رؤیای ناتوی اسلامی در برزخ واقعیت‌های منطقه
رؤیای ناتوی اسلامی در برزخ واقعیت‌های منطقه
در روزهای اخیر، امضای توافق دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه، با موجی از تبلیغات رسانه‌ای در برخی محافل داخلی همراه شده است. عباراتی همچون «نظم نوین منطقه‌ای»، «بازدارندگی جمعی» و حتی «ناتوی اسلامی» برای این پیمان به کار رفته و از آن به عنوان تحولی راهبردی در موازنه قدرت خاورمیانه یاد می‌شود. اما بررسی دقیق مفاد، پیشینه و محدودیت‌های عملیاتی این توافق، نشان از شکاف عمیقی میان ادعاهای رسانه‌ای و واقعیت‌های میدان دارد. «پیمان مکه» بیش از آنکه نشان‌دهنده یک اتحاد راهبردی منسجم باشد، محصول «احساس تنهایی امنیتی» بازیگرانی است که از چتر حمایتی واشنگتن ناامید شده‌اند؛ ناامیدی که هرگز به تنهایی نمی‌تواند یک ائتلاف نظامی کارآمد و پایدار را رقم بزند.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، پیمان دفاعی مشترک مکه که روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف در شهر مکه به امضا رسید، در بیانیه رسمی خود «تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه» را هدف اصلی اعلام کرده است. با این حال، غیبت هرگونه شفافیت درباره تعهدات و الزامات دقیق هر یک از اعضا، بزرگ‌ترین نشانه ضعف این پیمان است. توافقی که در آن «حمله به هر یک از سه کشور، به منزله حمله به تمام آن‌ها تلقی خواهد شد»,اما جزئیات نحوه پاسخ‌دهی، میزان مشارکت و مکانیسم‌های اجرایی آن در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

ادعای «ناتوی اسلامی»؛ تشبیهی فاقد پشتوانه عملی

برخی رسانه‌ها با اغراق‌آمیزترین عبارات، از «پیمان مکه» به عنوان گام نخست برای شکل‌گیری «ناتوی اسلامی» یاد کرده‌اند. اما این تشبیه، بیش از آنکه واقع‌بینانه باشد، ناشی از برداشتی سطحی از ماهیت پیمان‌های دفاعی و تفاوت‌های بنیادین میان ناتو و این توافق سه‌جانبه است. ناتو، فراتر از یک تعهد دفاعی ساده، دارای ساختارهای فرماندهی یکپارچه، بودجه مشترک، سیستم‌های تسلیحاتی هماهنگ و رویه‌های عملیاتی منسجم است. اما «پیمان مکه» – به‌گفته منابع خبری – هیچ شفافیتی در مورد تعهدات هر کشور ارائه نداده است.

یک مقام ترکی نیز صرفاً به ماهیت دفاعی و عدم تعارض با ترتیبات دیگر تأکید کرده، که خود نشان‌دهنده سطح پایین انتظارات از این توافق است. به گفته تحلیلگران، این پیمان اگرچه «گروه رو به رشد قدرت‌های بزرگ مسلمان سنی» را تقویت می‌کند، اما فاقد ساختارهای نهادی و عملیاتی لازم برای تبدیل شدن به یک ائتلاف نظامی کارآمد است.

چالش‌های ساختاری؛ از اختلافات تاریخی تا اولویت‌های متباین

اختلافات تاریخی و راهبردی بین اعضا، اولین و مهم‌ترین مانع بر سر راه هرگونه همکاری عمیق نظامی است. ترکیه و عربستان سعودی، با وجود بهبود ظاهری روابط، همچنان بر سر مسائل راهبردی از جمله رویکرد به اخوان‌المسلمین، نقش در سوریه و نگاه به تحولات منطقه‌ای اختلافات عمیقی دارند. این اختلافات در عمل، هرگونه هماهنگی نظامی گسترده را با تردید جدی مواجه می‌سازد.

علاوه بر این، وابستگی اقتصادی و نظامی اعضا به آمریکا، استقلال عمل این ائتلاف را به شدت محدود می‌کند. ترکیه به‌عنوان دومین ارتش بزرگ ناتو, اساساً بخشی از ساختار نظامی غرب است و نمی‌تواند در مسیری کاملاً مستقل از آن حرکت کند. تحلیلگران بر این باورند که این توافق بیش از آنکه به دنبال جایگزینی آمریکا باشد، تلاشی برای «تنوع‌بخشی به اتحادها» فراتر از واشنگتن است. عربستان و پاکستان نیز با وجود همکاری با یکدیگر، نمی‌توانند منافع راهبردی خود با آمریکا را نادیده بگیرند.

