پیام اخیر رهبری، جمع‌بندی تجربه تاریخی یک ملت است
پیام اخیر رهبری، جمع‌بندی تجربه تاریخی یک ملت است
پیام ۲۶ تیر ۱۴۰۵ حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای درباره حماسه عظیم بدرقه «آقای شهید ایران»، متنی فراتر از یک بیانیه سیاسی بود. ایشان در مقام ولی امر مسلمین، همزمان حماسه ملت را تحلیل، ماهیت دشمن را افشا و مسیر آینده کشور را ترسیم کردند. برای درک عمیق‌تر این پیام با دکتر عباس احدی، دبیرکل قرارگاه سازندگی بین‌المللی اباصالح المهدی (عج) گفت‌وگو کرده‌ایم.

سؤال: آقای دکتر، پیام ۲۶ تیر را در چه جایگاهی تحلیل می‌کنید؟

وقتی حضرت آقا در مقام رهبری امت اسلامی سخن می‌گویند، کلامشان صرفاً یک تحلیل کارشناسی نیست، بلکه هدایت یک ملت به سمت افق‌های روشن است. ایشان در این پیام، حضور ده‌ها میلیونی مردم را یک «نصاب تازه» از هویت اسلامی-ایرانی خواندند. این یعنی یک نقطه عطف تاریخی. دشمن سال‌ها با تکیه بر محاسبات مادی خود گمان می‌کرد ملت ایران از انقلاب فاصله گرفته، اما این حماسه، آن توهم را در هم شکست. نگاه حضرت آقا اما فقط به رخداد نبود، ایشان عمق این حرکت را دیدند؛ «قدرشناسی، وفاداری، بصیرت و اراده مستحکم» ملتی که در بزنگاه‌ها می‌درخشد و دوستان را به تحسین و دشمنان را به خشم و وحشت می‌اندازد. این تحلیل، از جنس تحلیل‌های مادی نیست، از جنس شناخت ایمان و اراده یک ملت است.

سؤال: اشاره به نقض تفاهم‌نامه با آمریکا خیلی صریح و کوبنده بود. این را چطور ارزیابی می‌کنید؟

حضرت آقا یک سند تاریخی را وسط میدان آوردند و با صراحتِ یک رهبر حکیم فرمودند «امضای رئیس‌جمهور آمریکا چقدر بی‌ارزش و نامعتبر است». اما نکته اصلی، نگاه تمدنی ایشان است. ایشان از یک مصداق، یک قاعده استخراج کردند: «زورگویی، تمامیت‌خواهی و وحشی‌گری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی می‌باشد». این جمله یعنی ذات استکبار تغییر نمی‌کند. نه این دولت، نه آن دولت، این یک خصلت ذاتی است. حضرت آقا این تجربه را «سند محکم» نامیدند، سندی بر «دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا». این هشدار ولی امر است به همه دلسوزان و نخبگان که فریب لبخندهای دیپلماتیک را نخورند. ایشان فصل‌الخطاب را صادر کردند تا دیگر کسی گمان نکند با تکیه بر وعده‌های واشنگتن می‌توان کشور را اداره کرد.

سؤال: محور وحدت در پیام خیلی پررنگ بود. این موضوع چه نسبتی با شرایط امروز دارد؟

حضرت آقا با تعبیر «اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدس» یک فرمان راهبردی صادر کردند. کلمه «مقدس» را دقت کنید. این یعنی وحدت برای ما فقط یک تاکتیک سیاسی نیست، یک ارزش الهی و یک تکلیف شرعی است. ایشان این وحدت را «اصولی‌ترین امور در این برهه» دانستند. چرا؟ چون دشمن در جنگ ترکیبی تمام قوای خود را روی شکاف‌های داخلی متمرکز کرده. فرمایش حضرت آقا که «دشمن نباید هیچ علامت ضعفی از ما دریافت کند» یعنی بزرگ‌ترین ضعفی که دشمن به دنبال آن است، تفرقه و تنازع است. لهذا «صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه» را وظیفه همگانی اعلام کردند. این کلام، کلام هدایت‌گر امت است که تشخیص داده امروز مهم‌ترین جبهه، جبهه حفظ انسجام ملی است.

سؤال: مرزی که حضرت آقا میان نقد و تخریب کشیدند، چه نسبتی با مسئولیت نخبگان دارد؟

اینجا نگاه پدرانه و در عین حال حکیمانه رهبری را می‌بینیم. ایشان نقد دلسوزانه را «سرمایه ارزشمند» و «فی‌نفسه امری مطلوب» خواندند و حتی منتقدان خیرخواه را «پیشروان بصیرت» نامیدند. این یعنی باب سخن گفتن و انتقاد در نظام اسلامی کاملاً باز است. اما دو شرط تعیین کردند: نخست «ظلمی را بر بی‌گناهی روا ندارد» که این خود «منشأ محرومیت از برکات و عنایات می‌گردد». دوم «موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد». حضرت آقا با این دو شرط، خط قرمز میان نقد انقلابی و تخریب ضد انقلابی را مشخص کردند. نقدی که بی‌سند و ظالمانه باشد یا صفوف ملت را بشکند، دیگر نقد نیست، بازی در زمین دشمن است. و وعده دادند که «با حفظ این جهات، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد». این یک منشور کامل برای کنشگری سیاسی در تراز انقلاب اسلامی است.

سؤال: هشدار مستقیم حضرت آقا به دشمن را چطور تحلیل می‌کنید؟

وقتی ولی امر مسلمین می‌فرمایند «بداند که ملت عزیز ایران و جبهه مقاومت، درس‌های فراموش‌نشدنی برای او دارد»، یعنی پشت این جمله یک اراده قطعی و یک قدرت واقعی ایستاده است. اولاً این جمله نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در موضع انفعال نیست، کنشگر است. ثانیاً جبهه مقاومت را در امتداد ملت ایران قرار می‌دهد، یعنی یک عمق راهبردی عظیم. ثالثاً اشاره به «رشادت‌های رزمندگان اسلام و غیرت مردمان شجاع خطه جنوب» نشان می‌دهد این قدرت، میدانی و بالفعل است، نه روی کاغذ. دشمنی که این پیام را می‌شنود، باید در محاسبات خود تجدید نظر کند.

سؤال: جمع‌بندی شما از این پیام چیست؟

این پیام یک منظومه کامل از هدایت‌گری بود. حضرت آقا در این پیام سه کار بزرگ را همزمان انجام دادند. اول، تکریم و تبدیل حماسه ملت به یک سرمایه راهبردی ماندگار. دوم، افشای قطعی ماهیت دشمن و صدور حکم بی‌اعتباری مطلق آمریکا. سوم، فراخوان ملی به وحدت و اتحاد مقدس.
اما وعده پایانی پیام، وعده یک رهبر الهی به ملتش است: «هرگاه ما این مراقبت‌ها را به طور کامل مراعات نماییم، او به ناچار رو به هزیمت خواهد گزارد». این جمله یعنی سرنوشت این نبرد در دستان خود ماست. اگر وحدت را حفظ کنیم، اگر انسجام ملی را پاس بداریم، شکست دشمن حتمی است. این یک تحلیل نیست، یک نوید برآمده از وعده الهی و تجربه تاریخی این ملت است. وظیفه امروز ما تبعیت از این نقشه راه و صیانت از این وحدت مقدس است.