به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، نظم موجود جهانی، با همه دستاوردهای خود، هنوز نتوانسته آرمان عدالت را برای همه انسانها محقق کند. از یک سو، پیشرفتهای علمی و فناوری، زندگی بشر را متحول کرده و از سوی دیگر، همان فناوری در خدمت جنگافزاری، سلطهگری و نابرابری بیشتر قرار گرفته است. در چنین شرایطی، اندیشه مهدویت، افقی تازه را پیش روی بشر میگشاید؛ افقی که در آن، نه یک اصلاحِ محدود، که دگرگونیِ عمیقی در شیوهٔ ادارهٔ جهان و روابط میان انسانها رقم میخورد.
نظم ناعادلانه؛ فراتر از سیاست
نظم ناعادلانه، تنها در عرصه سیاست معنا پیدا نمیکند. هر ساختاری که در آن حق انسانها پایمال شود، حقیقت قربانی منافع شود، ضعیفان از حقوق خود محروم بمانند و تبعیض بر روابط اجتماعی حاکم باشد، نیازمند اصلاح است. امروز، اقتصادِ مبتنی بر ربا و استثمار، رسانههایِ در خدمتِ دروغپردازی، نظامهایِ آموزشیِ بازتولیدکنندهٔ نابرابری و قوانینِ دوگانهای که برای قدرتمندان، یک قاعده و برای ضعیفان، قاعدهای دیگر وضع میکنند، همه و همه، بخشی از این نظم ناعادلانه هستند. عدالت مهدوی، همه این عرصهها را دربرمیگیرد؛ از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا قضاوت، آموزش، امنیت و روابط اجتماعی.
قرآن و وعدهی تغییرناپذیر
قرآن کریم بارها تأکید میکند که ظلم، ماندگار نیست و سرانجام، زمین به بندگان صالح خدا خواهد رسید. آیهٔ ۱۰۵ سورهٔ انبیاء، یکی از صریحترین این وعدههاست که میفرماید: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». این وعده الهی، امیدی بزرگ برای همه کسانی است که در طول تاریخ، طعم بیعدالتی را چشیدهاند. فرهنگ مهدویت نیز این امید را زنده نگه میدارد و آیندهای را ترسیم میکند که در آن، معیار برتری نه قدرت و ثروت، بلکه تقوا، عدالت و شایستگی خواهد بود.
ظهور؛ پایان یک دوره، آغاز یک تمدن
در اندیشه مهدویت، ظهور حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) تنها تغییر یک حکومت یا جابهجایی قدرتهای سیاسی نیست، بلکه دگرگونی عمیق در شیوهٔ ادارهٔ جهان و روابط میان انسانهاست. در آن افق، عدالت بر روابط انسانی حاکم میشود، کرامت انسان پاس داشته میشود، علم در خدمت خیر عمومی قرار میگیرد و معنویت، روح زندگی فردی و اجتماعی را زنده میکند. ظهور، در حقیقت، پایان سلطهٔ منطق زور بر منطق حق است؛ پایان برتری قدرت بر عدالت و آغاز دورانی که انسان، صرفنظر از نژاد، زبان، قومیت و موقعیت اجتماعی، از کرامت الهی خود بهرهمند خواهد شد.
انتظار؛ مسئولیت امروز، نه آرزوی فردا
با این حال، انتظار ظهور به معنای کنار کشیدن از مسئولیتهای امروز نیست. منتظر واقعی، خود را موظف میداند که از هماکنون برای گسترش عدالت تلاش کند. او در خانواده، محیط کار، جامعه و هر جایگاهی که قرار دارد، میکوشد انصاف، صداقت، امانتداری و احترام به حقوق دیگران را زنده نگه دارد. جامعهای که آرزوی عدالت جهانی دارد، باید از عدالت در رفتارهای روزمره خود آغاز کند. از همین رو، هر گامی در مسیر مبارزه با فساد، دفاع از مظلوم، گسترش علم، تقویت اخلاق، خدمت به مردم و احترام به حقوق انسانها، حرکتی در جهت ارزشهایی است که فرهنگ مهدویت نوید تحقق کامل آنها را میدهد.
مبارزه با ناامیدی؛ یکی از مهمترین پیامهای مهدویت
ممکن است انسان با دیدن حجم ظلم و بحرانهای جهان، تصور کند که عدالت هرگز محقق نخواهد شد؛ اما ایمان به ظهور، این نگاه را تغییر میدهد. مؤمن میداند که هیچ قدرتی ابدی نیست و هیچ نظامی که بر ظلم استوار باشد، دوام همیشگی نخواهد داشت. این امید، نیرویی برای مقاومت، اصلاح و حرکت به سوی آیندهای بهتر است. همانگونه که امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «زمین هرگز از حجت خدا خالی نخواهد بود»، این، ضمانتی برای استمرار امید و تداوم جریان حق در تاریخ است. اما این امید، هرگز نباید به گمانهزنی دربارهٔ زمان ظهور بیانجامد؛ چرا که این زمان، از امور غیبی است و وظیفهٔ منتظران، تنها آمادگی، دعا و تلاش برای تحقق ارزشهای الهی است.
جمعبندی: آینده، آنِ صالحانی است که امروز در میدان ساختن آن ایستادهاند
ظهور، پایان نظم ناعادلانه جهان است؛ اما انتظار، آغاز مسئولیت انسان برای ساختن جهانی عادلانه از همین امروز است. جامعهای که خواهان وارثیِ زمین است، باید از امروز، ارزشهایِ آن آینده را در خود نهادینه کند. آینده روشن، با انسانهای مسئول، امیدوار و صالح ساخته میشود. آنان که در تاریکیها چراغ ایمان را خاموش نمیکنند، در برابر ظلم سکوت نمیکنند و از اصلاح جامعه خسته نمیشوند؛ زیرا وعده الهی تغییرناپذیر است و سرانجام، زمین از آنِ بندگان صالح خدا خواهد بود.














































