وقتی «نظر دیگرِ» رهبری، بهانه‌ای برای عبور از اصولِ دانسته می‌شود
وقتی «نظر دیگرِ» رهبری، بهانه‌ای برای عبور از اصولِ دانسته می‌شود
در روزهای پس از تفاهم، پرسشی که در محافل سیاسی و رسانه‌ای تکرار می‌شود، این است: «از کجا معلوم نظری که برخی منتقدان امروز دارند، همان “نظر دیگر” رهبر انقلاب باشد؟» این سؤال ساده، اما عمیق، ما را به یک حقیقت راهبردی رهنمون می‌کند: بله، یک «علی‌الاصول» در این میان هست که نمی‌دانیم چیست. اما در برابر این مجهول، یک سوی دیگر ماجرا پر از «علی‌الاصول»هایی است که می‌دانیم چیست. اصولی که بارها امام شهید و امام حاضر جامعه به ما گفته‌اند و نمی‌شود با ظن و گمان فردی از آن‌ها عبور کرد.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، در روزهای پس از انتشار پیام رهبر معظم انقلاب و عبارت کلیدی «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»، برخی جریان‌ها با تمسک به این عبارت، سعی در توجیه مواضع خود و حتی زیر سؤال بردن اصول مسلّم نظام دارند. اما پرسش اساسی این است: آیا می‌توان «علی‌الاصول»ِ مجهول را بهانه‌ای برای عبور از «علی‌الاصول»های دانسته و تغییرناپذیر انقلاب قرار داد؟

🧭 «علی‌الاصول»؛ بازگشت به محکمات، نه گمانه‌زنی

برخی با طرح این پرسش که «نظر دیگر رهبری چه بوده است؟»، سعی در القای این دارند که شاید مواضع آن‌ها با نظر اصلی رهبری همخوانی دارد. اما غافل از اینکه اصول و محکمات انقلاب، در طول سال‌ها بارها توسط امام شهید و رهبر معظم انقلاب تبیین شده‌اند و نیازی به گمانه‌زنی ندارند. «علی‌الاصول» به معنای بازگشت به این محکمات است، نه تفسیر شخصی از یک عبارت مبهم.

⚠️ هفت پرسش راهبردی درباره «علی‌الاصول»

در این میان، پرسش‌هایی که برخی فعالان رسانه‌ای مطرح کرده‌اند، چارچوب روشنی برای درک درست «علی‌الاصول» ارائه می‌دهد:

۱. تضعیف نیروهای نظامی به‌بهانه رأی به یک توافق:
آیا واقعاً نمی‌دانیم که «علی‌الاصول» نباید نیروهای نظامی مخلص و مجاهدی را که همه توفیقات میدان در گرو مجاهدت آن‌هاست، صرفاً به‌خاطر رأی به یک توافق تضعیف کنیم؟ این، یک اصل روشن است.

۲. پاشیدن بذر بی‌اعتمادی به نهادهای قانونی:
آیا نمی‌دانیم که «علی‌الاصول» نباید به اسم نقد، بذر بی‌اعتمادی به مسئولین و نهادهای قانونی مثل شورای عالی امنیت ملی بپاشیم؟ تخریب نهادهای قانونی، جبهه نظام را در برابر دشمن تضعیف می‌کند.

۳. نقدِ اختلاف‌افکن و فرسایش‌زا:
آیا نمی‌دانیم که «علی‌الاصول» نقد، ولو موجه، اگر به اختلاف‌افکنی و فرسایش جبهه مؤمنین منجر شود، خطاست؟ نقد باید سازنده باشد، نه تخریب‌گر.

۴. مجوز نهایی رهبری، مهم‌تر از گمانه‌زنی:
آیا نمی‌دانیم که «علی‌الاصول» مجوز نهایی رهبری از گمانه‌زنی درباره نظر اولیه مهم‌تر است؟ وقتی رهبری «اجازه» صادر می‌کنند، این اجازه، حجت شرعی و عقلانی است.

۵. حفظ خیابان و پشتوانه مردمی:
آیا نمی‌دانیم که «علی‌الاصول» حفظ خیابان اهمیت دارد و نباید با اختلاف‌افکنی، پشتوانه مردمی میدان را تضعیف کرد؟ حضور مردم، بزرگ‌ترین سرمایه نظام است.

۶. اصل مذاکره، بدون مجوز امام جامعه ممکن نیست:
آیا نمی‌دانیم که «علی‌الاصول» اصل مذاکره، بدون مجوز امام جامعه ممکن نیست؟ این مجوز، فصل‌الخطاب است.

۷. وحدت، اصلِ تغییرناپذیر:
آیا نمی‌دانیم که «علی‌الاصول» وحدت، یک اصل تغییرناپذیر است؟ شکستن وحدت به بهانه «علی‌الاصول»ِ مجهول، منطقی نیست.

🧩 وحدت؛ محکم‌ترین اصلِ علی‌الاصول

برخی می‌گویند وحدت اصل است، اما وحدت فقط حول «علی‌الاصول» معنا می‌یابد. در پاسخ باید گفت: اگر هرکس برداشت خودش از «علی‌الاصول» را معیار وحدت قرار دهد، اساساً دعوت به وحدت ناممکن می‌شود. وحدت، نه یک امر سانتی‌مانتال و فانتزی، بلکه بخشی از توان ملی است. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «تاب‌آوری مردم در جنگ، یکی از ارکان مبارزه است.» و تردیدی نیست که اختلاف‌افکنی میان نیروهای مؤمن و انقلابی، اولین ثمره‌اش تضعیف همین تاب‌آوری است.

💎 حرف آخر؛ «حی علی‌الاصول» یعنی بازگشت به محکمات

در جمع‌بندی، «حی علی‌الاصول» یعنی بازگشت به محکمات. یعنی وقتی چیزی را نمی‌دانیم، آن را بهانه‌ای برای عبور از چیزهایی که می‌دانیم قرار ندهیم. اصول انقلاب، وحدت، اعتماد به نهادهای قانونی، حفظ نیروهای مسلح و پشتوانه مردمی، همه از آن «علی‌الاصول»های دانسته‌ای هستند که نباید با گمانه‌زنی‌های شخصی و تفسیرهای سلیقه‌ای به حاشیه رانده شوند. این، همان راهِ روشن انقلاب است که با خون شهیدان آبیاری شده و با تدبیر رهبری، همچنان پابرجاست.