مقاومت در برابر استکبار، گامی به سوی عدالت مهدوی
مقاومت در برابر استکبار، گامی به سوی عدالت مهدوی
فرهنگ مهدویت، افق آینده بشریت را افقی سرشار از عدالت، معنویت و کرامت انسانی ترسیم می‌کند؛ آینده‌ای که در آن ظلم و تبعیض جای خود را به حاکمیت حق می‌دهد و انسان از بند نظام‌های سلطه‌گر رهایی می‌یابد. در باور شیعه، ظهور حضرت ولی‌عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) نقطه اوج این تحول تاریخی است. اما انتظار این آینده روشن، به معنای بی‌تفاوتی در برابر ظلم امروز نیست. منتظر واقعی، برای عدالت آماده می‌شود و در حد توان خود در برابر ظلم و سلطه می‌ایستد. از این منظر، مقاومت در برابر استکبار را می‌توان یکی از جلوه‌های انتظار فعال دانست.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، استکبار در مفهوم قرآنی، صرفاً نام یک کشور یا قدرت سیاسی نیست؛ بلکه نوعی روحیه و رفتار سلطه‌طلبانه است که خود را برتر از دیگران می‌بیند و می‌کوشد اراده خود را بر ملت‌ها تحمیل کند. مقابله با چنین رویکردی، در اصل دفاع از استقلال، آزادی، کرامت و حق تعیین سرنوشت ملت‌هاست. جامعه منتظر نمی‌تواند ظلم را یک واقعیت تغییرناپذیر بداند. اعتقاد به ظهور یعنی باور به اینکه وضعیت ظالمانه جهان، سرنوشت نهایی انسان نیست.

۱. مقاومت؛ از میدان سیاست تا میدان فرهنگ

مقاومت را نباید تنها در عرصه نظامی جست‌وجو کرد. یکی از مهم‌ترین عرصه‌های مقاومت، فرهنگ و هویت است. جامعه‌ای که ارزش‌های خود را بشناسد، تاریخ خود را بداند و نسبت به جریان‌های فرهنگی و رسانه‌ای آگاه باشد، در برابر سلطه فکری آسیب‌پذیری کمتری خواهد داشت.

در عصر ارتباطات، بخش مهمی از رقابت قدرت‌ها در میدان افکار عمومی اتفاق می‌افتد. روایت‌های خبری، شبکه‌های اجتماعی، فیلم‌ها، تصاویر و حتی الگوریتم‌های رسانه‌ای می‌توانند برداشت مردم از جهان را شکل دهند. ازاین‌رو، افزایش سواد رسانه‌ای و توانایی تشخیص خبر جعلی، تحریف، شایعه و عملیات روانی، بخشی از مقاومت فرهنگی جامعه منتظر است. اما تبیین حقیقت نیز باید اخلاقی باشد. دفاع از یک آرمان، مجوز انتشار خبر دروغ یا تحریف واقعیت نیست. جامعه‌ای که مدعی دفاع از عدالت است، باید در شیوه اطلاع‌رسانی خود نیز عدالت، صداقت و انصاف را رعایت کند.

۲. مقاومت علمی؛ ساختن جامعه‌ای توانمند

یکی دیگر از پایه‌های استقلال، توانایی علمی و فناوری است. جامعه‌ای که از نظر علمی وابسته باشد، در بسیاری از عرصه‌ها ناچار به پذیرش اراده دیگران خواهد شد. بنابراین، دانشگاه، پژوهشگاه، مدرسه و مراکز علمی می‌توانند بخشی از میدان مقاومت باشند.

علم‌آموزی، نوآوری، تولید فناوری، تربیت نیروی متخصص و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، تنها برنامه‌هایی برای پیشرفت مادی نیستند؛ بلکه می‌توانند ظرفیت یک جامعه را برای حفظ استقلال و تصمیم‌گیری افزایش دهند. در فرهنگ انتظار نیز جامعه منتظر نباید جامعه‌ای عقب‌مانده و ناتوان باشد. انتظار آینده‌ای عادلانه، باید با تلاش برای ساختن انسانی دانا، توانمند و مسئول همراه شود.

۳. مقاومت اقتصادی و مبارزه با فساد

استقلال سیاسی بدون توان اقتصادی پایدار دشوار است. ازاین‌رو، تولید، کارآفرینی، مصرف مسئولانه، حمایت از تولید سالم و مبارزه با فساد، بخشی از مسئولیت اجتماعی جامعه‌ای است که خواهان استقلال است.

