از مدرسه شجره طیبه تا عذرخواهی پرستویی؛ چرا مدعیان «آزادی» تحمل یک انتقاد را هم ندارند؟
از مدرسه شجره طیبه تا عذرخواهی پرستویی؛ چرا مدعیان «آزادی» تحمل یک انتقاد را هم ندارند؟

  حادثه تلخ حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت جمعی از دانش‌آموزان، یکی از دردناک‌ترین تصاویر جنگ اخیر را در حافظه ملت ایران ثبت کرد؛ کودکانی که در محیط مدرسه، در کنار همکلاسی‌ها و معلمان خود، قربانی حمله‌ای شدند که خانواده‌های آنان را برای همیشه داغدار کرد. در میان این کودکان، نام ماکان […]

 

حادثه تلخ حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت جمعی از دانش‌آموزان، یکی از دردناک‌ترین تصاویر جنگ اخیر را در حافظه ملت ایران ثبت کرد؛ کودکانی که در محیط مدرسه، در کنار همکلاسی‌ها و معلمان خود، قربانی حمله‌ای شدند که خانواده‌های آنان را برای همیشه داغدار کرد. در میان این کودکان، نام ماکان نصیری به نمادی از مظلومیت قربانیان این حادثه تبدیل شد؛ کودکی که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، شدت تخریب به حدی بود که خانواده‌اش حتی امکان یافتن پیکر او و برگزاری مراسم وداع را نیز پیدا نکردند.

ماجرای ماکان فقط روایت یک کودک شهید نیست؛ روایت یک خانواده چشم‌انتظار و نمادی از هزینه‌ای است که مردم عادی در جنگ‌ها می‌پردازند. کودکی که باید با کیف و دفتر به مدرسه می‌رفت و به خانه بازمی‌گشت، قربانی جنگ شد و امروز خانواده‌اش با جای خالی او زندگی می‌کنند.

در چنین شرایطی، انتشار پست پرویز پرستویی بازیگر مطرح ایرانی درباره ماکان نصیری، موج تازه‌ای از بحث‌های سیاسی را در فضای مجازی به راه انداخت. پرستویی ضمن اشاره به سرنوشت این کودک، انتقاد تندی را متوجه خاندان پهلوی و هواداران آن کرد و نوشت: «تا ابد بر پهلوی و طرفدارانش لعنت». همین جمله کافی بود تا موجی از واکنش‌های تند علیه او در فضای مجازی شکل بگیرد.

اما پرسش مهم اینجاست که چرا وقتی یک هنرمند شناخته‌شده درباره سرنوشت یک کودک قربانی جنگ سخن می‌گوید، به جای پاسخ منطقی، با موج حملات مجازی مواجه می‌شود؟ آیا جریان‌هایی که خود را مدافع آزادی بیان معرفی می‌کنند، فقط زمانی آزادی بیان را می‌پذیرند که سخنان دیگران مطابق میل آنان باشد؟

ماجرا زمانی ابعاد سیاسی جدی‌تری پیدا می‌کند که مواضع رضا پهلوی درباره مداخله خارجی در ایران را مرور کنیم. او پیش از آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، بارها از مداخله خارجی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بود و حتی در گفت‌وگویی با سی‌ان‌ان، اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را در چارچوب کمک به مخالفان مطرح کرد.

پس از آغاز حملات نیز رضا پهلوی در پیامی اعلام کرد: «کمکی که رئیس‌جمهور ایالات متحده به مردم شجاع ایران وعده داده بود، اکنون رسیده است» و این حملات را «مداخله بشردوستانه» خواند.

اینجا همان نقطه‌ای است که باید پرسید: اگر بمب و موشک آمریکایی «کمک» است، پس کودکی مانند ماکان نصیری که در جریان همین جنگ قربانی می‌شود، چه نامی دارد؟ اگر حمله نظامی خارجی «مداخله بشردوستانه» است، آیا خانواده‌هایی که فرزندانشان را از دست داده‌اند نیز باید این مداخله را بشردوستانه بدانند؟

البته نمی‌توان انکار کرد که حمایت از مداخله نظامی خارجی، یک موضع سیاسی است ولی طبیعتاً باید درباره پیامدهای انسانی آن نیز پاسخگو بود. نمی‌شود از یک سو برای حمله خارجی به کشور فراخوان داد یا از آن استقبال کرد و از سوی دیگر، وقتی قربانیان غیرنظامی این حملات به موضوع افکار عمومی تبدیل می‌شوند، منتقدان را با فحاشی و فشار مجازی خاموش کرد.

در همین چارچوب، عذرخواهی بعدی پرستویی نیز قابل تأمل است. آنچه روشن است، شکل‌گیری موج سنگین واکنش‌های مجازی پس از موضع‌گیری اوست. پرستویی در ادامه تلاش کرد توضیح دهد که هدف اصلی‌اش ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان بوده است.

این اتفاق یک پیام روشن دارد: جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمی‌دهد؛ در میدان روایت نیز ادامه پیدا می‌کند. در این جنگ روایی، تلاش می‌شود جای قربانی و حامی حمله خارجی عوض شود؛ به جای آنکه درباره کودک شهید و خانواده داغدارش سخن گفته شود، منتقد حمله مورد هجمه قرار می‌گیرد.

ماجرای ماکان نصیری نباید به یک دعوای جناحی تقلیل پیدا کند. این کودک، پیش از هر چیز یک ایرانی و یک دانش‌آموز بود. خانواده‌اش حق دارند بدانند چرا فرزندشان قربانی جنگ شد و چه کسانی از حمله به ایران حمایت کردند.

امروز باید از مدعیان دموکراسی و آزادی پرسید: اگر تحمل یک انتقاد ساده از رضا پهلوی و حامیانش دشوار است، چگونه می‌توان ادعای تحمل مخالف و آزادی بیان را باور کرد؟

حقیقت این است که تاریخ درباره مواضع کسانی که برای ایران نسخه مداخله خارجی پیچیدند، قضاوت خواهد کرد. اما در حافظه ملت ایران، نام ماکان نصیری و دیگر کودکان شهید مدرسه شجره طیبه، نه در حاشیه جنگ روایت‌ها، بلکه به عنوان نماد مظلومیت کودکان ایرانی باقی خواهد ماند.

ماکان نصیری یک هشتگ سیاسی نیست؛ یک کودک ایرانی است که جنگ، او را از خانواده‌اش گرفت. و هیچ موجی از فحاشی و فشار مجازی نمی‌تواند این حقیقت را تغییر دهد.