محور مقاومت و افق حکومت جهانی عدل
محور مقاومت و افق حکومت جهانی عدل
در فرهنگ مهدویت، آینده بشر با حاکمیت عدالت و غلبه حق بر باطل پیوند خورده است. ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) در باور شیعه، تنها یک حادثه تاریخی برای یک ملت یا منطقه نیست، بلکه تحولی جهانی است که در افق آن، عدالت در گستره زندگی انسان‌ها تحقق می‌یابد. از این منظر، هر حرکت اجتماعی که خود را در مسیر عدالت‌خواهی، دفاع از مظلوم و مقابله با سلطه تعریف می‌کند، می‌تواند با فرهنگ انتظار ارتباط پیدا کند؛ البته بدون آنکه بتواند ادعا کند تحقق ظهور یا زمان آن در اختیار اوست. این گزارش، به واکاوی نسبت میان محور مقاومت و آرمان مهدوی می‌پردازد.

به گزارش پایگاه خبری قرارگاه بین‌المللی سازندگی اباصالح المهدی (عج)، محور مقاومت در ادبیات سیاسی معاصر، مجموعه‌ای از جریان‌ها و گروه‌هایی است که در برابر اشغال، سلطه خارجی و برخی سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند. این جریان‌ها در کشورهای مختلف، اهداف، ساختارها و دیدگاه‌های متفاوتی دارند و نمی‌توان همه آنها را یکسان دانست. با این حال، مفهوم مشترکی که در گفتمان آنها برجسته است، ایستادگی در برابر سلطه و حمایت از آرمان فلسطین است.

از منظر مهدوی، مسئله مهم‌تر از نام جریان‌ها، ارزش‌هایی است که انسان مؤمن دنبال می‌کند. اگر انتظار به معنای امید به برقراری عدالت جهانی باشد، جامعه منتظر نمی‌تواند نسبت به ظلم بی‌تفاوت بماند. انتظار باید انسان را از انفعال خارج کند و به مسئولیت‌پذیری، خودسازی، عدالت‌خواهی و دفاع اخلاقی از حقوق انسان‌ها سوق دهد.

در این چارچوب، مقاومت می‌تواند یکی از جلوه‌های «انتظار فعال» باشد. انتظار فعال یعنی انسان ضمن اعتقاد به وعده الهی، مسئولیت امروز خود را فراموش نکند. کسی که منتظر عدالت است، باید در زندگی خود عادلانه رفتار کند؛ کسی که با ظلم مخالف است، باید از ظلم به دیگران نیز پرهیز کند؛ و جامعه‌ای که آرمان حکومت عدل جهانی را در سر دارد، باید از همین امروز برای اصلاح ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود تلاش کند.

پیوند میان محور مقاومت و افق مهدوی را همچنین می‌توان در مفهوم «مقابله با سلطه» بررسی کرد. در فرهنگ اسلامی، انسان نباید اجازه دهد اراده ظالمانه دیگران کرامت و استقلال او را از بین ببرد. مقاومت در این معنا تنها نظامی نیست. مقاومت علمی، اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای و اخلاقی نیز اهمیت دارد. ملتی که دانش تولید می‌کند، اقتصاد خود را تقویت می‌کند، هویت فرهنگی خود را حفظ می‌کند و قدرت تشخیص رسانه‌ای دارد، از ظرفیت بیشتری برای حفظ استقلال برخوردار است.

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های این مقاومت، میدان رسانه است. امروز بخش بزرگی از نبردهای سیاسی و اجتماعی در عرصه روایت‌ها شکل می‌گیرد. تصویرسازی، عملیات روانی، اخبار جعلی و تحریف واقعیت می‌توانند بر افکار عمومی اثر بگذارند. بنابراین، جامعه‌ای که خود را در مسیر عدالت می‌داند، باید در روایت حوادث نیز اخلاق را رعایت کند. دفاع از یک آرمان، مجوز انتشار شایعه یا اطلاعات تأییدنشده نیست. حقیقت‌گویی و راستی‌آزمایی، بخشی از مسئولیت جامعه منتظر است.

مسئله فلسطین در این میان جایگاهی ویژه دارد. قدس و فلسطین برای بخش بزرگی از جهان اسلام، نماد مسئله اشغال و مطالبه حقوق یک ملت است. حمایت از حقوق مردم فلسطین و مخالفت با اشغال و بی‌عدالتی می‌تواند یکی از محورهای همبستگی مسلمانان باشد. اما عدالت‌خواهی باید با رعایت کرامت همه انسان‌ها همراه باشد و نباید به نفرت‌پراکنی علیه ملت‌ها یا آسیب رساندن به غیرنظامیان منجر شود.

از سوی دیگر، افق حکومت جهانی عدل بسیار گسترده‌تر از مسئله یک سرزمین است. حکومت مهدوی در باور شیعه، آرمانی جهانی است و عدالت را برای همه انسان‌ها دنبال می‌کند. بنابراین، اگر محور مقاومت بخواهد با فرهنگ مهدویت پیوندی واقعی داشته باشد، این پیوند نباید صرفاً سیاسی یا نظامی باشد؛ بلکه باید در اخلاق، عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد، خدمت به محرومان، رشد علمی و حفظ کرامت انسان‌ها نیز خود را نشان دهد.

