چرا رسانه‌های آمریکا از قدرت بازدارندگی ایران می‌هراسند؟
چرا رسانه‌های آمریکا از قدرت بازدارندگی ایران می‌هراسند؟
ساعاتی پس از آنکه رسانه‌های آمریکایی از دستور ترامپ برای «شدیدترین حملات هوایی به تأسیسات انرژی ایران» در آخر هفته خبر دادند، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود از لغو این حملات خبر داد. این چرخشِ ناگهانی، روایتی آشنا را در اذهان زنده کرد؛ روایتی که در آن، «تهدیدِ رسانه‌ای» و «لغوِ لحظه‌آخر»، نه یک تناقض، که دو رویِ یک سکه‌ی راهبردی هستند. در شرایطی که فشارهای سیاسی، نظامی و امنیتیِ واشنگتن به نتیجه‌ی مطلوب نرسیده، تشدیدِ جنگِ روایت‌ها و عملیاتِ روانی، حاکی از یک واقعیتِ کلیدی است: دشمن، از قدرت بازدارندگیِ جمهوری اسلامی ایران، و هزینه‌هایِ گزافِ هرگونه رویاروییِ مستقیم، به شدت هراسان است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، همزمانیِ انتشار اخبارِ تهدیدآمیز در رسانه‌هایِ شاخصِ آمریکایی مانند وال‌استریت ژورنال، CNN و CBS، یک روایتِ هماهنگ را شکل داده است؛ روایتی که در آن، «حمله‌ای قریب‌الوقوع» با هدف «وادار کردن ایران به تسلیم» و «بازگشت به میز مذاکره» ترسیم می‌شود. اما این روایت، در عمل، با «لغوِ ناگهانیِ حمله» توسط خودِ ترامپ در هم می‌شکند. این تناقضِ آشکار، نشان می‌دهد که با یک «جنگ محاسباتی» و «عملیات روانیِ» تمام‌عرضه روبه‌رو هستیم؛ جنگی که در آن، رسانه‌ها به جایِ ابزارِ اطلاع‌رسانی، به «سلاحی» برایِ ایجادِ اضطراب، تضعیفِ انسجامِ اجتماعی و تغییرِ محاسباتِ طرفِ مقابل تبدیل شده‌اند.

رسانه‌های آمریکا؛ از «تشنگی برای جنگ» تا «ترس از هزینه‌ها»

بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، ترامپ به مشاوران نظامی خود دستور داده بود تا برای یک حمله‌ی گسترده علیه ایران، که می‌توانست «چندین روز» به طول انجامد، برنامه‌ریزی کنند. هم‌زمان، CBS از برنامه‌ریزیِ مشترکِ آمریکا و اسرائیل برای «بمبارانِ شدیدِ تأسیساتِ انرژی ایران» از جمله نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها خبر داد. این حجم از اطلاعاتِ دقیق و هماهنگ، که با فاصله‌ای کوتاه از سوی رسانه‌هایِ مختلف منتشر می‌شوند، به‌ندرت یک «نشتِ خبریِ» تصادفی است. این، الگویی آشنا از «عملیاتِ روانیِ از پیش طراحی‌شده» است؛ الگویی که در آن، با بزرگ‌نماییِ توانِ دشمن و القایِ «قطعیتِ حمله»، سعی در ایجادِ فشارِ روانی بر جامعه‌ی هدف و تغییرِ رفتارِ راهبردیِ آن دارند.

نکته‌ی جالب توجه، اذعانِ خودِ این رسانه‌ها به «تردیدِ راهبردی» در میانِ مشاورانِ نظامیِ ترامپ است. وال‌استریت ژورنال گزارش داده که مشاورانِ نظامیِ ترامپ نسبت به این حملات «ابراز نگرانیِ جدی» کرده‌اند. در سوی دیگر، تحلیلگرانِ CNN نیز از نگرانیِ متحدانِ ترامپ نسبت به «تسخیرِ شدنِ ریاست‌جمهوریِ او توسطِ جنگِ ایران» و تأثیرِ آن بر انتخاباتِ میان‌دوره‌ای سخن گفته‌اند. این بدان معناست که حتی در داخلِ ساختارِ قدرتِ آمریکا، محاسبه‌ی «هزینه – فایده»یِ یک رویاروییِ گسترده با ایران، به یک «بحرانِ باور» تبدیل شده است؛ بحرانی که ریشه در قدرتِ بازدارندگیِ جمهوری اسلامی و هزینه‌هایِ سرسام‌آورِ یک جنگِ فرسایشی در منطقه دارد.

