عملیات روانی دشمن در ترازوی تحلیل محسن امرایی: «جنگ ترکیبی دشمن با سه محور فشار اقتصادی، امنیتی و روانی دنبال میشود»
سید محسن امرایی در نشست خبری: قرارگاه اباصالح المهدی(عج)، میداندار جهاد فرهنگی در آستانه ظهور است
تأملی بر فلسفهٔ دفاع در شاهنامه بازخوانی حکمتِ توس در عصرِ رویارویی با زیادهخواهان
جنگ چسبِ وحدت، مذاکره قیچیِ انسجام
در سپهر رسانهای امروز، معیار قدرت، عمق نفوذ معنایی است؛ روایتی با میلیونها بازنشر ممکن است تأثیری ماندگار بر نقشه شناختی جامعه بر جای نگذارد، در حالی که روایتی دیگر با حجم کمتر، گسلهای اجتماعی را فعال میسازد. رصد زیستبوم مجازی ایران در بازه یک هفته اخیر، با تحلیل بیش از یک میلیون پیام در هفت سکو، الگویی راهبردی را آشکار میکند: جنگ با ۶۲ درصد حجم انتشار، جامعه را حول «امنیت ملی» منسجم میسازد؛ اما مذاکره با ۳۸ درصد حجم، به نقطه ثقل اختلافات درونگفتمانی بدل میشود. پرسش اصلی این است: چرا میدان دیپلماسی به پاشنه آشیل روانی جامعه ایران تبدیل شده است؟
سپاه و سلیح باغ خرم ایران از نگاه شاهنامه فردوسی
بیش از هزار سال پیش، حکیم ابوالقاسم فردوسی، با نبوغی بینظیر، حقیقتی را در ابیاتی کوتاه و ماندگار به تصویر کشید که امروز، پس از قرنها، بیش از هر زمان دیگری، تازگی و گویایی خود را حفظ کرده است. او گفت که سپاه و سلیح، دیوار ایراناند و هرکس این دیوار را فرو ریزد، نه فقط به مرزها، که به «دل و پشت ایرانیان» ضربه زده است. این سخن، نه یک توصیهی تاریخی، که هشداری جاودانه به تمامی کسانی است که امروز، با هر انگیزه و به هر نامی، در صدد تضعیف نیروهای مسلح کشور و ایجاد شکاف میان ملت و ارتش و سپاه برمیآیند. چرا که شکستنِ این دیوار، یعنی شکستنِ پشتِ ایران.
امروز، اربعینِ «یالثارات الحسین» و «مثلی لا یبایع مثله» است
امروز، ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، مصادف با اربعین حسینی است؛ روزی که نه فقط پایان چهلمین روز شهادت مظلومانه سیدالشهدا(ع) که تبلور عینی «امت واحده» در برابر «محور شر» است. اربعینی که در سایه شهادت «قائد شهید امت» و در میانه یک جنگ تمامعیار موجودیتی با دشمن آمریکایی-صهیونی رقم خورده، دیگر یک آیین ساده نیست؛ «هسته مرکزی مقاومت» است که تحلیلگران غربی از درک ابعاد راهبردی آن عاجزند. این، اربعینِ «یالثارات الحسین» است؛ اربعینِ «مثلی لا یبایع مثله».
روایت غیرت مردی که در برابر امپراتوری بریتانیا ایستاد
روز دوازدهم شهریور، در تقویم رسمی ایران، به نام «روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس» ثبت شده است. این روز، یادآور شهادت مردی است که با تکیه بر ایمان و غیرت، در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای استعماری جهان ایستاد. رئیسعلی دلواری، فرزند جنوبِ ایران، در زمانی که دولت مرکزی از ضعف رنج میبرد، پرچم دفاع از استقلال کشور را در تنگستان برافراشت و با یارانش، حماسهای آفرید که تا امروز، الهامبخش مبارزان راه آزادی است.
شهید سپهبد ولیالله قرنی
شهید سپهبد ولیالله قرنی از برجستهترین فرماندهان نظامی معاصر ایران و نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. او از معدود فرماندهان ارشد ارتش بود که سالها پیش از پیروزی انقلاب، به دلیل مخالفت با رژیم پهلوی و اعتراض به وابستگی حکومت، تحت تعقیب، زندانی و از ارتش اخراج شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با حکم امام خمینی(ره) به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد.
شهید سید موسی کلاهدوز
شهید سردار سید موسی کلاهدوز از بنیانگذاران و فرماندهان برجسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از تأثیرگذارترین چهرههای نظامی سالهای نخست انقلاب بود. او از معدود افسران مؤمن و انقلابی ارتش رژیم پهلوی بود که سالها پیش از پیروزی انقلاب، به صورت مخفیانه با نیروهای مبارز همکاری میکرد و پس از پیروزی انقلاب، تمام تجربه نظامی خود را در اختیار نظام نوپای جمهوری اسلامی قرار داد.
شهید سرلشکر خلبان جواد فکوری
شهید سرلشکر خلبان سید جواد فکوری از برجستهترین فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و از نامدارترین خلبانان دوران دفاع مقدس بود. او با تخصص، شجاعت، مدیریت و روحیه انقلابی خود، نقشی تعیینکننده در حفظ آمادگی نیروی هوایی در نخستین روزهای جنگ تحمیلی ایفا کرد و با فرماندهی هوشمندانه، نیروی هوایی ارتش را به یکی از مؤثرترین نیروهای دفاعی کشور تبدیل ساخت.
خونخواهی نیما مرادی توسط ایران قطعی است
شب گذشته، دریای خزر برای همیشه در حافظه تاریخی ملت ایران رنگ خون به خود گرفت. نیما مرادی، ملوان جوان اهل بندرانزلی، در اولین مأموریت دریایی خود، قربانی «فاشیسمی» شد که برخی ایرانیان ناآگاهانه به آن دامن زدند. رژیم اوکراین در اقدامی ماجراجویانه و خصمانه، یک شناور تجاری ایرانی را در دریای خزر هدف قرار داد و این جوان رعنا را از ما گرفت؛ همان اوکراینی که روزی برخی با پرچمهایش و شمعهایش، عاشقانه از او دفاع میکردند.
مرصاد؛ روزی که توهم «فتح ۳۳ ساعته» در تنگه چهارزبر دفن شد
مرداد ۱۳۶۷، ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته بود و امید به پایان جنگ در دلها جوانه زده بود. اما در پشت مرزهای غربی، توهمی خطرناک در حال شکلگیری بود. سازمان مجاهدین خلق، با پشتیبانی تمامقدیر صدام حسین، نقشهای کشیده بود تا در یک عملیات ۳۳ ساعته، از غرب کشور به تهران برسد. آنها تصور میکردند که ملت ایران از انقلاب رویگردان شده و با آغوش باز از آنها استقبال خواهد کرد. اما در تنگه چهارزبر، در ۳۰ کیلومتری کرمانشاه,رزمندگان اسلام با عملیات «مرصاد» (به معنای کمینگاه)، این توهم را برای همیشه دفن کردند. مرصاد، نه فقط یک عملیات نظامی، که نقطهی عطفی در تاریخ سیاسی ایران بود؛ جایی که ماهیت واقعی «منافقین» برای همیشه در حافظه تاریخی ملت ایران نقش بست.









































