پاکستان؛ محدودیت‌های راهبردی در ورود به معادلات منطقه‌ای

پاکستان، با وجود توان نظامی قابل‌توجه و برخورداری از سلاح هسته‌ای, به دلیل تنش‌های راهبردی هم‌زمان با هند و افغانستان، به‌سختی می‌تواند خود را درگیر درگیری‌های منطقه‌ای در خلیج فارس کند. تنش‌های مرزی با هند در کشمیر و تحولات افغانستان، مهم‌ترین اولویت‌های امنیتی اسلام‌آباد را شکل می‌دهند. درگیری نظامی در جبهه‌ای جدید، به معنای پراکنده‌سازی نیروهای نظامی پاکستان و تضعیف توان دفاعی آن در برابر تهدیدات اصلی است.

به گفته تحلیلگران، پیمان مکه احتمالاً شامل «جزء هسته‌ای» با بازدارندگی اتمی پاکستان نخواهد بود؛ چراکه این بازدارندگی معطوف به تهدید هند تعریف شده است. در عمل نیز پاکستان تلاش کرده است از درگیری نظامی مستقیم در جنگ ایران پرهیز کند و به جای آن، نقش میانجی را ایفا نماید. با وجود استقرار حدود ۸ هزار سرباز پاکستانی در عربستان، این حضور بیشتر در چارچوب آموزش، همکاری فنی و نمایش همبستگی تعریف می‌شود تا یک تعهد دفاعی متعهدانه و فراتر از همکاری‌های نظامی معمول.

«پیمان مکه»؛ واکنشی به خلأ امنیتی، نه معماری نظم نوین

ریشه اصلی شکل‌گیری این توافق، نه یک استراتژی تهاجمی کلان، که «احساس تنهایی امنیتی» و تعمیق بی‌اعتمادی نسبت به چتر حمایتی واشنگتن است. حملات اخیر به ایران و پاسخ‌های گسترده موشکی و پهپادی به زیرساخت‌ها و تأسیسات کلیدی انرژی در منطقه، نگرانی‌های جدی درباره توانایی آمریکا در تأمین امنیت متحدانش ایجاد کرده است.

یک منبع آگاه به خبرگزاری فرانسه گفته است که «این توافق از مدتها پیش در دست بررسی بود»، اما تحولات اخیر منطقه روند نهایی‌شدن آن را تسریع کرد. با این حال، تبدیل این نگرانی به یک ائتلاف نظامی منسجم و پایدار، با موانع جدی مواجه است. اعضای این پیمان نه تنها بر سر مسائل راهبردی اختلاف دارند، بلکه تعهدات متفاوت و گاه متضادی با قدرت‌های بزرگ دارند. هدف از این توافق نیز به‌گفته منابع ترکی، «علیه هیچ بازیگر خاصی نیست و برای سایر کشورهای منطقه نیز باز است», که خود نشان‌دهنده عدم عزم جدی برای تقابل با تهدیدات مشخص است.


جمع‌بندی؛ رویای نظم نوین در برزخ واقعیت‌ها

«پیمان مکه» را باید در چارچوب محدودیت‌های راهبردی اعضایش تحلیل کرد، نه با روایت‌های اغراق‌آمیز از «ناتوی اسلامی» و «نظم نوین نظامی». اختلافات راهبردی میان ترکیه و عربستان، محدودیت‌های چندوجهی پاکستان، وابستگی عمیق اعضا به آمریکا، غیبت ساختارهای عملیاتی شفاف و فقدان تعهدات روشن، این توافق را به یک پیمان دفاعی تشریفاتی با کارآمدی عملیاتی محدود تبدیل کرده است.

کارشناسان بر این باورند که «پیمان مکه» هرگز قرار نبود یک «ناتوی اسلامی» باشد؛ بلکه بیش از آن، واکنشی به خلأ امنیتی و تلاشی برای کاهش تنهایی راهبردی در سایه ناتوانی آمریکا در مهار بحران‌های منطقه‌ای است. اما واکنش به یک خلأ، هرچقدر هم فوری و ضروری باشد، نمی‌تواند جانشین یک راهبرد منسجم و مبتنی بر منافع مشترک پایدار شود. تا زمانی که این اختلافات و محدودیت‌های بنیادین پابرجا باشند، هرگونه ادعای شکل‌گیری نظم نوین نظامی در منطقه، بیش از یک رویای رسانه‌ای نخواهد بود. همان‌گونه که یک مقام ترکی نیز تأکید کرده، این پیمان جایگزین توافق‌های پیشین نمی‌شود و علیه هیچ تهدید مشخصی تنظیم نشده است؛ و این، بزرگ‌ترین نشانه ضعف آن است.