پیام رهبر انقلاب؛ پایان توهم «نجات از مسیر مذاکره»
پیام رهبر انقلاب؛ پایان توهم «نجات از مسیر مذاکره»

  وقتی تجربه برجام و مقاومت، دو راه متفاوت پیش روی سیاست خارجی ایران را آشکار می‌کند پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران» را نمی‌توان صرفاً متنی در رثای یک شهید دانست. این پیام در شرایطی منتشر شد که بار دیگر زمزمه‌هایی درباره ازسرگیری مذاکرات میان ایران و […]

 

وقتی تجربه برجام و مقاومت، دو راه متفاوت پیش روی سیاست خارجی ایران را آشکار می‌کند

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران» را نمی‌توان صرفاً متنی در رثای یک شهید دانست. این پیام در شرایطی منتشر شد که بار دیگر زمزمه‌هایی درباره ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است. از همین رو، این پیام را می‌توان از زاویه‌ای دیگر نیز خواند؛ به عنوان تأکیدی بر این گزاره که امنیت، عزت و پیشرفت ایران، بیش از آنکه محصول امتیازگیری از دشمن باشد، بر قدرت ملی، مقاومت و انسجام داخلی استوار است.

در یک دهه گذشته، یکی از جدی‌ترین اختلاف‌نظرها در عرصه سیاست داخلی، درباره جایگاه مذاکره با آمریکا بوده است. برخی جریان‌های سیاسی، به ویژه طیفی از نیروهای اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا، مذاکره را مهم‌ترین مسیر حل مشکلات اقتصادی و کاهش فشارهای خارجی دانسته‌اند. در مقابل، منتقدان این رویکرد معتقد بوده‌اند که تجربه عملی نشان داده است اتکای بیش از اندازه به مذاکرات، نه تنها تضمینی برای رفع مشکلات ایجاد نکرده، بلکه در مواردی موجب معطل ماندن ظرفیت‌های داخلی نیز شده است.

برجام، مهم‌ترین نمونه این تجربه است. این توافق با امیدهای فراوانی در حوزه اقتصاد، سرمایه‌گذاری خارجی، مبادلات بانکی و رفع تحریم‌ها همراه شد، اما در ادامه با خروج دولت آمریکا از توافق و بازگشت تحریم‌ها، بسیاری از آن انتظارات محقق نشد. از همین رو، منتقدان از برجام با عنوان توافقی یاد می‌کنند که نتوانست به اهداف مورد انتظار خود دست یابد و معتقدند تجربه آن نشان می‌دهد که گره زدن آینده کشور به نتایج مذاکرات، با مخاطرات جدی همراه است.

در چنین فضایی، پیام رهبر انقلاب حامل یک نکته مهم است؛ اینکه اقتدار جمهوری اسلامی از میدان مقاومت و پشتوانه مردمی آن سرچشمه می‌گیرد، نه از تضمین‌های قدرت‌های خارجی. هنگامی که رهبر انقلاب از حضور میلیونی مردم، استمرار راه شهید و ایستادگی در برابر دشمن سخن می‌گویند، در واقع الگویی متفاوت از اداره کشور را ترسیم می‌کنند؛ الگویی که نقطه اتکای آن، ظرفیت‌های درونی و اراده ملی است، نه انتظار برای تغییر رفتار طرف مقابل.

این پیام همچنین یک هشدار سیاسی در دل خود دارد. دشمنی که به تعبیر پیام، دست خود را به خون شهیدان آلوده کرده است، همزمان همان طرفی است که برخی نسخه حل مسائل کشور را در مذاکره با او جست‌وجو می‌کنند. این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا می‌توان امنیت، استقلال و منافع ملی را بر پایه اعتماد به طرفی بنا کرد که سابقه بدعهدی و خروج از توافقات را در کارنامه خود دارد؟

البته این بدان معنا نیست که دیپلماسی جایگاهی در سیاست خارجی ندارد. مذاکره، هنگامی که از موضع اقتدار، با حفظ خطوط قرمز و بدون وابسته کردن اقتصاد کشور به نتایج آن دنبال شود، یکی از ابزارهای سیاست خارجی است؛ اما تبدیل مذاکره به راهبرد اصلی حل همه مشکلات، تجربه‌ای است که طی سال‌های گذشته با نقدهای جدی روبه‌رو شده است.

پیام رهبر انقلاب را از این منظر می‌توان دعوتی به بازخوانی همین تجربه دانست؛ تجربه‌ای که به جای امید بستن به وعده‌های قدرت‌های خارجی، بر تقویت اقتدار ملی، انسجام داخلی، اعتماد به ظرفیت‌های کشور و حفظ روحیه مقاومت تأکید می‌کند. شاید مهم‌ترین پیام این بیانیه آن باشد که آینده ایران، بیش از آنکه پشت میز مذاکره ساخته شود، در میدان وحدت ملی، پیشرفت درون‌زا و حفظ عزت و استقلال رقم خواهد خورد.