شهید علی امرایی؛ جوانی که با زبان روزه به قافله مدافعان حرم پیوست
شهید علی امرایی؛ جوانی که با زبان روزه به قافله مدافعان حرم پیوست
او در کودکی برای بچه‌های محله هیئت راه می‌انداخت، در نوجوانی پای کار مسجد و قرآن بود، در جوانی به کمک ایتام و محرومان می‌شتافت و در نهایت برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) راهی سوریه شد. علی امرایی، جوان ۳۰ سالهٔ شهرری، که زندگی‌اش را از مسجد سیدالشهدا(ع) آغاز کرد و در مسیر خدمت به اهل‌بیت(ع) و محرومان گام برداشت، سرانجام در نخستین روز تیرماه ۱۳۹۴، در منطقه درعای سوریه، بر اثر اصابت موشک به خودرو به شهادت رسید. او در آن روز روزه‌دار بود و شهادتش در پنجمین روز ماه مبارک رمضان، یادآور واقعه کربلا و حضرت علی‌اکبر(ع) شد.

از نازی‌آباد تا شهرری؛ کودکی با نامِ علی

علی امرایی در ۱۲ دی‌ماه سال ۱۳۶۴ در خانواده غلامرضا امرایی متولد شد. خانواده او مدتی در نازی‌آباد تهران زندگی کردند و سپس در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در شهرری ساکن شدند. علی از همان کودکی روحیه‌ای پرنشاط و اجتماعی داشت و به گفته مادرش، خیلی زود توانست محبت اطرافیان را به خود جلب کند. نام علی نیز پیش از تولدش به عشق امیرالمؤمنین(ع) برای او انتخاب شده بود؛ نامی که سال‌ها بعد با مسیری که در دفاع از اهل‌بیت(ع) برگزید، معنایی عمیق‌تر پیدا کرد. از همان سال‌های ابتدایی، نشانه‌های یک زندگیِ معنوی در او نمایان بود؛ مسجد و هیئت، بخشِ جدایی‌ناپذیرِ زندگی‌اش شدند.

مسجد، هیئت و مداحی؛ سه‌گانهٔ شکل‌گیری یک مجاهد

رابطه علی با مسجد و هیئت از همان سال‌های کودکی شکل گرفت. او ابتدا در مسجد به عنوان مکبر فعالیت می‌کرد و بعدها به قرائت قرآن و دعا و سپس مداحی روی آورد. محرم که فرا می‌رسید، برای بچه‌های هم‌سن‌وسالش هیئت راه می‌انداخت و حتی در همان سنین پایین تلاش می‌کرد فضای عزاداری و خدمت به اهل‌بیت(ع) را در میان دوستانش ایجاد کند. این علاقه با گذشت زمان جدی‌تر شد و علی به صورت حرفه‌ای به مداحی پرداخت و در مراسم مذهبی و مجالس اهل‌بیت(ع) حضور مستمر داشت. فعالیت‌های مذهبی او تنها به مداحی محدود نماند. در سال‌های نوجوانی و جوانی به جوانی فعال، مسئولیت‌پذیر و دغدغه‌مند تبدیل شد و در مسجد و محله نقش بیشتری بر عهده گرفت. بعدها فرماندهی پایگاه بسیج مسجد سیدالشهدا(ع) را بر عهده گرفت و در کنار فعالیت‌های فرهنگی، مسئولیت کاروان‌های راهیان نور و کاروان‌های زیارتی قم و جمکران را نیز انجام داد. او تلاش می‌کرد نسل نوجوان و جوان را با فرهنگ مسجد، شهدا و معارف اهل‌بیت(ع) پیوند دهد و فعالیت‌های فرهنگی را از فضای شعار به عرصه عمل و خدمت اجتماعی بکشاند.

خدمت به محرومان؛ دینداری در سکوت

یکی از ویژگی‌های برجسته شهید امرایی، توجه جدی او به محرومان و خانواده‌های نیازمند بود. پس از شهادتش، خانواده دریافتند که بخش قابل توجهی از درآمد او صرف کمک به ایتام و خانواده‌های بی‌سرپرست می‌شده است. مادرش روایت کرده است که علی درآمد خوبی داشت، اما خانواده حتی از این درآمد برای خود او نیز بهره چندانی نمی‌دیدند و بسیاری از کمک‌های او به نیازمندان در سکوت انجام می‌شد. این روحیه خدمت‌رسانی نشان می‌داد که برای علی، دینداری تنها در مراسم مذهبی خلاصه نمی‌شد و کمک به انسان‌های گرفتار را نیز بخشی از مسئولیت خود می‌دانست. او در نوجوانی از مدرسه اخراج شد؛ نه به‌خاطر بی‌تفاوتی، بلکه به‌دلیل حساسیت نسبت به باورهایش. مادرش نقل کرده که او در دوران مدرسه به دلیل فعالیت‌های فکری و مواضعی که درباره مسائل سیاسی و اعتقادی داشت، با مسئولان مدرسه دچار اختلاف شد و حتی مدتی از مدرسه اخراج شد. این روایت، تصویری از جوانی ارائه می‌کند که از همان سنین پایین نسبت به باورهای خود حساس بود و تلاش می‌کرد آنها را در زندگی اجتماعی‌اش نیز دنبال کند.

