مهمترین خبرها
تولد یک الگوی نوین برای بازسازی پساجنگ
فهرست مطالب
به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، جنگ رمضان، که در نهم اسفند ۱۴۰۴ با حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد و تا تیرماه ۱۴۰۵ ادامه یافت، نه تنها ایران را درگیر یک تقابل نظامی تمامعرضه کرد، بلکه آزمونی بزرگ برای «تابآوری اقتصادی» و «مدلهای حکمرانی» در شرایط بحران بود. آنچه در این میدان روی داد، نشان داد که سرمایه اجتماعی و شبکههای مردمی، میتوانند موتور محرکی برای بازسازی سریعتر و پایدارتر باشند و الگویی نوین را برای دوران پساجنگ ترسیم کنند.
سرمایه اجتماعی؛ موتور خاموش مدیریت بحران
برخلاف تصور رایج که مدیریت بحران را صرفاً در انحصار دولت میداند، جنگ رمضان نشان داد که شبکههای مردمی در سطح محلهها، مساجد، هیئتها و گروههای جهادی، با سرعت و دقتی ستودنی، بخشی از بار مدیریت بحران را بر دوش گرفتند. این «سرمایه اجتماعی»، که از پیوندهای اعتماد، همکاری و مشارکت جمعی نشأت میگیرد، نقش تعیینکنندهای در کاهش آسیبهای جنگ و تسریع در بازگشت به شرایط عادی ایفا کرد.
پژوهشهای مدیریت بحران نشان میدهد که «سرمایه اجتماعی» به عنوان یکی از مؤلفههای کلیدی تابآوری، میتواند ظرفیت جوامع را برای پیشبینی، مقاومت و بازیابی از شوکها افزایش دهد. در جنگ رمضان، این سرمایه بهوضوح در صحنه حاضر بود و نشان داد که هرچه پیوندهای اجتماعی قویتر باشد، توان جامعه برای عبور از بحرانها نیز بیشتر خواهد بود.
از ترمیم پلها تا بازسازی اقتصاد محلهمحور
تجربه جنگ رمضان، ضرورت بازتعریف مفهوم «بازسازی» را بهخوبی آشکار کرد. بازسازیِ صرفاً عمرانی، هرچند ضروری است، اما نمیتواند سرمایههای اجتماعیِ بهکارگرفتهشده در بحران را حفظ کند. آنچه این تجربه به ما میآموزد، پیوند «بازسازی» با «اشتغال محلی»، «اقتصاد محلهمحور» و «نهادهای مشارکتی» است.
پژوهشها نشان میدهد که «اشتغال محلی» تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی مناطق دارد و میتواند بخشی از تغییرات اشتغال را در سطح محلات توضیح دهد. با این منطق، بازسازی پساجنگ باید بهگونهای طراحی شود که ضمن احیای زیرساختها، به رونق کسبوکارهای محلی و توانمندسازی اقتصاد خانوادهها نیز منجر شود.
حکمرانی مشارکتی؛ الگوی نوین مدیریت بازسازی
یکی از مهمترین درسهای جنگ رمضان، کارآمدی «حکمرانی مشارکتی» در شرایط بحران بود. این الگو، که بر همکاری دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی تأکید دارد، نشان داد که دولت، با واگذاری بخشی از مسئولیتها به نهادهای مردمی و تسهیل مشارکت آنها، میتواند علاوه بر افزایش سرعت و کیفیت بازسازی، اعتماد عمومی را نیز تقویت کند.
در این رویکرد، دولت از «مجری انحصاری» به «تسهیلگر و تنظیمگر» تبدیل میشود و فضایی برای خلاقیت، نوآوری و پاسخگویی سریعتر به نیازهای محلی فراهم میآورد. این الگو، که ریشه در نظریههای مشارکت شهروندی و حکمرانی شبکهای دارد، میتواند بهعنوان الگویی برای مدیریت بحرانهای آینده و دوران پساجنگ مورد استفاده قرار گیرد. تجربه تاریخی کنفرانس برتون وودز نیز نشان میدهد که برنامهریزی پیشدستانه برای دوران پساجنگ، حتی پیش از پایان جنگ، میتواند از آشفتگی و اتلاف منابع جلوگیری کند.
جمعبندی؛ بازسازی، فرصتی برای تحول
جنگ رمضان، اگرچه خسارتهای سنگینی بر اقتصاد و زیرساختهای کشور وارد کرد، اما فرصتی بینظیر برای بازنگری در الگوهای مدیریت بحران و بازسازی فراهم آورد. درس اصلی این تجربه آن است که «بازسازی» نباید صرفاً یک پروژه عمرانی، بلکه یک «پروژه اجتماعی-اقتصادی» باشد که با تکیه بر سرمایه اجتماعی، اشتغال محلی و حکمرانی مشارکتی، زمینهساز تحولی پایدار در جامعه شود. امروز، که کشور در آستانه دوران پساجنگ قرار دارد، بهکارگیری این الگوی نوین، میتواند تضمینکننده آیندهای مقاومتر، عادلانهتر و آبادتر برای ایران عزیز باشد.