چین چگونه یک‌تنه از فاجعه انرژی جهانی جلوگیری کرد؟
چین چگونه یک‌تنه از فاجعه انرژی جهانی جلوگیری کرد؟
بسته‌شدن تنگه‌ی هرمز در پی جنگ علیه ایران، زنگ‌های خطر را برای بازار نفت به صدا درآورد؛ کارشناسان هشدار دادند قیمت نفت به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید. اما پنج ماه بعد، نفت به‌دشواری از مرز ۱۰۰ دلار فراتر رفته است. معمای بزرگ این جنگ، پاسخ تازه‌ای دارد؛ پاسخی که نامش چین است. بزرگ‌ترین واردکننده‌ی نفت جهان، واردات خود را به‌ناگاه نصف کرد، اما هیچ‌کس نمی‌داند این کشور چگونه نیازهای انرژی خود را بدون این حجم از نفت تأمین کرده است.

۱. رمزگشایی از یک معمای جهانی؛ چین چگونه بازار نفت را مهار کرد؟

پیش‌بینی‌های فاجعه‌بار درباره‌ی قیمت نفت، مبتنی بر اصول ساده‌ی عرضه و تقاضا بود. تنگه‌ی هرمز، روزانه میزبان عبور ۲۰ میلیون بشکه نفت بود؛ یعنی یک‌پنجم کل عرضه‌ی جهانی. بسته‌شدن این آبراه، باید به رقابتی وحشیانه برای تصاحب نفت باقی‌مانده و جهشی کُشنده در قیمت‌ها منجر می‌شد. اما این اتفاق نیفتاد؛ چرا که تقاضا نیز دستخوش تغییر شد.

چین که پیش از جنگ، بیش از کل قاره‌ی اروپا و تقریباً دو برابر آمریکا نفت وارد می‌کرد، چند هفته پس از آغاز درگیری، خرید نفت خود را به‌ناگاه کاهش داد و در نهایت آن را به نصف سطح پیش از جنگ رساند. حجم نفتِ خریداری‌نشده‌ی چین، حدود ۵ میلیون بشکه در روز بود؛ رقمی که تقریباً یک‌چهارم نفتِ ازدست‌رفته در پی بسته‌شدن تنگه را تشکیل می‌داد. این کاهشِ عظیمِ تقاضا، عملاً فشارِ شوکِ عرضه را خنثی کرد و از جهشِ فاجعه‌بارِ قیمت‌ها جلوگیری نمود.

۲. چین بدون نفتِ وارداتی؛ معمایی درونِ یک معما

اگر کاهشِ واردات، پاسخِ بخشِ تقاضایِ معادله است، سؤالِ بزرگ اینجاست: چینِ درحال‌رشد با ۱.۴ میلیارد جمعیت، چگونه توانسته نیازهای عظیمِ انرژیِ خود را بدون این حجمِ عظیمِ نفتِ خارجی تأمین کند؟ این پرسش، به معمایی بزرگ‌تر و همچنان بی‌پاسخ بدل شده است.

کارشناسان چند نظریه را مطرح کرده‌اند، اما هیچ‌یک به‌تنهایی قانع‌کننده نیست:

  • ذخایر استراتژیکِ مخفی: نظریه‌ای که بیش از همه مورد توجه قرار گرفته، وجود «تأسیسات مخفیِ ذخیره‌سازیِ نفت» در چین است. بر اساس این فرضیه، پکن افزون بر ذخایر شناخته‌شده‌اش، نفتِ خام و فرآورده‌هایی مانند گازوئیل و بنزین را در انبارهای پنهان ذخیره کرده است. این در حالی است که مخازنِ روبازِ شناخته‌شده‌ی چین، از آغازِ جنگ تاکنون، همچنان پُر بوده‌اند و نشانه‌ای از تخلیه‌ی آنها دیده نمی‌شود.

  • مدیریتِ هوشمندانه‌ی تقاضا: نظریه‌ی دیگر بر این باور است که چین با مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ شامل کاهشِ تعمدیِ واردات، اتکا به ذخایرِ موجود و مدیریتِ دقیقِ تقاضا، ورق را برگردانده و از فاجعه جلوگیری کرده است.

  • افزایشِ تولیدِ داخلی و تغییرِ مسیرِ واردات: برخی تحلیل‌گران گمان می‌کنند که چین ممکن است بخشی از نفتِ موردنیاز خود را از طریقِ افزایشِ تولیدِ داخلی، تغییرِ مسیرِ واردات به منابعِ جایگزین (مانند نفتِ روسیه)، یا کاهشِ پالایش تأمین کرده باشد.

با این حال، هیچ‌یک از این نظریه‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند ابعادِ این معما را توضیح دهد و رازِ اصلیِ چین، همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

۳. چین، برنده‌ی نهاییِ جنگ؟ انگیزه‌های راهبردیِ پکن

اگر «چگونگی» این اقدام، معمایی فنی است، «چرایی» آن، معمایی راهبردی و ژئوپلیتیک است. چرا چین باید چنین ریسکِ عظیمی را بپذیرد و با کاهشِ تعمدیِ واردات، اقتصادِ خود را در معرضِ فشار قرار دهد؟

برخی از کارشناسان معتقدند که پکن، بحرانِ تنگه‌ی هرمز را نه یک تهدید، که یک فرصتِ راهبردی می‌بیند؛ فرصتی برای نشان‌دادنِ قدرتِ اقتصادی و تاب‌آوریِ خود به جهان. چین با این اقدام، پیامی روشن به جهان مخابره کرده است: «ما می‌توانیم در برابر بزرگ‌ترین شوک‌های نفتی، نه فقط دوام بیاوریم، بلکه ثباتِ بازار را نیز حفظ کنیم.» این حرکت، در واقع اقدامی برای ایجادِ قدرتِ نرم و تثبیتِ جایگاهِ چین به‌عنوان یک ابرقدرتِ اقتصادیِ مسئول است.