از سپاه قدس تا درعای سوریه؛ مسیر شهادت

علی تحصیلات خود را در رشته کامپیوتر ادامه داد و در دانشگاه نیز همین رشته را دنبال کرد. اما مسیر زندگی او در کنار تحصیل، بیش از هر چیز با فعالیت‌های فرهنگی، بسیجی و جهادی گره خورده بود. او از سال ۱۳۸۸ در مجموعه سپاه قدس فعالیت داشت و به مرور، با توجه به شرایط منطقه و گسترش فعالیت گروه‌های تکفیری، مأموریت‌هایش به سوریه پیوند خورد. در سوریه برای فعالیت خود نام جهادی «حسین ذاکر» را برگزیده بود. با آغاز حضور گروه‌های تکفیری در سوریه و افزایش تهدیدها علیه اماکن مقدس، علی امرایی در چندین نوبت راهی سوریه شد. او به عنوان نیروی مستشاری در این جبهه حضور داشت و مأموریتش تنها یک حضور نظامی ساده نبود، بلکه بخشی از مسئولیت او در حوزه آموزش، مشاوره و همراهی با نیروهای مقاومت در میدان بود. برای جوانی که سال‌ها در مسجد و هیئت فعالیت کرده و با فرهنگ شهادت و دفاع از اهل‌بیت(ع) بزرگ شده بود، حضور در سوریه ادامه همان مسیری محسوب می‌شد که از سال‌های کودکی آغاز کرده بود.

شهادت در روزه‌داری؛ پیوندی با واقعه کربلا

علی در آخرین مأموریت خود در منطقه درعا حضور داشت. روز نخست تیرماه سال ۱۳۹۴، خودرو حامل او در شهر درعا هدف اصابت موشک قرار گرفت و علی امرایی به همراه دو همرزمش، شهیدان حسن غفاری و محمد حمیدی، به شهادت رسید. او در آن روز روزه‌دار بود و شهادتش در پنجمین روز ماه مبارک رمضان اتفاق افتاد. نحوه شهادت علی امرایی برای خانواده‌اش یادآور واقعه کربلا و به‌ویژه حضرت علی‌اکبر(ع) بود. در روایت‌های منتشرشده از خانواده، شهادت او با حضرت علی‌اکبر(ع) پیوند خورده است؛ جوانی که در راه دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) جان خود را تقدیم کرد و با زبان روزه به شهادت رسید. این تشبیه برای خانواده او تنها یک تعبیر احساسی نبود، بلکه بازتاب تصویری بود که از سال‌ها دلبستگی علی به اهل‌بیت(ع) و خدمت او در مسجد و هیئت در ذهن داشتند. پیکر شهید علی امرایی پس از انتقال به ایران، در چهارم تیرماه سال ۱۳۹۴ پس از تشییع در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

جمع‌بندی: «از مسجد تا میدان؛ روایت یک عمر خدمت»

شهید علی امرایی را می‌توان نمونه‌ای از نسلی دانست که میان عبادت، خدمت اجتماعی و جهاد فاصله‌ای نمی‌دید. برای او مداحی و خدمت به عزاداران، کمک به ایتام، فعالیت فرهنگی، فرماندهی پایگاه بسیج و حضور در جبهه دفاع از حرم، حلقه‌های جدا از هم نبودند؛ همه اینها در یک مسیر معنا پیدا می‌کردند. مسیری که از مسجد سیدالشهدا(ع) شهرری آغاز شد و سرانجام به درعا در سوریه رسید. علی امرایی در سی‌سالگی به شهادت رسید، اما آنچه از زندگی او باقی مانده، تنها یک نام و تاریخ شهادت نیست. خاطرات مادر، روایت دوستان و همرزمان و مزار او در قطعه ۲۶ بهشت زهرا(س)، هر کدام بخشی از داستان جوانی را روایت می‌کنند که تلاش کرد باورهایش را در میدان زندگی به عمل تبدیل کند. نام شهید علی امرایی امروز بخشی از دفتر شهدای مدافع حرم تهران است؛ شهیدی که زندگی‌اش نشان می‌دهد گاهی مسیر شهادت از همان کوچه‌ها و مسجدهای محله آغاز می‌شود. علی رفت، اما تصویری که از او باقی مانده، تصویر جوانی است که میان محبت اهل‌بیت(ع)، خدمت به مردم و دفاع از حرم حضرت زینب(س) پیوندی ناگسستنی برقرار کرده بود.