نگاهِ تهران؛ «هر تهدیدی واقعی است، اما هرگز غافلگیر نخواهیم شد»

در سویِ دیگرِ میدان، موضعِ مقاماتِ ارشدِ جمهوری اسلامی، تصویری از «هوشیاریِ فعال» را به نمایش می‌گذارد. سردار ابن‌الرضا، سرپرستِ وزارت دفاع، با اشاره به اینکه «اظهاراتِ اخیرِ دشمن، هرچند در بسترِ عملیاتِ روانی و جنگِ محاسباتی مطرح می‌شود، اما از نگاهِ ما هر تهدیدی، یک تهدیدِ واقعی و قابل‌اعتناست», به وضوح خطِ قرمزِ خود را ترسیم کرده است: «نه غافلگیر می‌شویم و نه منفعل؛ تهدید را مبنایِ افزایشِ آمادگی، تقویتِ بازدارندگی و ارتقایِ قدرتِ خود قرار می‌دهیم».

این نگاه، دو پیامِ کلیدی را به واشنگتن مخابره می‌کند: نخست، اینکه ایران تهدیدات را «نادیده» نمی‌گیرد و با «محاسباتِ دقیق»، آمادگیِ خود را ارتقا می‌دهد؛ و دوم، اینکه هرگونه اقدامِ خصمانه، با «پاسخی متناسب و پشیمان‌کننده» مواجه خواهد شد. این موضع، در تضادِ کامل با هدفِ اصلیِ عملیاتِ روانیِ دشمن—یعنی «ایجادِ تردید و تضعیفِ اراده»—قرار دارد و خود، به یک «عملیاتِ روانیِ مؤثر» برایِ تقویتِ انسجامِ ملی و روحیه‌ی مقاومت تبدیل می‌شود.

بازدارندگیِ فعال؛ سرمایه‌ای که دشمن از آن می‌هراسد

آنچه صحنه‌ی کنونی را از دوره‌هایِ پیشینِ رویارویی متمایز می‌کند، «بازدارندگیِ فعالِ» جمهوری اسلامی است. درگیری‌هایِ ۴۰ روزه، حملاتِ متقابلِ موشکی و پهپادیِ گسترده، و تثبیتِ مدیریتِ ایران بر تنگه‌ی هرمز، معادلاتِ منطقه را به گونه‌ای تغییر داده است که هرگونه محاسبه‌ی نظامیِ جدید، با «هزینه‌هایی» همراه است که واشنگتن را به تردید واداشته است.

۱. فرسایشِ توانِ نظامیِ آمریکا: گزارش‌ها از کاهشِ چشمگیرِ ذخایرِ موشک‌هایِ پاتریوت و افزایشِ هزینه‌هایِ سرسام‌آورِ جنگ، نشان می‌دهد که پنتاگون در یک «جنگِ فرسایشی» با ایران، به سرعتِ توانِ خود را تحلیل می‌برد.
۲. آسیب‌پذیریِ متحدانِ منطقه‌ای: وال‌استریت ژورنال گزارش داده که متحدانِ عربیِ ترامپ، از «فقدانِ راهبردِ روشنِ آمریکا» و «قرار گرفتنِ خود در معرضِ حملاتِ مستقیمِ ایران» به شدت ناراضی هستند.
۳. شکافِ سیاسیِ داخلی در آمریکا: نگرانیِ جمهوری‌خواهان از تأثیرِ جنگ بر انتخاباتِ میان‌دوره‌ای، به یک عاملِ بازدارنده‌ی داخلیِ جدی در برابرِ هرگونه ماجراجوییِ نظامیِ جدید تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، جنگِ روانی و رسانه‌ای، به آخرین پناهگاهِ کسانی تبدیل می‌شود که در میدانِ واقعی، گزینه‌هایِ مؤثری برایِ پیشبردِ اهدافِ خود در اختیار ندارند.


جمع‌بندی؛ جنگِ روایت‌ها، دلیلِ ناتوانیِ در میدان است

عملیاتِ روانیِ اخیرِ رسانه‌هایِ آمریکایی، فارغ از آنکه یک «سناریویِ واقعی» یا یک «بازیِ تاکتیکی» باشد، در هر دو صورت، نشان از یک واقعیتِ راهبردی دارد: جمهوری اسلامی ایران، با اتکا به قدرتِ نظامی، بازدارندگیِ هوشمند و انسجامِ ملی، معادلاتِ منطقه را به گونه‌ای تغییر داده است که گزینه‌ی «تهدید و فشار»، برایِ واشنگتن، به یک «ابزارِ پرهزینه و بی‌نتیجه» تبدیل شده است. تشدیدِ جنگِ روایت‌ها، نه از سرِ قدرت، که از سرِ «استیصال» و «ناتوانیِ در تغییرِ واقعیت‌هایِ میدان» است. همان‌گونه که سرپرستِ وزارتِ دفاع تأکید کرد، ایران «نه غافلگیر می‌شود و نه منفعل». درسِ بزرگِ این روزها، برای ملتِ ایران، این است که در برابرِ این حجم از فضاسازی، «آرامش»، «هوشیاری» و «اعتماد به توانِ ملی»، مهم‌ترین سرمایه‌ها برایِ عبور از پیچیده‌ترینِ شرایط هستند.