نبرد استقلال و ابرقدرتی
نبرد استقلال و ابرقدرتی
تیرماه ۱۳۶۷، آخرین ماهِ جنگِ تحمیلی. آمریکا با ناوگانِ عظیمِ خود، در خلیج فارس مستقر شد و با سرنگونیِ هواپیمای مسافربریِ ایران، اوجِ جنایتِ خود را به نمایش گذاشت. محسن رضایی، فرماندهٔ وقتِ سپاه، در نامه‌ای مشهور، به صراحت اعلام کرد که ایران «توانِ مقابله با آمریکا در خلیج فارس را ندارد». ۳۷ سال بعد، دقیقاً در همان نقطه، اما در تیرماه ۱۴۰۵، آمریکا با تکنولوژیِ بسیار پیشرفته‌تر، در باز کردنِ یک تنگهٔ ۳۰ کیلومتری، ناتوان مانده است. این، روایتِ دگردیسیِ یک قدرت است؛ از «ناتوانی در خلیج فارس» تا «قدرت جنگ در وسعتِ غرب آسیا».

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی(عج)، در تیرماه ۱۴۰۵، خلیج فارس، بار دیگر به کانونِ تقابلِ ایران و آمریکا تبدیل شده است. اما این بار، معادله، نه تنها به سودِ ایران تغییر کرده، که ابعادی تازه و هولناک برای دشمن، یافته است. از «قطعنامه ۵۹۸» تا «جنگ هرمز»، مسیری پیموده شده که در آن، «استقلال» و «ابرقدرتی»، در هم تنیده شده‌اند و ایران، امروز، «گلوی آمریکا را در تنگه» گرفته است.

۱. تیرماه ۶۷؛ اوجِ ناتوانی و جنایتِ آمریکا

نامهٔ مشهورِ محسن رضایی، فرماندهٔ وقتِ سپاه پاسداران، به امام خمینی(ره)، یکی از اسنادِ کلیدیِ تاریخِ دفاعِ مقدس است. او در این نامه، به صراحت اعلام کرد که «ایران طی این ۸ سال در مرزهای خاکی با عراق جنگیده است و حالا خطِ جنگ به اندازهٔ مرزهای آبی، صدها کیلومتر افزایش یافته و آمریکا رسماً به جنگ با ما پیوسته و ما توانِ مقابله با آمریکایی‌ها در خلیج‌فارس را نداریم».

درگیری در تیرماه ۱۳۶۷ به اوج خود رسید و آمریکایی‌ها، در ۱۲ تیرماه، با سرنگونیِ هواپیمای مسافربریِ ایران (پرواز ۶۵۵)، اوجِ جنایت و وحشی‌گریِ خود را به نمایش گذاشتند. نهایتاً، قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد و جنگ، با همهٔ تلخی‌هایش، به پایان رسید. در آن مقطع، ایران، به‌واقع، توانِ رویاروییِ مستقیم با قدرتِ دریاییِ آمریکا را نداشت.

۲. تیرماه ۱۴۰۵؛ بن‌بستِ آمریکا در یک تنگهٔ ۳۰ کیلومتری

۳۷ سال بعد، در تیرماه ۱۴۰۵، دوباره درگیری در همان نقطه به اوج رسیده است. اما این بار، معادله، به‌کلی تغییر کرده است. آمریکا، با تکنولوژیِ جنگیِ بسیار قدرتمندتر نسبت به آن دوران، در باز کردنِ یک تنگهٔ ۳۰ کیلومتری و عبور دادنِ حتی یک کشتی، ناتوان است. کار به جایی رسیده است که دیشب، هوافضایِ قهرمانِ ایران، «عقبهٔ ارتش آمریکا را در اردن و سوریه» هدف قرار داد.

این، یعنی «دگردیسیِ عمیقِ قدرت» در جمهوری اسلامی. ایرانِ امروز، نه تنها در خلیج فارس، بلکه در «وسعتِ غرب آسیا» قدرتِ جنگ دارد. این، برای دشمن، «هولناک» است. رهبری معظم نیز در پیام اخیر خود، بر «رشادت‌های رزمندگان اسلام و غیرتِ مردمِ شجاعِ خطّهٔ جنوب» تأکید کردند و این را نمادِ «قدرتِ پاسخ‌دهیِ ایران» دانستند.

۳. از «ناتوانی» تا «گلوی آمریکا در تنگه»

ما گلوی آمریکا را در تنگه گرفته‌ایم. این نبرد، نبرد آینده است؛ هم آیندهٔ ما، هم آیندهٔ منطقه و هم آیندهٔ آمریکا. جنگ هرمز، جنگ «استقلال» و «ابرقدرتی» است. ایران، امروز، با اتکا به «توانِ درون‌زا»، «جغرافیایِ راهبردی» و «ایمانِ رزمندگان»، به نقطه‌ای رسیده است که می‌تواند «ارادهٔ خود را بر دشمن تحمیل کند».

آمریکا، این بار، همهٔ نیرویش – و هم‌پیمانانش را به میدان خواهد آورد؛ از جمله نیروهای داخلی‌اش؛ تروریست‌ها و تجزیه‌طلبان و پیاده‌نظام رسانه‌ای. اما تاریخ، گواهی می‌دهد که «ملتِ ایران»، در برابرِ «همهٔ نیروهای دشمن»، هرگز تسلیم نشده است. از «قطعنامه ۵۹۸» تا «جنگ هرمز»، این «استقلال» و «عزت» بوده که مسیرِ تاریخ را تعیین کرده است.


جمع‌بندی؛ نبردِ استقلال در برابرِ ابرقدرت

جنگ هرمز، فقط یک درگیریِ نظامی نیست؛ «نبردِ استقلال» یک ملت در برابرِ «ابرقدرتی» است که نمی‌تواند «حرفِ اولِ آخر» را بپذیرد. ایرانِ امروز، با قدرتِ مثال‌زدنیِ خود، به دشمن فهمانده است که «تنگهٔ هرمز»، نه تنها یک آبراه، که «گلوگاهِ اراده‌ی یک ملت» است و هر کسی که بخواهد از این اراده عبور کند، با «همهٔ قدرتِ ایران» مواجه خواهد شد. این، همان «تغییرِ راهبردی» است که دشمن، ناگزیر به درکِ آن است.