در واقع، یکی از معیارهای مهم سنجش هر حرکت عدالت‌خواهانه این است که با نزدیک‌ترین انسان‌ها چگونه رفتار می‌کند. نمی‌توان از عدالت جهانی سخن گفت اما در برابر فساد داخلی، تبعیض، فقر، دروغ و تضییع حقوق مردم سکوت کرد. انتظار مهدوی از انسان می‌خواهد عدالت را از خود و جامعه خویش آغاز کند.

در این میان، مفهوم «وحدت امت اسلامی» نیز اهمیت پیدا می‌کند. محور مقاومت در گفتمان خود، مقاومت را محدود به مرزهای یک کشور نمی‌داند و بر همبستگی ملت‌های منطقه تأکید می‌کند. از منظر مهدوی نیز آینده مطلوب بشر، آینده‌ای بر اساس وحدت انسان‌ها حول حق و عدالت است. البته وحدت به معنای حذف تفاوت‌های مذهبی و فرهنگی نیست؛ بلکه به معنای همکاری بر سر اصول مشترک و جلوگیری از تبدیل اختلافات به دشمنی و درگیری است.

نسل جوان نیز در این مسیر نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. آینده جهان اسلام و هر حرکت عدالت‌خواهانه‌ای، در نهایت به سطح آگاهی و توانایی نسل آینده وابسته است. جوانی که علم می‌آموزد، تاریخ را می‌شناسد، رسانه را درست تحلیل می‌کند، مهارت کسب می‌کند و نسبت به جامعه خود مسئول است، عملاً در حال ساختن آینده است. فرهنگ انتظار نباید جوان را از جهان واقعی جدا کند؛ باید او را برای ساختن جهانی بهتر آماده کند.

همچنین نباید میان فعالیت‌های محور مقاومت و ظهور حضرت مهدی(عج) رابطه‌ای قطعی و زمانی برقرار کرد. هیچ گروه یا جریان سیاسی نمی‌تواند زمان ظهور را تعیین کند یا با قطعیت ادعا کند که یک رویداد خاص، نشانه قطعی ظهور است. ظهور، وعده‌ای الهی است و جزئیات زمان آن در اختیار علم الهی قرار دارد. بنابراین، سخن گفتن از «محور مقاومت و افق حکومت جهانی عدل» باید به معنای بررسی نسبت آرمان‌های عدالت‌خواهانه با فرهنگ مهدویت باشد، نه پیشگویی درباره زمان ظهور.

از این منظر، محور مقاومت می‌تواند در بهترین برداشت، یکی از میدان‌های معاصر بروز مفهوم مقاومت در برابر سلطه تلقی شود؛ اما آرمان مهدوی بسیار فراتر از هر جریان سیاسی، نظامی یا تاریخی است. حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) را نمی‌توان با هیچ ساختار سیاسی موجود یکسان دانست. تجربه‌های امروز تنها می‌توانند انسان‌ها را با مفاهیمی مانند عدالت، استقلال، مسئولیت و مقابله با ظلم آشناتر کنند.

افق مهدوی در نهایت، افق جامعه‌ای است که در آن عدالت نه یک شعار، بلکه ساختار زندگی انسان‌هاست. بنابراین، مهم‌ترین پرسش برای جامعه منتظر این نیست که «چه زمانی ظهور اتفاق می‌افتد؟» بلکه این است که «امروز چقدر برای عدالت آماده‌ایم؟»

اگر مقاومت با اخلاق همراه باشد، اگر قدرت با عدالت کنترل شود، اگر دفاع از مظلوم با رعایت کرامت انسان‌ها صورت گیرد، اگر علم و پیشرفت در خدمت جامعه قرار گیرد و اگر مبارزه با سلطه با مبارزه با فساد درونی همراه شود، آن‌گاه می‌توان از مقاومت به عنوان یکی از زمینه‌های تربیتی جامعه منتظر سخن گفت.


جمع‌بندی: مقاومت، انتظار و افق عدالت جهانی

در نهایت، محور مقاومت را نباید خودِ حکومت جهانی عدل دانست؛ بلکه می‌توان آن را در چارچوب گفتمان خود، یکی از جریان‌های معاصر مقاومت در برابر سلطه و اشغال دانست که آرمان‌هایش در برخی ابعاد با عدالت‌خواهی مهدوی هم‌پوشانی پیدا می‌کند.

از مقاومت امروز تا عدالت مهدوی، آنچه مسیر را معنا می‌کند نه ادعای نزدیک بودن ظهور، بلکه وفاداری به حق، عدالت، کرامت انسان و مسئولیت در برابر ظلم است. پیروزی نهایی حق، به معنای بی‌ارزش شدن زندگی و امنیت انسان‌ها در مسیر مبارزه نیست. مقاومت باید با اخلاق همراه باشد. دفاع از مظلوم، مقابله با اشغال و مخالفت با سلطه، نباید به توجیه ظلم علیه انسان‌های بی‌گناه تبدیل شود. اگر هدف نهایی، عدالت جهانی است، مسیر رسیدن به آن نیز باید تا حد امکان با عدالت، کرامت و اخلاق همراه باشد.

ظهور، افق نهایی عدالت است؛ مقاومت، مسئولیت امروز در برابر ظلم؛ و انتظار، پلی است که این دو را در ذهن و عمل انسان مؤمن به یکدیگر پیوند می‌دهد.