البته مقاومت اقتصادی نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن مشکلات یا ضعف‌های داخلی باشد. اتفاقاً جامعه مقاوم باید بتواند ضعف‌های خود را شناسایی کند، از تجربه‌ها بیاموزد و ساختارهای ناکارآمد را اصلاح کند. نقد منصفانه، دشمن مقاومت نیست؛ یکی از ابزارهای تقویت آن است.

۴. عدالت؛ حلقه اتصال مقاومت و مهدویت

مهم‌ترین نقطه اتصال مقاومت با فرهنگ مهدوی، عدالت است. اگر مقاومت صرفاً به دنبال کسب قدرت باشد، از آرمان عدالت فاصله می‌گیرد. اما اگر هدف آن دفاع از حقوق انسان‌ها، استقلال ملت‌ها، مقابله با سلطه و کاهش ظلم باشد، می‌تواند با ارزش‌های مهدوی پیوند پیدا کند.

جامعه منتظر باید عدالت را از درون خود آغاز کند. مبارزه با دروغ، رشوه، تبعیض، فساد، تضییع حقوق دیگران و بی‌مسئولیتی، بخشی از همان مسیری است که انسان را برای جامعه عادلانه آماده می‌کند. نمی‌توان خواهان عدالت جهانی بود اما در محیط خانواده، محل کار یا جامعه نسبت به حقوق دیگران بی‌تفاوت ماند. عدالت مهدوی از انسان عادل آغاز می‌شود.

۵. مقاومت و مسئله فلسطین

مسئله فلسطین نیز در گفتمان مقاومت، جایگاه ویژه‌ای دارد. برای بسیاری از مسلمانان، فلسطین نماد مسئله اشغال، آوارگی و مطالبه حق تعیین سرنوشت است. حساسیت نسبت به رنج مردم فلسطین، در چارچوب عدالت‌خواهی و دفاع از حقوق ملت‌ها قابل فهم است.

با این حال، دفاع از حقوق فلسطینیان نباید به نفرت‌پراکنی علیه یک ملت یا بی‌ارزش شمردن جان غیرنظامیان تبدیل شود. عدالت، هنگامی عدالت است که کرامت انسان را اصل بداند. فرهنگ مهدوی نیز با افق عدالت جهانی، نمی‌تواند بر تحقیر یا بی‌ارزش دانستن انسان‌ها بنا شود.

۶. مقاومت و امید به آینده

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای فرهنگ انتظار، زنده نگه داشتن امید است. انسانی که باور دارد ظلم پایان تاریخ نیست، در برابر مشکلات زود تسلیم نمی‌شود. انتظار به او می‌آموزد که شکست‌های مقطعی را با شکست نهایی حق اشتباه نگیرد.

اما امید مهدوی، امیدی بی‌عمل نیست. منتظر واقعی دعا می‌کند، اما تلاش هم می‌کند؛ امیدوار است، اما مسئولیت خود را کنار نمی‌گذارد؛ آینده را می‌بیند، اما امروز را رها نمی‌کند. مقاومت، در این چارچوب، نه ادعای تحقق ظهور، بلکه تلاشی برای حفظ امید، دفاع از حق، مقابله با ظلم و آماده‌سازی انسان و جامعه برای آینده‌ای عادلانه‌تر است.


یک مرز مهم

باید میان مقاومت و ادعای تحقق قطعی ظهور تفاوت گذاشت. هیچ جریان سیاسی یا اجتماعی نمی‌تواند ادعا کند که با اقدامات خود زمان ظهور را تعیین کرده یا ظهور را قطعی و فوری ساخته است. در باور شیعه، زمان ظهور در اختیار علم الهی است و تطبیق شتاب‌زده حوادث سیاسی بر نشانه‌های ظهور می‌تواند موجب انحراف و برداشت‌های نادرست شود. آنچه انسان‌ها بر عهده دارند، آمادگی برای حق و عدالت است. از این منظر، مقاومت در برابر استکبار نه به معنای ادعای «ساختن ظهور»، بلکه به معنای ساختن انسانی است که در برابر ظلم تسلیم نمی‌شود و جامعه‌ای که عدالت را ارزش می‌داند.