از عدالت نظری تا عدالت قابل مشاهده مستضعفین در مکتب انقلاب
وقتی ملت متحد میشود ذخیرهای راهبردی از منظر رهبر انقلاب که دشمن از آن میترسد
بازخوانی یقین به ظهور در مکتب اهلبیت(ع)
اعتقاد به ظهور حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) و برپایی حکومت عدل جهانی، از بنیادیترین باورهای مکتب تشیع است. در اندیشه فقهای شیعه، انتظار فرج صرفاً یک امید عاطفی یا آرزوی تاریخی نیست، بلکه بر مجموعهای از آیات قرآن، روایات پیامبر اکرم(ص) و احادیث ائمه اطهار(ع) استوار است. از همین رو، سخن گفتن از «فرج» در فرهنگ شیعه، سخن از آیندهای است که اصل تحقق آن در چارچوب اعتقادی شیعه، وعدهای الهی و تخلفناپذیر تلقی میشود.
شهید عبدالرشید رشوند
ششم آذر ۱۳۹۴، منطقه حلب سوریه. درگیری با نیروهای تکفیری داعش به اوج خود رسیده بود. عبدالرشید رشوند، فرمانده گردان امام حسین(ع) شهرستان کرج، که سالها پیش در دفاع مقدس حضور یافته و پس از آن، کلیه خود را به یکی از بستگان بیمار بخشیده بود، این بار در دفاع از حرم حضرت زینب(س)، به فیض شهادت نائل آمد. او که سه آرزوی بزرگ داشت—تحصیل تا مقطع کارشناسی ارشد، اهدای عضو و شهادت در راه خدا—به هر سه رسید. شهادت او در حالی رقم خورد که همواره از خانواده خود پنهان میکرد فرمانده است و میگفت: «به کار نظافت جارو و تمیز کردن پادگان مشغول هستم». این، روایتِ سردار گمنامی است که از کوههای الموت تا خاکریزهای حلب، مسیر عشق را پیمود.
نگاه فقهای برجسته شیعه به عصر غیبت و وظایف منتظران
اعتقاد به حضرت ولیعصر (عج) در مکتب تشیع، تنها یک باور درباره آینده نیست؛ بلکه بخشی از هویت اعتقادی شیعه و پیوندی عمیق میان توحید، نبوت، امامت و عدالت است. مراجع تقلید شیعه در دوره معاصر، در سخنان و آثار خود، همواره بر اهمیت معرفت امام زمان (عج)، انتظار فرج، دعا برای تعجیل ظهور و مسئولیت مؤمنان در دوران غیبت تأکید کردهاند. آنچه در این میان بهعنوان محور مشترک در بیانات آنان دیده میشود، پرهیز از تعیین وقت برای ظهور و تأکید بر آمادگی و مسئولیتپذیری در عصر غیبت است.
روایتی از پیوند آرمان و عمل در فرهنگ مهدویت
«ظهور» در باور شیعه، طلوع خورشید عدالت در افق جهانی است؛ اما «انتظار»، هرگز به معنای نشستن در تاریکی و چشمدوزی به افق نیست. فرهنگ مهدویت، انسان را به «مقاومت» فرا میخواند؛ مقاومتی که در آن، تسلیمناپذیری در برابر ظلم و سلطه، نه یک شعار، که «مسئولیتِ امروز» برای ساختن جهانی است که عدالت در آن، بر ظلم پیروز خواهد شد. از این منظر، مقاومت را میتوان گامی در مسیر آمادگی برای عدالت مهدوی دانست؛ نه به این معنا که مقاومت، زمان ظهور را تعیین میکند، بلکه به این معنا که جامعهای که در برابر ظلم تسلیم نمیشود، به آرمان جامعه مهدوی نزدیکتر میشود. این گزارش، نگاهی است به این پیوند راهبردی و ابعاد گوناگون آن.
وحدت؛ خط قرمز بقای ایران در دکترین رهبران انقلاب
در روزهایی که دشمن با تمام توان بر روی شکافافکنی سرمایهگذاری کرده و فضای مجازی از شایعه و گمانهزنی لبریز است، بازخوانی معیارهای وحدت از منظر دو رهبر انقلاب، یک ضرورت حیاتی است. قائد شهید در آخرین پیامهای خود و رهبر عالیقدر در بیانات اخیر، با ترسیم دقیق مرزهای «ما» و «آنها»، خطکشهای همبستگی ملی را در دو سطح «ایجابی» و «سلبی» ترسیم کردهاند. برای واکاوی جامعهشناختی این معیارها و نسبت آن با شرایط امروز، با دکتر سید علی میرمحمدی، تحلیلگر مسائل اجتماعی، به گفتوگو نشستهایم.