از سوی دیگر، تداومِ این وضعیت، منافعِ راهبردیِ بلندمدتی برای چین به همراه دارد. با مهارِ قیمتِ نفت، چین:

  • از شرکای تجاری‌اش محافظت می‌کند: بسیاری از کشورهایِ درحال‌توسعه که به وارداتِ نفت وابسته‌اند، از جهشِ قیمتِ نفت در امان می‌مانند و اقتصادِ آنها دچارِ رکود نمی‌شود. این امر، به افزایشِ نفوذِ اقتصادیِ چین در این کشورها می‌انجامد.

  • به رقبایِ ژئوپلیتیکِ خود ضربه می‌زند: اقتصادِ آمریکا و اروپا که به شدت به نفت وابسته هستند، با افزایشِ قیمت‌ها دچارِ تورم و رکود می‌شدند. با مهارِ قیمت‌ها، چین عملاً از تشدیدِ فشار بر رقبایِ خود جلوگیری کرده است.

  • تصویرِ خود را به‌عنوانِ «بازیگرِ مسئول» تثبیت می‌کند: چین با این اقدام، خود را در قامتِ یک «بازیگرِ مسئول» در نظامِ بین‌الملل معرفی کرده است که می‌تواند از منافعِ جمعیِ جهان در برابرِ بحران‌ها محافظت کند.

۴. آینده‌ی مبهم؛ این راز تا کجا ادامه خواهد یافت؟

سؤالِ نهایی که ذهنِ تحلیلگران را به خود مشغول کرده، این است که این وضعیت تا چه زمانی می‌تواند ادامه یابد؟ هیچ‌کس نمی‌داند که چین تا چه اندازه ذخیره‌ی استراتژیک دارد و چه زمانی مجبور به بازگشت به بازار خواهد شد.

اداره‌ی اطلاعاتِ انرژیِ آمریکا تخمین می‌زند که چین در سال ۲۰۲۵ به‌طور متوسط روزانه ۱.۱ میلیون بشکه به ذخایرِ استراتژیکِ خود افزوده و مجموعِ ذخایرِ آن در پایانِ سالِ گذشته به ۱.۴ میلیارد بشکه رسیده است. اما این رقم، در مقایسه با ۵ میلیون بشکه‌ای که چین روزانه از وارداتِ خود کم کرده، چندان چشم‌گیر نیست.

آینده‌ی این معما، به عواملِ متعددی بستگی دارد:

  • ادامه‌ی جنگ و بسته‌بودنِ تنگه‌ی هرمز: تداومِ وضعیتِ کنونی، چین را مجبور می‌کند که به سیاستِ کاهشِ واردات ادامه دهد.

  • تواناییِ چین در تأمینِ انرژی از منابعِ جایگزین: افزایشِ واردات از روسیه و دیگر کشورها، می‌تواند فشار را بر ذخایرِ چین کاهش دهد.

  • اراده‌ی سیاسیِ پکن: در نهایت، این پکن است که تصمیم می‌گیرد این بازیِ راهبردی را تا کجا پیش ببرد و چه زمانی برگه‌هایِ خود را رو کند.

جمع‌بندی: «معمایی که نظمِ جهانی را بازتعریف می‌کند»

جنگِ ایران، بزرگ‌ترین آزمونِ تاب‌آوریِ نظامِ انرژیِ جهانی در دهه‌های اخیر بوده است. اما برخلافِ تمامِ پیش‌بینی‌ها، این آزمون با موفقیت پشتِ سر گذاشته شد؛ نه به دلیلِ تدبیرِ آمریکا یا همکاریِ اوپک، بلکه به دلیلِ اقدامِ مرموز و حساب‌شده‌ی چین.

چین با کاهشِ تعمدیِ وارداتِ نفت، از یک سو از فاجعه‌ای جهانی جلوگیری کرد و از سوی دیگر، قدرتِ خیره‌کننده‌ی اقتصادیِ خود را به رخِ جهان کشید. این اقدام، معمایی است که پاسخِ آن، نه فقط در انبارهایِ مخفیِ نفت، که در راهبردِ کلانِ پکن برای بازتعریفِ نظمِ جهانی نهفته است. چین با این حرکت، ثابت کرد که بازیگرِ اصلیِ میدانِ انرژیِ جهان است و می‌تواند با یک تصمیم، سرنوشتِ اقتصادِ جهانی را تغییر دهد.

هنوز هیچ‌کس نمی‌داند که این معما چگونه پایان خواهد یافت و چین چه زمانی دستِ خود را رو خواهد کرد. اما یک چیز مسلم است: نقشِ چین در این جنگ، نه فقط یک اقدامِ اقتصادی، که یک بیانیه‌ی راهبردیِ بزرگ برای نظمِ نوینِ جهانی بود؛ نظمی که در آن، پکن در مرکزِ معادلاتِ انرژیِ جهان ایستاده است.