سیدمحسن امرایی: چین از ایران تغییر سیاست نمی‌خواهد، خواستار شفافیت، پیش‌بینی‌پذیری و مدیریت ریسک است
سیدمحسن امرایی: چین از ایران تغییر سیاست نمی‌خواهد، خواستار شفافیت، پیش‌بینی‌پذیری و مدیریت ریسک است
سیاست چین در قبال ایران بیش از آنکه ایدئولوژیک یا صرفاً سیاسی باشد، بر مبنای محاسبه هزینه‌فایده و مدیریت ریسک ژئواکونومیک تنظیم شده است. برخلاف غرب که عمدتاً با ابزار فشار و اولتیماتوم به دنبال تغییر رفتار ایران است، پکن از تهران می‌خواهد جهت‌گیری‌های کلان خود را شفاف اعلام کند تا امکان برنامه‌ریزی بلندمدت برای زنجیره تأمین انرژی، تجارت و سرمایه‌گذاری فراهم شود. سیدمحسن امرایی، فرمانده قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، در گفت‌وگویی اختصاصی، ابعاد این رویکرد را تحلیل می‌کند.

خبرنگار: آقای امرایی، چرا چین برخلاف غرب، از تغییر سیاست ایران صحبت نمی‌کند و بر شفاف‌سازی مسیر تأکید دارد؟

سیدمحسن امرایی: تفاوت اصلی در منطق کنش دو طرف است. غرب، به‌ویژه ایالات متحده، در چارچوب «تغییر رفتار» عمل می‌کند؛ یعنی مجموعه‌ای از خواسته‌های مشخص را به‌عنوان پیش‌شرط تعیین می‌کند و برای پذیرش آن‌ها فشار اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی وارد می‌سازد. چین اما در چارچوب «مدیریت ریسک راهبردی» حرکت می‌کند. برای پکن، مسئله اصلی این نیست که ایران در پرونده هسته‌ای، تنگه هرمز یا روابط منطقه‌ای چه تصمیمی می‌گیرد؛ مسئله این است که این تصمیم شفاف، قابل پیش‌بینی و دارای چارچوب زمانی مشخص باشد. در این معنا، چین به دنبال کاهش عدم‌قطعیت است، نه تغییر ماهیت سیاست ایران. به همین دلیل، آنچه از تهران مطالبه می‌شود، ارائه نقشه راه روشن در حوزه‌های حساس است.

خبرنگار: در موضوع تنگه هرمز، این رویکرد چگونه خود را نشان می‌دهد؟

سیدمحسن امرایی: تنگه هرمز برای چین صرفاً یک موضوع امنیتی منطقه‌ای نیست؛ یک نقطه حیاتی در زنجیره تأمین انرژی و تجارت دریایی این کشور است. سهم بالای نفت خام وارداتی چین از مسیر هرمز، این گذرگاه را به یک متغیر کلیدی در محاسبات پکن تبدیل کرده است. مطالبه چین این نیست که ایران «حتماً تنگه را باز نگه دارد» یا «اصلاً از آن به‌عنوان اهرم استفاده نکند»؛ بلکه پکن می‌خواهد بداند سیاست ایران در این باره دارای چه قواعدی است: در چه شرایطی احتمال اختلال وجود دارد، اختلال احتمالی چه ابعادی خواهد داشت، چه مسیرهای جایگزینی فعال می‌شود و بازه زمانی آن چگونه تعریف می‌شود. این اطلاعات به چین اجازه می‌دهد ذخایر راهبردی، مسیرهای حمل‌ونقل، بیمه نفتکش‌ها و قراردادهای بلندمدت انرژی را بر اساس سناریوهای مشخص تنظیم کند. به زبان ساده، پکن در حال قیمت‌گذاری ریسک ژئوپلیتیکی تنگه هرمز است و برای این کار به شفافیت سیاستی تهران نیاز دارد، نه صرفاً تضمین‌های کلامی.

خبرنگار: آیا این رویکرد به معنای اختلاف راهبردی با غرب است یا همسویی تاکتیکی؟

سیدمحسن امرایی: این رویکرد بیش از آنکه یک تقابل مستقیم با غرب باشد، بازتاب منافع ملی و جایگاه ساختاری چین در نظام بین‌الملل است. چین به‌عنوان یک قدرت تجاری و واردکننده عمده انرژی، از بی‌ثباتی‌های مهارنشده در مناطق تأمین‌کننده سود نمی‌برد. اما برخلاف آمریکا که اهرم‌های نظامی و تحریمی را در اولویت قرار می‌دهد، پکن ابزار اصلی خود را دیپلماسی اقتصادی، سرمایه‌گذاری زیرساختی و قراردادهای بلندمدت تعریف کرده است. بنابراین، چین نه به دنبال همراهی کامل با غرب است و نه در پی رویارویی مستقیم؛ بلکه در حال مدیریت همزمان ریسک‌های ژئوپلیتیکی و فرصت‌های اقتصادی است. در مورد ایران، این به معنای آن است که پکن از تهران یک «شریک قابل پیش‌بینی» می‌خواهد، نه یک «متحد ایدئولوژیک» یا «دولت تحت فشار». این دقیقاً نقطه افتراق با منطق غربی است.

خبرنگار: تأثیر این رویکرد بر آینده روابط ایران و چین چیست؟

سیدمحسن امرایی: اگر ایران بتواند در سه حوزه کلان یعنی برنامه هسته‌ای، سیاست منطقه‌ای و امنیت تنگه هرمز، سطح ابهام را کاهش دهد، دستورکار همکاری دوجانبه از تجارت انرژی به حوزه‌های گسترده‌تری مانند سرمایه‌گذاری زیرساختی، انتقال فناوری، اتصال ریلی و بندری، و هماهنگی در نهادهای چندجانبه مانند شانگهای و بریکس منتقل خواهد شد. چین به شریکی نیاز دارد که رفتار آن برای بانک‌ها، شرکت‌های دولتی و بیمه‌گران چینی قابل تحلیل و برنامه‌ریزی باشد. در مقابل، ایران نیز می‌تواند از این موقعیت برای متنوع‌سازی شرکای راهبردی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشار غرب استفاده کند. البته این فرآیند یک‌طرفه نیست؛ پکن هم باید در زمینه سرمایه‌گذاری، انتقال مالی و حمایت دیپلماتیک، شفافیت و تعهد بلندمدت نشان دهد تا تهران بتواند به این چارچوب اعتماد کند.

سخن پایانی

سیدمحسن امرایی: چین در حال عبور از الگوی فشارمحور غربی به الگوی ابهام‌زدایی و مدیریت ریسک است. این تحول، اگر با شفافیت متقابل همراه شود، می‌تواند ایران را از موقعیت یک بازیگر تحت تحریم به یک شریک قابل اتکا در نظم منطقه‌ای و بین‌المللی ارتقا دهد. شرط اصلی آن است که تهران نقشه راه روشنی در پرونده‌های حساس ارائه دهد و پکن نیز در عمل نشان دهد که شفافیت ایران به منافع ملموس اقتصادی و راهبردی تبدیل می‌شود.