مقاومت در برابر استکبار، گامی به سوی عدالت مهدوی
فرهنگ مهدویت، افق آینده بشریت را افقی سرشار از عدالت، معنویت و کرامت انسانی ترسیم میکند؛ آیندهای که در آن ظلم و تبعیض جای خود را به حاکمیت حق میدهد و انسان از بند نظامهای سلطهگر رهایی مییابد. در باور شیعه، ظهور حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نقطه اوج این تحول تاریخی است. اما انتظار این آینده روشن، به معنای بیتفاوتی در برابر ظلم امروز نیست. منتظر واقعی، برای عدالت آماده میشود و در حد توان خود در برابر ظلم و سلطه میایستد. از این منظر، مقاومت در برابر استکبار را میتوان یکی از جلوههای انتظار فعال دانست.
روایتی از پیوند انقلاب و فرهنگ انتظار
انسان بدون امید، توان ساختن آینده را از دست میدهد. بسیاری از تحولات بزرگ تاریخ، زمانی آغاز شدهاند که گروهی از انسانها حاضر نشدهاند شرایط موجود را سرنوشت نهایی خود بدانند. در فرهنگ اسلامی نیز امید به آینده جایگاهی بنیادین دارد؛ آیندهای که در آن حق بر باطل غلبه خواهد کرد و عدالت و صلاح بر ظلم و فساد غلبه خواهند یافت. انقلاب اسلامی ایران، با تکیه بر ایمان، اراده مردم و امید به آینده، نشان داد که تحولات بزرگ اجتماعی میتوانند از دل یک باور مشترک و یک حرکت عمومی شکل بگیرند و در گفتمان خود، امید را به یکی از عناصر اصلی حرکت اجتماعی تبدیل کرد. این گزارش، نگاهی است به نقش انقلاب اسلامی در پرچمداری امید و پیوند آن با فرهنگ انتظار.
ارتش و بازماندگان جنگ در آیینه شاهنامه
در روزگاری که سنتهای پهلوانی و آیینهای جنگاوری در اوج بود، حکیم ابوالقاسم فردوسی با نگاهی فراتر از میدان نبرد، یکی از مهمترین وظایف حکمرانان را ترسیم کرد؛ وظیفهای که امروز نیز در نظام جمهوری اسلامی ایران، با نام «بنیاد شهید و امور ایثارگران» و «قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران» تداوم یافته است. فردوسی در شاهنامه، با تکیه بر آموزههای انسانی و ایرانی، بر لزوم حمایت مادی و معنوی از بازماندگان رزمندگان، جانبازان و خانوادههای شهدا تأکید کرده و این رسالت را نه یک عمل خیرخواهانه، که یک «تکلیف حکومتی» و «مسئولیت اجتماعی» برشمرده است.
شهید محمدحسین بخشی ایوری؛ از روستای ایور تا ارتفاعات مریوان
سوم آبان ۱۳۶۲، منطقه مریوان. در میان آتش و دود نبرد والفجر ۴، موج انفجار گلوله خمپاره، پیکر یک سرباز ۲۱ ساله را از زمین جدا کرد و به آسمان فرستاد. محمدحسین بخشی ایوری، جوانی از روستای ایور کوهسرخ که پلاک سربازی را «کلید بهشت» میدانست، در همان روزهایی که همسنوسالانش به فکر آیندهای شغلی بودند، با لباس رزم ارتش جمهوری اسلامی ایران، نام خود را در دفتر شهدای این سرزمین ثبت کرد. او که تا چهارم متوسطه در رشته تجربی درس خوانده بود، در راهی که برگزیده بود، با آخرین نفسهایش به وصیتنامهاش جان بخشید: «اسلحه مرا بردارید و راهم را که راه فیسبیلالله است، ادامه دهید».






































































