با ایمان، بصیرت و امید، در برابر هجمههای فکری و رسانهای میایستیم
در دنیای امروز، بسیاری از تقابلها دیگر در میدانهای نظامی رخ نمیدهد، بلکه در عرصهٔ اندیشه، فرهنگ، رسانه و افکار عمومی جریان دارد. جنگ نرم، تلاشی است برای تغییر باورها، ارزشها، هویت و سبک زندگی ملتها؛ جنگی که هدف آن، تسلیم کردن ذهنها پیش از تسلط بر سرزمینهاست. در چنین شرایطی، فرهنگ مهدویت میتواند یکی از مهمترین سرمایههای فکری و معنوی جامعهٔ اسلامی برای حفظ هویت، امید و پایداری باشد. این گزارش، به نقش و کارکرد فرهنگ مهدویت در مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمنان میپردازد.
دو بال امید و مسئولیت برای ساختن آیندهای روشنتر
در متون اسلامی، «انتظار» و «استقامت» دو مفهوم مهم و بههمپیوسته به شمار میروند. انتظار، در این چارچوب، تنها امید به آینده نیست، بلکه همراه با پایبندی به ارزشهای اخلاقی، صبر در برابر دشواریها و انجام مسئولیتهای فردی و اجتماعی معنا مییابد. از سوی دیگر، استقامت نیز صرفاً تحمل سختیها نیست، بلکه پایداری بر اصول، حفظ ایمان و ادامه مسیر خیر و عدالت، حتی در شرایط دشوار، تلقی میشود. این دو مفهوم، در کنار یکدیگر، نقشآفرین مسیر تکامل فرد و جامعهاند.
انتظار، نه نشستن برای آینده، که ساختن انسان و جامعه
آیتالله ابراهیم امینی(ره)، از عالمان برجسته معاصر، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و امام جمعه موقت قم، بخش مهمی از فعالیت علمی و تبلیغی خود را به تبیین معارف دینی، اخلاق، تربیت اسلامی و مسائل اجتماعی اختصاص داد. در منظومه فکری ایشان، مسئله مهدویت و انتظار فرج، با «تربیت انسان»، «اصلاح جامعه» و «مسئولیتپذیری مؤمنان در عصر غیبت» پیوندی عمیق داشت. این گزارش، نگاهی است به جایگاه فرج و انتظار در اندیشهی این فقیه وارسته.
انتظاری که با آگاهی و مسئولیت گره میخورد
شهید آیتالله دکتر محمد مفتح(ره)، از برجستهترین اندیشمندان معاصر، عمر خود را وقف پیوند حوزه و دانشگاه و تبیین معارف اسلامی برای نسل جوان کرد. اگرچه او اثر مستقلی درباره مهدویت تألیف نکرده، اما از مجموعه آثار، سخنرانیها و اندیشههای او بهروشنی برمیآید که انتظار فرج را هرگز به معنای انفعال و کنارهگیری از مسئولیت نمیدانست؛ بلکه آن را با «آگاهی»، «مسئولیتپذیری»، «وحدت امت اسلامی» و «اصلاح جامعه» پیوند میزد. این گزارش، نگاهی است به جایگاه فرج و انتظار در منظومه فکری این شهید والامقام.
قدرت برتر ایران در جنگ اخیر با آمریکا؛ برتری در اراده، بازدارندگی و میدان
جنگ اخیر با آمریکا بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که قدرت جمهوری اسلامی ایران تنها در تجهیزات نظامی یا شمار سامانههای دفاعی خلاصه نمیشود، بلکه در ترکیبی هوشمند از اراده ملی، توان بازدارندگی، عمق راهبردی و قدرت مدیریت میدان معنا پیدا میکند. آنچه در این نبرد، ایران را در موقعیت برتر قرار داد، […]
انتقامِ رهبر شهید؛ وعدهای که با قدرت ملی و اراده تاریخی ملت ایران محقق میشود
آخرین پیام رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۸ تیر ۱۴۰۵ را باید یکی از صریحترین و در عین حال راهبردیترین مواضع جمهوری اسلامی در برابر جبهه دشمن دانست؛ پیامی که در آن، هم بر استمرار راه مقاومت تأکید شد، هم بر زنده بودن روح مبارزه در ملت ایران، و هم بر این حقیقت که خون […]
از تشکدوزی در جنوب تهران تا فرماندهی سپاه در غرب؛ روایت زندگی شهید محمد بروجردی
۱ خرداد ۱۳۶۲، جاده مهاباد به نقده. در میان خاک و خون و مینهای به جا مانده از ضدانقلاب، خودروی حامل فرماندهای که میتوانست امنیت غرب کشور را با دل مردم بسازد، منفجر شد و محمد بروجردی، ملقب به «مسیح کردستان»، در ۲۹ سالگی به دیدار معبود شتافت. او که از تشکدوزی در محلههای جنوب شهر تهران به فرماندهی سپاه در غرب کشور رسید، با تدبیر و اخلاص، نام خود را در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه کرد. مردی که معتقد بود «موضوع کردستان با درگیری حل نمیشود، بلکه به حداکثر ارتباط با مردم و حداقل استفاده از تفنگ باور داشت». این، روایت زندگی فرماندهای است که امنیت را با مردم ساخت.
از رتبه چهارم کنکور تا فرماندهی لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) توسط شهید زین الدین
۲۷ آبان ۱۳۶۳، جادههای کردستان. در میان کمینِ ناجوانمردانهی ضدانقلاب، فرماندهای که میتوانست پزشک شود، اما راهِ جهاد را برگزید، به همراه تنها برادرش، به دیدار معبود شتافت. مهدی زینالدین، آن نابغهی جوانی که در ۲۳ سالگی فرماندهی لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) را بر عهده گرفت و از او به عنوان «فاتح خیبر» یاد میشود، در ۲۵ سالگی پرکشید تا نامش برای همیشه در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شود.
شهید باکری؛ از فرماندهی لشکر عاشورا تا شهادت در آبهای دجله
۲۵ اسفند ۱۳۶۳، شرق دجله. در میان رگبار آتش و گرد و غبار نبرد، فرماندهای که با چفیهاش سنگرها را قدم میزد و با دلش برای نیروهایش پدری میکرد، برای همیشه به دیدار معبود شتافت. مهدی باکری، آن مهندسِ جهادگری که از شهرداری ارومیه به خاکریزهای دفاع مقدس آمد و لشکر ۳۱ عاشورا را به یکی از موفقترین یگانهای رزمی تبدیل کرد، در ۳۱ سالگی به آرزوی دیرینهاش رسید. اما پیکر او در آبهای دجله ماند تا نشان دهد که فرماندهانِ مکتبِ عاشورا، حتی در شهادت نیز، مسیری متفاوت از دیگران میپیمایند.





































































