حکمت غیبت امام عصر (عج) در کلام بزرگان
حکمت غیبت امام عصر (عج) در کلام بزرگان

  غیبت حضرت ولی‌عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، یکی از ژرف‌ترین مباحث اعتقادی شیعه است که همواره ذهن اندیشمندان اسلامی را به خود مشغول کرده است. این پرسش که چرا آخرین حجت الهی از دیدگان مردم پنهان شده، از همان آغاز غیبت مطرح بوده و عالمان بزرگ شیعه با بهره‌گیری از قرآن، روایات و تحلیل‌های عقلی، به تبیین ابعاد […]

 

غیبت حضرت ولی‌عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، یکی از ژرف‌ترین مباحث اعتقادی شیعه است که همواره ذهن اندیشمندان اسلامی را به خود مشغول کرده است. این پرسش که چرا آخرین حجت الهی از دیدگان مردم پنهان شده، از همان آغاز غیبت مطرح بوده و عالمان بزرگ شیعه با بهره‌گیری از قرآن، روایات و تحلیل‌های عقلی، به تبیین ابعاد مختلف آن پرداخته‌اند. آنچه از مجموعه سخنان آنان برمی‌آید، این است که غیبت نه نشانه دوری خداوند از بندگان، بلکه بخشی از سنت حکیمانه الهی برای حفظ حجت، آزمایش انسان‌ها و آماده‌سازی جهان برای برپایی حکومت عدل جهانی است.

شیخ صدوق (ره) در کتاب کمال‌الدین و تمام النعمه با استناد به روایات اهل‌بیت(ع) تأکید می‌کند که غیبت امام، ادامه سنت الهی در زندگی پیامبران الهی است. همان‌گونه که حضرت یوسف(ع)، حضرت موسی(ع) و دیگر پیامبران دوره‌هایی از غیبت را تجربه کردند، امام عصر(عج) نیز به فرمان خدا از دیده‌ها پنهان شده است. از نگاه او، مهم‌ترین فلسفه غیبت، امتحان ایمان مردم و آشکار شدن میزان وفاداری آنان به حجت الهی است.

شیخ مفید (ره) معتقد است که همه اسرار غیبت برای انسان قابل درک نیست. او می‌نویسد همان‌گونه که بسیاری از حکمت‌های الهی پس از وقوع حوادث روشن می‌شود، حقیقت کامل غیبت نیز هنگام ظهور آشکار خواهد شد. وی در عین حال، حفظ جان امام از گزند دشمنان و فراهم شدن شرایط لازم برای قیام جهانی را از حکمت‌های مهم غیبت می‌داند.

خواجه نصیرالدین طوسی (ره) در آثار کلامی خود بیان می‌کند که وجود امام، لطف الهی است و غیبت او به سبب رفتار و عملکرد مردم پدید آمده است. به تعبیر او، خداوند حجت را در میان مردم قرار داده، اما این مردم هستند که با فراهم نکردن زمینه پذیرش حکومت حق، از بهره‌مندی کامل از حضور آشکار امام محروم شده‌اند.

علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان و دیگر آثار خود، بر این نکته تأکید می‌کند که امام، واسطه فیض الهی و محور هدایت عالم است. از دیدگاه ایشان، غیبت به معنای عدم حضور نیست؛ بلکه به معنای ناشناس بودن و عدم دسترسی عمومی به امام است. همان‌گونه که خورشید پشت ابر همچنان نور و گرما می‌بخشد، وجود امام نیز حتی در دوران غیبت منشأ هدایت و برکت برای عالم است.

امام خمینی (ره) نگاه ویژه‌ای به فلسفه غیبت داشت. ایشان انتظار را مساوی با سکون و انزوا نمی‌دانست، بلکه آن را مسئولیتی بزرگ برای ساختن جامعه اسلامی معرفی می‌کرد. از نظر ایشان، مسلمانان در عصر غیبت موظف‌اند برای تحقق عدالت، مبارزه با ظلم، اجرای احکام الهی و زمینه‌سازی ظهور تلاش کنند. به تعبیر امام، انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام و حاکمیت ارزش‌های الهی است.

آیت‌الله محمدتقی بهجت (ره) بارها تأکید می‌کرد که مشکل اصلی، غیبت امام نیست؛ بلکه غفلت ما از امام است. ایشان می‌فرمود اگر مردم به وظایف دینی خود عمل کنند، از هدایت و عنایات حضرت بهره‌مند خواهند شد و زمینه تعجیل در فرج نیز فراهم می‌شود. از نگاه او، خودسازی و ترک گناه، مهم‌ترین راه نزدیک شدن به امام زمان(عج) است.

آیت‌الله حسن‌زاده آملی (ره) نیز غیبت را حقیقتی سرشار از حکمت می‌دانست. او با اشاره به تشبیه مشهور روایات، امام را به خورشیدی تشبیه می‌کرد که اگرچه پشت ابر است، اما زندگی زمین همچنان به نور او وابسته است. از دیدگاه ایشان، حیات معنوی جهان بدون وجود حجت الهی امکان‌پذیر نیست و همه موجودات از برکات وجودی امام بهره می‌برند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای نیز بارها تأکید کرده‌اند که انتظار فرج، امیدی فعال و حرکت‌آفرین است، نه امیدی منفعل. از نگاه ایشان، جامعه منتظر باید با پیشرفت علمی، عدالت‌خواهی، حفظ وحدت، مقاومت در برابر استکبار و عمل به ارزش‌های اسلامی، خود را برای پذیرش حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) آماده کند.

برآیند دیدگاه این بزرگان نشان می‌دهد که غیبت امام عصر(عج)، یک راز بی‌حکمت نیست؛ بلکه مدرسه‌ای برای تربیت انسان‌های مؤمن، صبور و مسئولیت‌پذیر است. در این دوران، وظیفه شیعیان تنها دعا برای فرج نیست، بلکه خودسازی، جامعه‌سازی، دفاع از حق، مبارزه با ظلم و حفظ امید به آینده‌ای است که خداوند وعده داده است. هر اندازه جامعه اسلامی به این وظایف نزدیک‌تر شود، زمینه تحقق وعده بزرگ الهی و طلوع خورشید ظهور نیز فراهم‌تر خواهد شد.