با عمان مدیریت خواهیم کرد . همچنین هزینه‌های نگهداری و مدیریت این آبراه باید دریافت شود؛ چرا که نباید به تنهایی هزینه اداره آن را بپردازیم . ایران دلایل محکمی برای مدیریت تنگه هرمز دارد، زیرا نمی‌خواهد خلیج فارس به محل لشکرکشی و ناامنی تبدیل شود و تاکنون نیز مانع این امر شده است . این، یعنی ایران هرگز از حق طبیعی و قانونی خود در مدیریت این آبراه حیاتی کوتاه نخواهد آمد.

سؤال: رمز تاب‌آوری ایران در برابر این جنگ ترکیبی چیست؟

سید محسن امرایی: تاب‌آوری اقتصادی ایران ریشه در مؤلفه‌های متعددی دارد که از جمله آنها می‌توان به تولید داخلی در بخش نفت با اتکا به تجهیزات بومی، امنیت غذایی با ذخایر استراتژیک، پتروشیمی به عنوان یک اهرم ارزی، و کریدورهای زمینی و ریلی شرقی اشاره کرد. اینها نشان می‌دهد که ایران در طول سال‌ها، یک «اقتصاد مقاوم» ساخته است که در برابر شوک‌های خارجی، انعطاف‌پذیری بالایی دارد.

اما فراتر از همه این مؤلفه‌ها، «سرمایه اجتماعی» و «پیوند عمیق میان ملت، نیروهای مسلح و رهبری» است که بزرگ‌ترین سرمایه راهبردی کشور را شکل می‌دهد. پشت صبر راهبردی جمهوری اسلامی، خشم عمیق و انقلابی ملت ایران قرار دارد و اگر دشمن بخواهد فراتر از خطوط تعیین‌شده حرکت کند، با پاسخ قاطع جمهوری اسلامی مواجه خواهد شد . ما تنها کشوری هستیم که در هشت سال دفاع مقدس، زیر باران فولاد و آتش، نه تنها عقب‌نشینی نکردیم که پیشرفت هم کردیم. این حافظه تاریخی، امروز نیز چراغ راه ماست.