شهید مصطفی کلهری؛ جوانی که درس را رها کرد تا دیگران کار نکنند و در جزیره مجنون به شهادت رسید
شهید مصطفی کلهری؛ جوانی که درس را رها کرد تا دیگران کار نکنند و در جزیره مجنون به شهادت رسید
او در شب میلاد با برکت حضرت محمد(ص) در سال ۱۳۳۸ در خانواده‌ای مذهبی در قم به دنیا آمد. مصطفی کلهری، جوانی که به قول پدرش «خیلی غیرتی» بود و نمی‌توانست تحمل کند خودش درس بخواند و دیگران کار کنند، با وجود اینکه دانش‌آموز ممتازی بود، درس را رها کرد و به سوی کار شتافت. از بنایی تا کاراته، از تعاونی کشاورزی تا فرماندهی گردان سیدالشهدا(ع) در عملیات خیبر، زندگی او سرشار از حماسه و ایثار بود. سرانجام در ۲۵ بهمن ۱۳۶۴ در عملیات بدر در جزیره مجنون، در ۲۶ سالگی به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه‌اش، شهادتی تکه‌تکه، دست یافت.

از مکتب تا کارگاه بنایی؛ جوانی که درس را رها کرد

مصطفی کلهری در سال ۱۳۳۸ در شب میلاد با برکت حضرت محمد(ص) در خانواده‌ای مذهبی در شهر قم به دنیا آمد. دوران تحصیل او کوتاه بود و تا دوره راهنمایی درس خواند. به قول پدر بزرگوارش، «مصطفی» پسری بود خیلی غیرتی؛ نمی‌توانست تحمل کند که خود تحصیل کند ولی دیگران کار کنند. با وجود اینکه دانش‌آموز ممتازی بود، درس را رها نمود و به سوی کار شتافت. او پس از ترک تحصیل به «بنایی» روی آورد و تا پیروزی انقلاب، به این شغل پرداخت. در جریان مبارزات سیاسی علیه رژیم، فعالیت‌های مستمر و قابل‌توجهی داشت و یکی دو بار هم مجروح و دستگیر شد. پس از آزادی از زندان و پیروزی مبارزات، به ورزش روی آورد و در «کاراته» موفقیت‌هایی کسب نمود.

از تعاونی کشاورزی تا دفاع مقدس

پس از پیروزی انقلاب، «مصطفی» در نهادهای مختلف به خدمت پرداخت. از دیگر کارهای او، تشکیل یک «تعاونی کشاورزی» به کمک چند تن از دوستان همفکرش بود که هدفی جز کمک در امر خودکفا شدن میهن اسلامی نداشت. با شروع جنگ تحمیلی، مصطفی کلهری دست از کار کشید و راهی جبهه شد. مدتی در غرب و پس از آن در جنوب، جبهه‌ها را در نوردید و حماسه‌های بزرگ و باشکوه را بیافرید. در غرب بود که با آتش پدافند، سوخوری متجاوز عراقی را سرنگون ساخت و مدتی هم فرماند خط غرب گشت. در جنوب، از «عملیات رمضان» تا «عملیات بدر» حضوری مستمر و مفید داشت.

حماسه خیبر؛ فرماندهی گردان سیدالشهدا(ع)

در عملیات محرم، هم‌زمان با مجروحیت مصطفی، برادرش هم شهید شد. دوران نقاهتش که گذشت، با قوت بیشتری به میدان رزم آمد؛ حالا باید جای خالی محمدتقی را هم پر می‌کرد. کمتر عملیاتی پیش می‌آمد که مجروح نشود. با این وجود برای ماندن در منطقه پافشاری می‌کرد. حماسه‌آفرینی‌های او در «عملیات خیبر» در تاریخ پرغرور هشت سال دفاع مقدس ماندگار است. همه‌جا صحبت از وی و رشادت‌های گردانش – سیدالشهدا(ع) – بود. این عملیات منجر به تثبیت خط پدافندی «جزایر جنوبی مجنون» شد. مصطفی به پاس مقاومت و نبرد غرورآفرین و سرنوشت‌سازش، تقدیرنامه‌ای از «قرارگاه خاتم‌الانبیاء» دریافت کرد؛ اگرچه هیچ‌کس – به جز تنی چند از دوستانش – از آن مطلع نشد.

