به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بینالمللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، پس از شهادت مظلومانه قائد شهید امت، دشمنان جمهوری اسلامی با تمام توان خود وارد میدان جنگ روایتها شدند. رسانههای معاند و جریانهای ضدانقلاب با بهرهگیری از شایعات، تحریفها و عملیات روانی، تلاش میکردند تا این رویداد عظیم را به «شکست»، «خلأ قدرت» و «پایان مقاومت» تعبیر کنند. اما پیام رهبر معظم انقلاب، با ارائه یک روایت متقن و راهبردی، این معادله را به نفع نظام و ملت ایران بر هم زد.
تبدیل «قربانی» به «قهرمان»؛ شکست پروژه یأسافکنی دشمن
هدف اصلی دشمن از ترور شخصیتهای برجسته، تنها حذف یک فرد نیست. طراحان این اقدامات تلاش میکنند با ایجاد احساس ناامیدی، بیثباتی و خلأ رهبری، افکار عمومی را به این نتیجه برسانند که جریان مقاومت تضعیف شده است. در چنین شرایطی، اگر روایت صحیح شکل نگیرد، حتی یک پیروزی میدانی نیز میتواند به شکست رسانهای تبدیل شود.
پیام رهبر انقلاب دقیقاً این معادله را برهم میزند. در این پیام، شهید نه به عنوان «قربانی» بلکه به عنوان «قهرمان» معرفی میشود؛ شخصیتی که با انتخاب آگاهانه، مسیر جهاد را پیموده و شهادت، نقطه اوج حیات اوست. به این ترتیب، دشمن از دستیابی به مهمترین هدف خود، یعنی تبدیل شهادت به نماد ضعف، بازمیماند. رهبر انقلاب در این پیام با تأکید بر «حسینی بودن» شهید، او را به کاروان عاشورا پیوند میزنند و این گونه، شهادت را در امتداد یک نهضتِ الهی و مبارک تعریف میکنند، نه یک حادثهی تلخ و ناگوار.
تبدیل فقدان به سرمایه اجتماعی؛ نمایش قدرت ملی در مراسم تشییع
ویژگی مهم دیگر این پیام، تبدیل یک فقدان به یک سرمایه اجتماعی است. رهبر انقلاب با قدردانی از حضور گسترده مردم در مراسم تشییع، این اجتماع عظیم را صرفاً یک مراسم سوگواری نمیدانند، بلکه آن را نشانه زنده بودن سرمایه اجتماعی انقلاب معرفی میکنند. در این نگاه، میلیونها انسان حاضر در خیابانها، پاسخی عملی به جنگ روانی دشمن هستند؛ پاسخی که هیچ رسانهای قادر به سانسور کامل آن نیست.
ایشان با توصیف این حضور بهعنوان «افتخاری بزرگ»، آن را به نماد «زنده بودن اسلام ناب و مکتب خمینی کبیر و خامنهای شهید» تبدیل میکنند. بدینترتیب، آنچه میتوانست بهعنوان «نقطهی ضعف» روایت شود، به «نقطهی قوّت» و «نماد هویت ملی» بدل میگردد و این، نقطهی کانونی شکست روایت دشمن است.
از تماشاگر تا کنشگر؛ دعوت به مسئولیت و اقدام
از سوی دیگر، پیام دارای یک ویژگی مهم ارتباطی است؛ به جای آنکه مخاطب را در غم متوقف کند، او را به مسئولیت دعوت میکند. تکرار مفاهیمی مانند عهد، استقامت، ادامه مسیر و امید به وعده الهی، مخاطب را از جایگاه تماشاگر به جایگاه کنشگر منتقل میکند. این همان نقطهای است که یک پیام مناسبتی به یک سند راهبردی تبدیل میشود.
تأکید بر تحقق عدالت و مجازات عاملان جنایت، پیام را از انفعال خارج میکند. رهبر انقلاب، آینده را نه با زبان حسرت، بلکه با زبان اقدام ترسیم میکنند و این نکته را یادآور میشوند که خون شهید، آغاز مسئولیتهای تازه است، نه پایان یک راه. ایشان با تأکید بر «قطعیت انتقام»، به گونهای سخن میگویند که این مطالبه را از سطح یک شعار عاطفی به یک «تکلیفِ قطعیِ تاریخی» ارتقا میدهند و عملاً پروژه «فراموشی» را که دشمن به دنبال آن بود، نقش بر آب میکنند.
بازسازی اعتماد عمومی؛ ترسیم افقی روشنتر از گذشته
شاید مهمترین دستاورد این پیام، بازسازی «اعتماد عمومی» باشد. در جنگ روایتها، جامعهای پیروز است که بتواند آینده را روشنتر از گذشته ببیند. به همین دلیل، پایان پیام با افقی امیدبخش و تمدنی گره میخورد؛ افقی که در آن، مجاهدت شهیدان در مسیر تحقق وعده الهی معنا پیدا میکند و جامعه را به ادامه حرکت فرا میخواند.
رهبر انقلاب در پایان پیام، با آرزوی «فتوحات و نصرتهای الهی» و پیوند این مسیر با ظهور حضرت ولیعصر(عج)، به روشنی نشان میدهند که این حرکت، بخشی از یک جریانِ بزرگِ تاریخی است و ملت ایران، با پشت سر گذاشتن این آزمون، با صلابتتر از گذشته به مسیر خود ادامه خواهد داد.
جمعبندی؛ روایتی که دشمن را خلع سلاح کرد
در نهایت، پیام رهبر انقلاب را باید نمونهای موفق از مدیریت افکار عمومی در شرایط بحران دانست. پیامی که اجازه نداد دشمن، روایت خود را بر ذهن جامعه تحمیل کند؛ بلکه با تبدیل سوگ به سرمایه، شهادت به حماسه، و فقدان به مسئولیت، بار دیگر نشان داد که قدرت یک ملت، تنها در تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی آن برای ساختن روایت درست از حوادث تاریخی نیز نهفته است. این پیام، «روایت دشمن» را شکست داد و «روایت ملی» را چنان بازسازی کرد که امروز، دشمنان اعتراف میکنند که این ملت، در جنگ ادراکها نیز پیروز میدان بوده است.















































