در بازه زمانی ۲۶ اردیبهشت تا ۲ خرداد ۱۴۰۵، رصد گفتمان انرژی در شبکههای اجتماعی کشور نشان میدهد سیاست «صرفهجویی» در حالی با حجم بالای بازنمایی رسانهای مواجه بوده که در لایههای زیرین، نشانههای فزایندهای از فرسایش اعتماد و شکاف ادراکی در افکار عمومی قابل مشاهده است.
بر اساس دادههای تجمیعی، پلتفرمهای بومی شامل ایتا، بله و روبیکا با ۲۱۴.۹ میلیون بازدید، معادل ۸۳.۷ درصد از کل ۲۳۸ میلیون بازدید، میدان اصلی گردش روایت رسمی را در اختیار داشتهاند. در این فضا، بخش غالب محتواها حول «ضرورت صرفهجویی ملی» و ادبیات موسوم به «جهاد صرفهجویی» شکل گرفته و در مجموع حدود ۶۵ درصد از تعاملات، با این روایت همراستا بوده است. این گفتمان عمدتاً در قالب هشتگهای #همراهی_ملی و #جهاد_صرفه_جویی تثبیت شده و تلاش کرده مدیریت مصرف را از سطح سیاست اقتصادی به سطح یک تکلیف ملی و راهبردی ارتقا دهد.
با این حال، ترکیب محتوایی نشان میدهد این همگرایی ظاهری، ساختاری چندپاره دارد. در سکوهای داخلی، ۴۰ درصد از محتواها بر پیوند واژگانی «صرفهجویی» با مفاهیمی نظیر «جهاد»، «سلاح مقاومت» و «ضرورت ملی» استوار بوده است. ۲۵ درصد دیگر به اطلاعرسانی فنی درباره سهمیه سوخت، سازوکار تخفیف تعرفه برق و وضعیت زیرساخت نیروگاهی اختصاص داشته و ۸ درصد نیز شامل بازنشر آمرانه پیامدهای عدم مشارکت توسط نهادهای رسمی بوده است.
در مقابل، سکوهای خارجی سهم ۱۸ درصدی را به نقد مستقیم اختصاص دادهاند؛ نقدهایی که عمدتاً بر «عدم پیشگامی مسئولان در مصرف» متمرکز است. همچنین ۵ درصد از محتواها در این سکوها ماهیت طنز و تمسخر نسبت به توصیههای صرفهجویی داشتهاند؛ نشانهای از فرسایش اعتبار پیام در لایههای انتقادی افکار عمومی. در کنار اینها، ایتا نیز با سهم ۴ درصدی، عمدتاً به بازتاب طرحهای تشویقی از جمله «۱۰ درصد کاهش مصرف معادل ۳۰ درصد تخفیف» پرداخته است.
در سطح کلانتر، ۱۲ درصد از مخاطبان در سکوهای خارجی با این گفتمان همراهی نشان دادهاند؛ رقمی که اگرچه محدود است، اما بهعنوان «هسته بالقوه» برای توسعه روایت رسمی در فضاهای باز قابل ارزیابی است. در همین حال، شکاف میان ۹۲ کامنت ثبتشده و میلیونها بازدید، نه صرفاً نشانه انفعال، بلکه بیانگر وجود اکثریت خاموشی است که هنوز در موقعیت تقابل قرار نگرفتهاند و قابلیت فعالسازی ارتباطی دارند.
تحلیل محتوایی لایههای انتقادی نشان میدهد مسئله اصلی در افکار عمومی، نه اصل ضرورت صرفهجویی، بلکه مسئله «عدالت در توزیع فشار مصرف» است. در این چارچوب، ۴۵ درصد از محتوای تلگرام و ۳۲ درصد از محتوای ایکس بر همین «نگاه دوگانه» تمرکز داشتهاند؛ نگاهی که سیاست صرفهجویی را در پیوند با رفتار مصرفی دستگاههای اجرایی و نهادهای رسمی مورد قضاوت قرار میدهد. این الگو نشان میدهد که منازعه اصلی از سطح سیاست به سطح «ادراک عدالت» منتقل شده است.
در همین زمینه، دو روایت فرعی نیز بهعنوان سیگنالهای قابل توجه شناسایی شدهاند: «صادرات برق» و «مصرف بیرویه کاروانهای شبانه». این دو موضوع اگرچه هنوز در سطح بحران تثبیت نشدهاند، اما ظرفیت تبدیل شدن به محورهای بحران گفتمانی را دارند و در صورت تداوم، میتوانند دامنه انتقادات را گسترش دهند.
از سوی دیگر، پیام تشویقی «۱۰ درصد صرفهجویی معادل ۳۰ درصد تخفیف» در سکوهای داخلی عمدتاً بدون مقاومت و با بازتولید گسترده مواجه شده است. در مقابل، همین پیام در سکوهای خارجی با واکنشهای منفی، طنز و بیاعتباری روایی روبهرو شده و عملاً کارکرد اقناعی خود را در آن فضا از دست داده است. این دوگانگی نشان میدهد که مسئله نه در طراحی پیام، بلکه در «سطح اعتماد به منبع پیام» ریشه دارد.
برآیند یافتهها حاکی از آن است که مسئله اصلی در گفتمان انرژی، کمبود پیام یا ضعف اطلاعرسانی نیست، بلکه فرسایش سرمایه اعتماد نسبت به «عدالت در توزیع فشار مصرف» است. در چنین شرایطی، تداوم پیامهای دستوری و توصیهای میتواند به تثبیت روایتهای انتقادی درباره دوگانگی مصرف میان مردم و نهادهای حاکمیتی منجر شود و زمینه بازتولید بیاعتمادی را تقویت کند.
بر این اساس، تغییر اولویت از «افزایش حجم پیام» به «بازسازی اعتماد» بهعنوان ضرورت راهبردی مطرح میشود. اقداماتی نظیر انتشار مستمر و شفاف آمار مصرف دستگاههای اجرایی، پاسخ مستقیم به ابهامات پرتکرار با حضور چهرههای فنی و غیرسیاسی، و عبور از بازنشر صرف پیامهای رسمی در سکوهای داخلی، میتواند در تعدیل این شکاف نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
در نهایت، دادههای این بازه زمانی نشان میدهد آینده سیاست ارتباطی در حوزه انرژی، نه در تکرار پیامهای صرفهجویی، بلکه در بازتعریف نسبت «حاکمیت، عدالت و مصرف» در ذهن مخاطب رقم خواهد خورد؛ نسبتی که در وضعیت فعلی، همچنان محل منازعه اصلی گفتمان عمومی باقی مانده است.















