شهادت در جزیره مجنون؛ آرزویی که محقق شد

سرانجام مصطفی کلهری در سن ۲۶ سالگی در تاریخ بیست و پنجم بهمن ۱۳۶۴ در عملیات بدر در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل گردید. او که در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: «خدایا! می‌خواهم شهادتی نصیبم کنی که اگر جنازه مرا آوردند تکه‌تکه باشد تا نزد شهدای دیگر سرافراز باشم»، به آرزوی دیرینه‌اش رسید و با شهدای کربلا محشور شد.

وصیت‌نامه؛ سندی از یک عمر عاشقی

در وصیت‌نامه شهید مصطفی کلهری آمده است: «… خدایا! توبه مرا قبول کن در این وقت سحر، مرا دوست بدار و به نزد خود ببر. چرا مرا نمی‌بری؟ من قبول دارم آدم بدی هستم. تو به لطف خود مرا ببر. دیگر نمی‌توانم زنده بمانم. به شهادت این برادران خسته شدم. از بس خانه مفقودین، شهدا و مجروحین رفتم، از بس که مادران آنها را دیدم دیگر نمی‌توانم به گلزار بروم. قلب من تنگ شده است. خدایا! می‌خواهم شهادتی نصیبم کنی که اگر جنازه مرا آوردند تکه‌تکه باشد تا نزد شهدای دیگر سرافراز باشم. خدایا! مرا با شهدای کربلا محشور کن. خدایا! نمی‌دانم چطور با تو صحبت کنم با این گناهانی که کرده‌ام ولی می‌دانم که تو کریمی، امید ناامیدی، دیگر نمی‌توانم چیزی بگویم فقط مرا بیامرز و مدیون خون شهدا مکن. از خدا می‌خواهم که شهادت نصیبم کند و دیگر هیچ آرزویی ندارم. در جبهه غرب که این سعادت نصیب من نشد ولی وقتی که به جنوب آمدم یاد امام حسین(ع)، ابوالفضل(ع)، علی‌اکبر(ع)، قاسم(ع) و ۷۲ تن افتادم و دلم آتش گرفت و گفتم چه قدر بی‌لیاقت هستم که تا به حال زنده ماندم… برادران و خواهرانم! فرزندانتان را در راه اسلام تربیت کنید. نگاه به زیردستان خود کنید که خدا از شما راضی باشد. خدا را شکر کنید و نگاه به بالادست خود نکنید که طمع دنیا شما را بگیرد. در سختی‌ها آن قدر صبر کنید که صبر از دست شما خسته شود. زمانی که دنیا رو به شما آورد، پشت به دنیا کنید. از هر چه که به سر شما می‌آید راضی باشید. البته آزاده باشید، تا می‌توانید به فقیران کمک کنید. روزی را از خدا بخواهید، نه از بنده خدا… خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.»

جمع‌بندی: «به مراد خودش رسید»

شهید مصطفی کلهری، جوانی از دیار قم، که از بنایی تا کاراته و از تعاونی کشاورزی تا فرماندهی گردان سیدالشهدا(ع) را پیمود، در ۲۵ بهمن ۱۳۶۴ در جزیره مجنون به شهادت رسید. او که در وصیت‌نامه‌اش آرزوی شهادتی تکه‌تکه را داشت تا نزد شهدای دیگر سرافراز باشد، به آرزوی دیرینه‌اش رسید. زندگی او، روایت جوانی است که از دل کارگاه بنایی تا میدان نبرد، مسیر شهادت را با عشق و ایمان پیمود و در نهایت، به مراد خود رسید. امروز، نام او در تاریخ دفاع مقدس و در یاد خانواده، همرزمان و مردمی که او را می‌شناسند، زنده است. شهادت، برای او نه یک پایان، که آغازی بر جاودانگی بود.