وقتی بازدارندگی ایران معادلات واشنگتن را تغییر می‌دهد
وقتی بازدارندگی ایران معادلات واشنگتن را تغییر می‌دهد
آنچه در روزهای اخیر در غرب آسیا در جریان است، دیگر یک رویاروییِ صرفِ نظامی نیست؛ این، نمایشِ تمام‌عرضه‌ی «فرسایش راهبرد آمریکا» در برابر «بازدارندگیِ هوشمندِ ایران» است. از وابستگیِ روزافزونِ جنگنده‌های آمریکایی به زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی تا مذاکره‌ی مستقیمِ چین با حوثی‌های یمن برای تأمین امنیتِ نفتکش‌های خود، و از نارضایتیِ آشکارِ ترامپ از بن‌بستِ جنگ تا هشدارِ مقاماتِ ارشدِ نظامیِ آمریکا درباره‌ی تحلیل‌رفتنِ ذخایرِ تسلیحاتی، همگی نشانه‌هایی از یک تغییرِ راهبردیِ عمیق هستند. بازدارندگیِ ایران، نه در میدانِ نبردِ مستقیم، که در تغییرِ موازنه‌ی «هزینه - فایده» برای واشنگتن، خود را به‌عنوانِ یک واقعیتِ غیرقابل‌انکار تثبیت کرده است.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، مجموعه‌ای از گزارش‌ها و تحلیل‌هایِ منتشرشده در رسانه‌هایِ غربی، تصویری از افزایشِ هزینه‌هایِ تقابل با ایران و پیچیده‌تر شدنِ محاسباتِ آمریکا ارائه می‌دهند. این تحولات، اگرچه هنوز به‌صورتِ رسمی از سویِ واشنگتن تأیید نشده‌اند، اما در کنارِ یکدیگر، نشان از فرسایشِ تدریجیِ راهبردِ نظامیِ آمریکا در غربِ آسیا دارند.

وابستگیِ راهبردی به زیرساخت‌های اسرائیل؛ نشانه‌ای از آسیب‌پذیری

«ویل شرایور»، تحلیل‌گرِ ژئوپلیتیک، در تحلیلی که در نشریه‌ی «معنا در تاریخ» منتشر شده، به یکی از مهم‌ترین نقاطِ ضعفِ راهبردِ نظامیِ آمریکا اشاره کرده است. به باورِ او، آمریکا برای اجرایِ حملاتِ خود بیش از گذشته به زیرساخت‌هایِ رژیمِ صهیونیستی متکی شده است؛ زیرا استقرارِ گسترده‌ی جنگنده‌ها در برخی پایگاه‌هایِ منطقه‌ای، با توجه به توانِ موشکی و پهپادیِ ایران، با مخاطراتِ بیشتری همراه شده است.

شرایور با اشاره به درس‌هایِ جنگِ ۱۲ روزه، تأکید کرده است که «نه خودِ اسرائیل و نه پایگاه‌هایِ آمریکا را نمی‌توان در برابرِ موشک‌هایِ بالستیکِ ایران دفاع کرد؛ حتی پهپادهایِ ارزان‌قیمتِ ایران نیز قادر به فرسایشِ سامانه‌هایِ دفاعیِ آمریکا و اسرائیل هستند». این تحلیل، نشان می‌دهد که توانِ بازدارندگیِ ایران به یکی از مؤلفه‌هایِ اصلیِ محاسباتِ نظامیِ آمریکا تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که حتی استفاده از زیرساخت‌هایِ یک متحدِ راهبردی نیز نمی‌تواند امنیتِ عملیاتِ نظامیِ آمریکا را تضمین کند.

مذاکره‌ی مستقیم چین با حوثی‌ها؛ شکاف در ائتلافِ غرب

گزارشِ رویترز درباره‌ی مذاکراتِ مستقیمِ چین با انصاراللهِ یمن برای تأمینِ امنیتِ نفتکش‌هایِ چینی در دریایِ سرخ، از شکل‌گیریِ واقعیتیِ جدید در منطقه حکایت دارد. بر اساسِ این گزارش، چین که یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگانِ نفت از عربستان است، برای حفظِ منافعِ خود، ناچار به گفت‌وگو با بازیگرانی شده است که پیش‌تر در انحصارِ نفوذِ غرب تصور می‌شدند.

این اقدام، نشان می‌دهد که امنیتِ مسیرهایِ انرژی دیگر صرفاً با حضورِ ناوگان‌هایِ غربی تضمین نمی‌شود و موازنه‌ی قدرت در منطقه واردِ مرحله‌ایِ تازه شده است. پکن با این ابتکار، عملاً به رسمیتِ شناختنِ نقشِ حوثی‌ها به‌عنوانِ یک بازیگرِ مؤثرِ منطقه‌ای را به نمایش گذاشته و شکافی در ائتلافِ غرب علیهِ ایران ایجاد کرده است.

