به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، قرآن کریم به صورت کلی، وعده پیروزی نهایی حق و حاکمیت صالحان را مطرح کرده است. خداوند در سوره قصص میفرماید: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ یعنی اراده کردهایم بر مستضعفان زمین منت نهیم، آنان را پیشوایان قرار دهیم و وارثان زمین کنیم. در تفسیر و روایات شیعه، این آیه از جمله آیاتی است که با وعده حاکمیت نهایی حق و مستضعفان ارتباط پیدا کرده است.
همچنین در سوره نور، خداوند وعده میدهد که مؤمنان شایسته را در زمین جانشین کند و دین آنان را استقرار بخشد. این مجموعه آیات، در کنار روایات مهدوی، تصویری از آیندهای ارائه میدهد که در آن ایمان، عدالت و صلاح بر جامعه انسانی غلبه پیدا خواهد کرد.
۱. روایات معصومین(ع)؛ مستندات قطعی اصل ظهور
در فقه و کلام شیعه، این اعتقاد از طریق روایات فراوان درباره حضرت مهدی(عج) تبیین شده است. فقهای شیعه در طول قرنها، ضمن نقل و بررسی این روایات، اصل مهدویت و ظهور منجی را از آموزههای اساسی مکتب اهلبیت(ع) دانستهاند. حدیث متواتر ثقلین که مورد قبول شیعه و سنی است، یکی از مهمترین دلایل بر وجود و امامت حضرت مهدی(عج) به شمار میآید.
آثاری مانند «کمالالدین و تمامالنعمه» شیخ صدوق و «الغیبه» شیخ طوسی، بخش مهمی از میراث علمی شیعه درباره غیبت، ظهور و فرج را تشکیل میدهند. شیخ صدوق در این کتاب، بسیاری از مباحث اعتقادی شیعه را درباره غیبت و ظهور امام زمان(عج) گردآوری کرده است. شیخ طوسی نیز در کتاب «الغیبه»، که از جهت نزدیکی به عصر غیبت صغری جزء معدود آثار برجایمانده است، به تبیین ابعاد مختلف غیبت و ظهور پرداخته است.
۲. قطعیت اصل ظهور، نه تعیین زمان
در این نگاه، «قطعی بودن وعده» به معنای قطعی بودن اصل ظهور و تحقق وعده الهی است، نه اینکه انسان بتواند زمان ظهور را تعیین کند. این تفکیک بسیار مهم است. شیعه در عین اعتقاد راسخ به ظهور حضرت مهدی(عج)، از تعیین وقت ظهور نهی شده است. بنابراین، هیچ عالم یا جریان سیاسی نمیتواند بر اساس حوادث روز ادعا کند که زمان ظهور را میداند.
بر اساس روایات، تعیین وقت برای ظهور، در صورت عدم تحقق آن در وقت تعیینشده، به خلف وعده الهی میانجامد. امام مهدی(عج) نیز در حدیثی شریف، موضع خود را نسبت به کسانی که برای فرج وقت تعیین میکنند، اعلام فرمودهاند. پیشوایان معصوم(ع) به ما آموختهاند که برای فرج آن حضرت دعا کنیم و منتظر ظهور او باشیم و خود را هر لحظه برای حکومت عدلگستر او آماده سازیم.
همین مسئله، انتظار را از پیشگویی جدا میکند. مؤمن منتظر به اصل وعده الهی یقین دارد، اما درباره زمان تحقق آن تابع دستور معصومان(ع) است. از همین رو، فرهنگ انتظار به جای تعیین تاریخ، بر آمادگی دائمی تأکید میکند.
۳. جایگاه بلند انتظار فرج در روایات
در روایات اهلبیت(ع)، انتظار فرج جایگاهی بسیار بلند دارد. این انتظار، یک حالت منفعلانه نیست. مؤمن باید در دوران غیبت، ایمان خود را حفظ کند، اخلاق خود را اصلاح نماید، وظایف دینی و اجتماعی خود را انجام دهد و در برابر ظلم و انحراف بیتفاوت نباشد. به همین دلیل، انتظار را میتوان نوعی آمادگی برای پذیرش عدالت دانست. انتظار فرج به معنای کلی آن، یعنی هر انسان مؤمنی که در تنگنا قرار گرفته، چشم به گشایش داشته باشد.
