به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، اسپانیا در ماههای گذشته از معدود کشورهای اروپایی بود که در موضوع فلسطین و جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، مواضعی متفاوت از جریان غالب غرب اتخاذ کرد. دولت مادرید در ماه مه ۲۰۲۴، بهطور رسمی کشور فلسطین را بهعنوان یک دولت مستقل به رسمیت شناخت. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، این اقدام را گامی ضروری برای صلح پایدار و حفظ راهحل دو دولتی در خاورمیانه توصیف کرد.
اما مواضع مادرید فراتر از یک اقدام نمادین بود. در سپتامبر ۲۰۲۵، اسپانیا با متهم کردن رژیم صهیونیستی به «نسلکشی در غزه»، ۹ اقدام تنبیهی را اعلام کرد که شامل تحریم تسلیحاتی، ممنوعیت ورود افراد دخیل در جنایات جنگی و محدودیت علیه کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی بود. این اقدامات، اسپانیا را به یکی از منتقدان سرسخت سیاستهای تلآویو در اروپا تبدیل کرد.
واکنش تند اسرائیل و آغاز یک تقابل آشکار
مواضع اسپانیا با واکنشهای تند رژیم صهیونیستی مواجه شد. دولت اسرائیل، مادرید را به «یهودستیزی» متهم کرد و دو تن از اعضای دولت اسپانیا را از ورود به فلسطین اشغالی منع کرد. این تقابل دیپلماتیک، در حالی تشدید شد که اسپانیا اعلام کرد در سایه ادامه جنگ در غزه، نمیتواند روابط طبیعی با رژیم صهیونیستی داشته باشد. در پاییز ۲۰۲۵، هزاران نفر در شهرهای مختلف اسپانیا از جمله بارسلون، در همبستگی با مردم فلسطین به خیابانها آمدند.
تشدید بحرانها؛ مهاجرت و آتشسوزی
در فاصلهای کوتاه پس از این مواضع، اسپانیا با دو بحران جدی روبهرو شد. نخست، بحران مهاجرت که بهویژه در شهر خودمختار «سبته» در شمال آفریقا به اوج خود رسید. بر اساس گزارشها، دستکم ۶۰ هزار مهاجر در کمتر از دو روز از مراکش وارد این شهر شدند. مقامهای اسپانیایی این رویداد را یکی از جدیترین بحرانهای مرزی اروپا در سالهای اخیر توصیف کردند.
دوم، آتشسوزیهای گسترده جنگلی که در تابستان ۲۰۲۶، بیش از ۱۵۲ هزار هکتار از اراضی اسپانیا را درنوردید و دهها کشته بر جای گذاشت. مقامات اسپانیا اعلام کردند که مهار آتشسوزی گسترده در نزدیکی مادرید، «فراتر از توان» نیروهای آتشنشانی است. این آتشسوزیها، اسپانیا را به آسیبپذیرترین کشور اتحادیه اروپا در برابر آتشسوزی در سال ۲۰۲۶ تبدیل کرد.
بحرانها، عرصهای برای تقابل سیاسی داخلی
این بحرانها، بهسرعت به عرصهای برای تقابل سیاسی در داخل اسپانیا تبدیل شد. مناطق آسیبدیده از آتشسوزی، عمدتاً در استانهایی بودند که توسط حزب مخالف دولت (حزب مردم) اداره میشدند. مخالفان، دولت پدرو سانچز را به کوتاهی در ارائه کمکهای لازم متهم کردند. در مقابل، دولت سانچز، استانهای مخالف را به عدم توجه جدی به بحران اقلیمی متهم کرد. این فضای اتهامزنی، به تقویت جریانهای راستافراطی در اسپانیا دامن زد. رسانهها نیز با پوشش گسترده این بحرانها، بر ناکارآمدی دولت سانچز تأکید کردند.
نگاه فراتر؛ آیا این یک الگوی آشناست؟
در چنین فضایی، این پرسش مطرح میشود که آیا این رویدادها صرفاً اتفاقاتی مستقل هستند یا میتوان آنها را در قالب یک الگوی شناختهشده از «جنگ ترکیبی» تحلیل کرد؟ واقعیت آن است که طی دهههای گذشته، ابزارهای اعمال فشار بر دولتهای مستقل تغییر کرده است. امروز دیگر صرفاً تحریم اقتصادی یا تهدید نظامی مطرح نیست؛ عملیات روانی، مدیریت افکار عمومی، تشدید بحرانهای اجتماعی، جنگ رسانهای و بهرهبرداری سیاسی از مشکلات داخلی، به بخش مهمی از راهبرد قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
اندیشکدههایی مانند رند (RAND Corporation) و مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) نیز در گزارشهای خود بارها به نقش ابزارهای غیرنظامی در رقابتهای ژئوپلیتیکی اشاره کردهاند. سابقه بهرهگیری قدرتهای بزرگ از بحرانهای داخلی کشورها برای تغییر رفتار دولتها، موضوعی است که در تجربه کشورهای مختلف، از آمریکای لاتین تا غرب آسیا، بارها مورد بحث تحلیلگران قرار گرفته است.
در همین چارچوب، اظهارات دونالد ترامپ نیز قابل توجه است. رئیسجمهور آمریکا با اشاره به بحران مهاجرت در اسپانیا، آن را به ابزاری برای رقابتهای داخلی آمریکا تبدیل کرد و هشدار داد که در صورت پیروزی رقبای سیاسیاش، آمریکا نیز با بحرانی مشابه روبهرو خواهد شد. این سخنان نشان میدهد که بحران اسپانیا، تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه به بخشی از رقابتهای سیاسی در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
درسی برای ایران؛ استقلال هزینه دارد، اما ارزش آن را دارد
برای جمهوری اسلامی ایران، این تحولات حامل یک درس مهم است. ایران طی بیش از چهار دهه گذشته، همواره با مجموعهای از فشارهای اقتصادی، رسانهای، امنیتی و سیاسی مواجه بوده و تجربه کرده است که هرگاه کشوری بر استقلال راهبردی خود اصرار کند، باید خود را برای مواجهه با انواع ابزارهای فشار نیز آماده سازد. اسپانیا در مسیر ایستادگی در برابر صهیونیسم، با مجموعهای از بحرانها روبهرو شد؛ بحرانهایی که بهطور همزمان، ابعاد انسانی، سیاسی و امنیتی داشتند.
جمعبندی؛ شناخت واقعیت، نخستین گام برای حفظ استقلال
امروز آنچه در اسپانیا رخ میدهد، فارغ از علت دقیق آن، نشان میدهد که استقلال سیاسی در جهان معاصر، بدون هزینه نیست. کشورهایی که در برابر جریان مسلط جهانی مواضعی متفاوت اتخاذ میکنند، ممکن است با موجی از فشارهای رسانهای، سیاسی و اجتماعی روبهرو شوند. شاید هنوز برای قضاوت قطعی درباره همه ابعاد تحولات اسپانیا زود باشد، اما یک واقعیت روشن است؛ در عصر جنگهای ترکیبی، میدان نبرد تنها مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه افکار عمومی، اقتصاد، رسانه و امنیت اجتماعی نیز به بخشی از این میدان تبدیل شدهاند. شناخت این واقعیت، نخستین گام برای حفظ استقلال و جلوگیری از تأثیرگذاری سناریوهای پیچیده جنگ شناختی است.














































