پانزده روز میهمان آفتاب
پانزده روز میهمان آفتاب
احمدرضا احدی آبان ۱۳۴۵ در اهواز به دنیا آمد. پدرش درجه‌دار ارتش بود. با شروع جنگ، خانواده به ملایر مهاجرت کرد و او تحصیل را در دبیرستان دکتر شریعتی ادامه داد. سال ۶۳ دیپلم گرفت و سال بعد، در کنکور سراسری با استفاده از سهمیه رزمندگان، رتبه نخست کشوری را در همه رشته‌های انتخابی به دست آورد و در پزشکی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد.

شهید احمدرضا احدی

احمدرضا احدی آبان ۱۳۴۵ در اهواز به دنیا آمد. پدرش درجه‌دار ارتش بود. با شروع جنگ، خانواده به ملایر مهاجرت کرد و او تحصیل را در دبیرستان دکتر شریعتی ادامه داد. سال ۶۳ دیپلم گرفت و سال بعد، در کنکور سراسری با استفاده از سهمیه رزمندگان، رتبه نخست کشوری را در همه رشته‌های انتخابی به دست آورد و در پزشکی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد .

 

اما مسیرش را متفاوت طی کرد. اولین بار سال دوم دبیرستان، سال ۱۳۶۱، به جبهه رفت. عملیات رمضان بود. همان‌جا مجروح شد. در یادداشت‌هایش نوشت که شکوه ایمان بچه‌های بسیجی و شهادت یکی از همرزمانش به نام محمد روستایی، مسیر زندگی‌اش را عوض کرد .

 

از آن روز تا اسفند ۶۵، دوازده بار به جبهه رفت. در همه عملیات‌ها از نفرات فعال و ویژه گردان‌ها بود. کمتر کسی می‌دانست که این پسر، نفر اول کنکور است. خودش هم نمی‌گفت. یک بار گفته بود: «جان من با کارگری که در خیابان کار می‌کند چه فرقی دارد؟» یادداشت‌هایش بعدها در کتابی به نام «حرمان هور» در۹۳ قطعه منتشر شد که جاهایی حتی برای بیان احساساتش از فرمول‌های ریاضی استفاده کرده بود .

 

وصیت‌نامه‌اش چند خط بیشتر نبود: «فقط، نگذارید حرف امام به زمین بماند همین. حدود یک ماه روزه قرض دارم تا برایم بگیرید و برایم از همگی حلالیت بخواهید.»

 

احمدرضا احدی شب دوازدهم اسفند ۱۳۶۵، در عملیات کربلای ۵، در درگیری با کمین‌های دشمن بعثی به شهادت رسید. پیکرش پانزده روز در منطقه ماند و سرانجام در آرامگاه عاشورای ملایر به خاک سپرده شد .بنیاد ملی نخبگان، یکی از جوایز تحصیلی خود را به نام او ثبت کرده است