۴. تکالیف شیعیان در عصر غیبت
فقهای شیعه همچنین بر این نکته تأکید کردهاند که غیبت امام زمان(عج) به معنای تعطیل شدن مسئولیتهای دینی و اجتماعی نیست. در دوران غیبت، جامعه مؤمنان همچنان نیازمند هدایت، نظم، عدالت و اجرای احکام است. تکالیف شیعیان در این عصر شامل شناخت عمیق امام، انتظار فرج و دعا برای سلامتی امام مهدی(عج) است.
در نگاه بسیاری از فقهای شیعه، انتظار فرج باید با تقویت جامعه مؤمن، حفظ دین، دفاع از ارزشهای الهی و تلاش برای اصلاح جامعه همراه باشد. نمیتوان از ظهور سخن گفت اما نسبت به وضعیت اخلاقی و اجتماعی جامعه بیتفاوت بود. جامعه منتظر باید از نظر ایمان، دانش، عدالت و مسئولیتپذیری رشد کند.
۵. پرهیز از تطبیق شتابزده و گمانهزنی
یکی از آسیبهای مهم در حوزه مهدویت، تطبیق شتابزده حوادث با علائم ظهور است. در طول تاریخ، بارها افراد و جریانهایی کوشیدهاند شخصیتها یا حوادث زمان خود را با روایات آخرالزمانی تطبیق دهند و زمان ظهور را نزدیک اعلام کنند. بسیاری از این پیشبینیها نادرست از آب درآمدهاند. تجربه تاریخی نشان میدهد که جامعه مؤمن باید از چنین ادعاهایی فاصله بگیرد.
اصل انتظار این نیست که انسان دائماً به دنبال رمزگشایی از اخبار سیاسی باشد؛ بلکه این است که هر روز برای حق و عدالت آماده باشد. اگر ظهور امروز رخ دهد، انسان باید آماده باشد؛ اگر سالها به تأخیر افتاد، باز هم باید در مسیر حق باقی بماند. این همان معنای عمیق انتظار است.
جمعبندی: یقین به وعده، صبر در زمان غیبت
از این منظر، «فرج» تنها یک واقعه آینده نیست؛ بلکه یک فرهنگ است. فرهنگی که به انسان میآموزد در برابر سختیها ناامید نشود، در برابر ظلم تسلیم نشود، در برابر فساد سکوت نکند و برای اصلاح خود و جامعه تلاش کند.
فقهای شیعه در طول تاریخ، با حفظ اصل اعتقاد به مهدویت، بر استمرار وظایف دینی در دوران غیبت تأکید کردهاند. این نگاه، انتظار را از یک آرزوی فردی به یک مسئولیت اجتماعی تبدیل میکند. جامعه منتظر باید اهل علم، اخلاق، عدالت، تعاون و خدمت باشد.
بنابراین، اگر بخواهیم عنوان «فرج؛ وعده قطعی الهی» را دقیقتر بیان کنیم، باید بگوییم که در اعتقاد شیعه، اصل ظهور حضرت مهدی(عج) و تحقق وعده نهایی عدالت، امری قطعی در چارچوب روایات و باور مهدوی است؛ اما زمان و جزئیات تحقق آن برای انسان قابل تعیین قطعی نیست. این تفکیک، هم ایمان به آینده را حفظ میکند و هم جامعه را از افراط در پیشگویی و تطبیقهای بیدلیل دور نگه میدارد.
در نهایت، مؤمن شیعه میان «یقین به وعده» و «صبر برای زمان تحقق» جمع میکند. او یقین دارد که وعده الهی شکستپذیر نیست، اما عجله برای تعیین زمان ندارد. به ظهور امید دارد، اما وظیفه امروز خود را فراموش نمیکند. برای عدالت دعا میکند، اما برای عدالت نیز تلاش میکند.
فرج در اندیشه شیعه، وعدهای الهی برای آینده حق و عدالت است؛ و انتظار، مسئولیتی برای امروز مؤمن. و شاید بتوان تمام فرهنگ انتظار را در همین پیوند خلاصه کرد: یقین به وعده، صبر در زمان غیبت و تلاش برای شایستگی در روز تحقق وعده.











