نارضایتیِ ترامپ و اختلافِ راهبردی در کاخ سفید

گزارشِ شبکه‌ی NBC از نارضایتیِ دونالد ترامپ نسبت به روندِ جنگ و اختلافِ دیدگاه در داخلِ دولتِ آمریکا، پرده‌ی دیگری از پیچیدگیِ شرایط را آشکار می‌کند. بر اساسِ این گزارش، ترامپ که انتظارِ پایانِ سریعِ جنگ را داشته، اکنون از «بی‌نتیجه‌ماندنِ حملات» و «نداشتنِ راهبردِ روشن» به شدت خشمگین است.

یک مقامِ ارشدِ آمریکایی به NBC گفته است که «پس از این همه مدت، هیچ اجماعی وجود ندارد» و دولت در تعیینِ اولویت‌هایِ خود – چه مهارِ برنامه‌ی هسته‌ایِ ایران، چه تأمینِ امنیتِ تنگه‌ی هرمز، و چه تضعیفِ توانِ موشکی و پهپادیِ تهران – به بن‌بست رسیده است. این اختلاف‌نظرها، نشان از عمقِ بحرانِ راهبردی در تیمِ امنیتیِ کاخِ سفید دارد و حاکی از آن است که حتیِ یک پیروزیِ تاکتیکی نیز نمی‌تواند شکستِ راهبردیِ ناشی از نبودِ چشم‌اندازِ روشن را جبران کند.

هزینه‌هایِ سرسام‌آورِ جنگ؛ فرسایشِ ذخایرِ تسلیحاتیِ آمریکا

بر اساسِ برآوردهایِ مؤسسه‌ی «مرکزِ مطالعاتِ راهبردی و بین‌المللی» (CSIS)، آمریکا تاکنون دست‌کم ۳۸ میلیارد دلار در جنگ با ایران هزینه کرده است. در این مدت، بیش از ۱۰۰۰ موشکِ «تاماهاک» و ۱۱۰۰ موشکِ «جَسِم» (با قیمتِ ۲.۶ میلیون دلار در هر موشک) به کار گرفته شده که به‌ترتیب، یک‌سوم و یک‌چهارمِ کلِ ذخایرِ این موشک‌ها را تشکیل می‌دهد. هر موشکِ تاماهاک تا ۳.۶ میلیون دلار هزینه دارد و جایگزینیِ آنها تا سال ۲۰۳۱ ممکن نیست.

در کنارِ این، بیش از ۱۰۰۰ فروند موشکِ پدافندیِ «پاتریوت» – که نیمی از کلِ ذخایرِ آمریکا را تشکیل می‌دهد – مصرف شده است. این آمار، نشان‌دهنده‌ی فرسایشِ جدیِ توانِ نظامیِ آمریکا در منطقه است و نگرانی‌هایی را درباره‌ی تواناییِ واشنگتن برای دفاع از پایگاه‌هایِ خود در خلیج‌فارس ایجاد کرده است. همان‌گونه که گاردین در تحلیلی نوشته، «تعجّب‌آور است که آمریکا اجازه داده است مهماتِ کلیدیِ خود با این سرعت تحلیل رود».


جمع‌بندی: تغییرِ موازنه‌ی «هزینه – فایده»؛ پیروزیِ بازدارندگیِ ایران

از منظرِ راهبردی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تغییرِ موازنه‌ی «هزینه و فایده» برای آمریکا است. زمانی که یک قدرتِ نظامی ناچار شود پیش از هر اقدام، پیامدهایِ اقتصادی، امنیتی و سیاسیِ آن را در چند جبهه‌ی مختلف محاسبه کند، به این معناست که بازدارندگیِ طرفِ مقابل اثرِ خود را گذاشته است.

مجموعه‌ی گزارش‌هایِ منتشرشده در رسانه‌هایِ غربی – از هشدارهایِ شرایور درباره‌ی آسیب‌پذیریِ پایگاه‌هایِ آمریکا تا مذاکره‌ی مستقیمِ چین با حوثی‌ها و از نارضایتیِ ترامپ از بن‌بستِ جنگ تا هشدار درباره‌ی تحلیل‌رفتنِ ذخایرِ تسلیحاتی – همگی نشان می‌دهند که ایران در سال‌هایِ اخیر توانسته است جایگاهِ خود را در معادلاتِ امنیتیِ منطقه به‌گونه‌ای تثبیت کند که هر تصمیمِ نظامی علیه آن، برای واشنگتن با پرسش‌ها و تردیدهایِ جدی همراه باشد. قدرت در جهانِ امروز، فقط با تعدادِ جنگنده‌ها و ناوهایِ هواپیمابر سنجیده نمی‌شود؛ توانِ تحمیلِ هزینه، تغییرِ محاسباتِ دشمن و ایجادِ بازدارندگیِ مؤثر، بخشِ مهمی از قدرتِ ملی است.